Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 83 (5 milliseconds)
English
Persian
to fret and fume inwardly
سوختن وساختن
to grin and bear it
سوختن وساختن
Other Matches
pipe clay
گل سفید ویژه سفیدکاری وساختن سرچپق و چاپ چلوار
to burn out
سوختن
consumption
سوختن
burn
سوختن
burns
سوختن
burn in
سوختن
combustion
سوختن
broil
سوختن
broiled
سوختن
broiling
سوختن
broils
سوختن
singes
سوختن بودادن
blow out
سوختن انفجار
singeing
سوختن بودادن
heat of combustion
گرمای سوختن
smoulders
سوختن ودودکردن
smoldered
سوختن ودودکردن
afire
در حال سوختن
smoldering
سوختن ودودکردن
smolders
سوختن ودودکردن
smouldering
سوختن ودودکردن
smoulder
سوختن ودودکردن
singed
سوختن بودادن
heat value
گرمای سوختن
smouldered
سوختن ودودکردن
melted
از گرما سوختن
smolder
سوختن ودودکردن
pyric
مربوط به سوختن
heating value
گرمای سوختن
incinerate
بااتش سوختن
incinerated
بااتش سوختن
incinerates
بااتش سوختن
singe
سوختن بودادن
incinerating
بااتش سوختن
lighting hours
زمان روشنایی یا سوختن
to fret and fume inwardly
سوختن ودم نزدن
to burn away
سوختن و تمام شدن
degressive burning
سوختن طولانی خرج
progressive burning
سوختن تدریجی خرج
burnout of a crystal rectifier
سوختن یکسوکننده دیودی
bake
سوختن خشک کردن
flares
باشعله نامنظم سوختن
singed
بطور سطحی سوختن
singeing
بطور سطحی سوختن
burns
دراتش شهوت سوختن
burn
دراتش شهوت سوختن
singes
بطور سطحی سوختن
burn
سوختن مشتعل شدن
baked
سوختن خشک کردن
bakes
سوختن خشک کردن
scorches
بطور سطحی سوختن
burns
سوختن مشتعل شدن
scorch
بطور سطحی سوختن
flare
باشعله نامنظم سوختن
flammable
قابل سوختن اتشگیر
singe
بطور سطحی سوختن
smolder
بی اتش سوختن خاموش کردن
smolders
بی اتش سوختن خاموش کردن
to g. with passion
دراتش شهوت یاعشق سوختن
smoulder
بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldered
بی اتش سوختن خاموش کردن
smouldering
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoulders
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldered
بی اتش سوختن خاموش کردن
smoldering
بی اتش سوختن خاموش کردن
to souse a burning house
اب پاشیدن روی خانه درحال سوختن
sizzling
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzle
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzles
صدای سوختن کباب روی اتش
sizzled
صدای سوختن کباب روی اتش
burn down
<idiom>
کاملا سوختن (معمولابرای ساختمان استفاده میشود)
burn up
<idiom>
کاملا سوختن (معمولا برای چیزهایی غیرازساختمان)
burnout velocity
سرعت موشک در خاتمه سوختن خرج و تمام شدن ان
carry one's bat
تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
leg before
ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
out
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
outed
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out-
مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
regression rate
سرعت خطی سوختن دانههای سوخت جامد در امتداد عمودبر سطح در نقطه موردنظر
decarburizing
گرم کردن اهن یا فولاد کربن تا دمای کافی برای سوختن یا اکسید شدن کربن
burn out
تمام شدن سوخت به طور غیرمنتظره خاتمه سوزش زمان خاتمه سوزش سوختن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com