English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 138 (7 milliseconds)
English Persian
iguanodont سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
Other Matches
vegans گیاهخوار
vegan گیاهخوار
herbivore گیاهخوار
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
of old قدیم
the old world بر قدیم
anciently در قدیم
yore در قدیم
primitive قدیم
tzar امپراطورروسیه قدیم
old world دنیای قدیم
dateless بسیار قدیم
the old testament عهد قدیم
the old ways رسوم قدیم
Aborigine اهلی قدیم
the youth of the world روزگارخیلی قدیم
ancientry عهد قدیم
pierian در مقدونیه قدیم
f. times ایام قدیم
immensurable خیلی قدیم
In times past . In olden days . درروزگاران قدیم
samaria سامریه در فلسطین قدیم
carthage شهر کارتاژ قدیم
samson قاضی قدیم اسرائیل
satrap استاندار قدیم ایران
land grave کنت قدیم المانی
babylon شهر بابل قدیم
unite سکه قدیم انگلیسی
conventionality پیروی از سنت قدیم
italic وابسته به ایتالیاییهای قدیم
from immemorial times از زمان خیلی قدیم
kempo تکنیک قدیم کاراته
immemorially بطور خیلی قدیم
Old Testament پیمان یا وصیت قدیم
early مربوط به قدیم عتیق
earliest مربوط به قدیم عتیق
proconsular وابسته به فرمانداران رم قدیم
It is an old saying that … از قدیم گفته اند که ...
unites سکه قدیم انگلیسی
conservatives پیرو سنت قدیم
uniting سکه قدیم انگلیسی
proconsulship مقام فرمانداری در رم قدیم
conservative پیرو سنت قدیم
old english زبان انگلیسی قدیم
ra خدای افتاب مصریان قدیم
pony express پست سریع السیر قدیم
nestorian کلیسای نسطوری قدیم ایران
paleo arctic or palaeo وابسته بشمال دنیای قدیم
sab وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
paleethnology مبحث شناسایی انسانهای قدیم
propraetor کنسول فرمانداراستان قدیم روم
old indian defence دفاع هندی قدیم شطرنج
saker باز شکاری در اروپای قدیم
pandect حقوق مدنی روم قدیم
macaque نوعی میمون دنیای قدیم
punic اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
paleo etc وابسته بشمال دنیای قدیم
mercury یکی از خدایان یونان قدیم
old guard صنوف صاحب اعتبار قدیم
triumvier یکی از سه زمامدار روم قدیم
apis گاو مقدس مصریان قدیم
babel شهر و برج قدیم بابل
plebs توده مردم روم قدیم
triumvirates یکی از سه زمامدار روم قدیم
triumvirate یکی از سه زمامدار روم قدیم
immemorial بسیار قدیم خیلی پیش
the a of days خدای سرمدی قدیم الایام
Hamedan شهر همدان [اکباتان قدیم]
macaca نوعی میمون دنیای قدیم
stuart خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
fabliau وابسته باشعار قدیم فرانسه
tchigorin indian دفاع هندی قدیم شطرنج
ecclesiast عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
doric بسبک معماری قدیم یونان
from (since) the year one [American E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
pre chellean وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
He is an old – timer at this club . از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
shekel واحد وزن وپول بابل قدیم
propretor کنسول فرماندار استان قدیم روم
protasis نخستین قسمت درام قدیم رومی
quadriga ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
sogdian اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
from (since) the year dot [British E] <adv.> از زمان خیلی قدیم [اصطلاح روزمره]
paleontology مبحث زیست شناسی دوران قدیم
lambrequin دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
acinaces شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
hoplite سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
hierology علم خواندن خطوط قدیم مصر
archon یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
atrium اطاق میانی خانههای روم قدیم
guard mount مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
essenism اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
lawmerchant قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
doric وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
classic مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
classics مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
Whig عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
Whigs عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
mycenian اهل شهر "مسین " قدیم یونان
mycenaean اهل شهر "مسین " قدیم یونان
portcullis درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
gambit of aleppo نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
portcullises درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
uncial وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
primogeniture حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
canon low دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
shaman کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
elam کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
paleolith الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
olympiad جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
knight bachelor پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
gutta تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
scutum سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
archeologic وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
modernism نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
paleontologist ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
staged تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
fleur de lis گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fleur de lys گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
paleolithic وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
mesolithic وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
palafitte خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
yellow bile مادهء زردی که در قدیم میگفتند از کبد ترشح میشود و موجب ایجادحالت سودایی میگردد
exchanging دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchange دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
azoth جیوه که کیمیاگران قدیم انراماده اصلی فلزات میدانستند جیوه
fasces [نمادی در روم قدیم یک دسته میله که تبری در میان آن قرار داشت و و پیشاپیش فرمانداران رومی می بردند که نشان قدرت آنها بود.]
lawmerchant حقوق تجارت قدیم دادگاه تجارت
Mamluk Carpets فرش مملوک [ریشه این نام مربوط به سربازان و درباریان مصر و سوریه قدیم می باشد. طرح های اولیه آن بصورت نقوش هندسی پیچیده به همراه ترنجی بزرگ بافته شده اند.]
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
saddle cover رو زینی [اینگونه بافته ها بصورت قالیچه یا پتو در قدیم بیشتر رواج داشت و اکنون نیز در بعضی عشایر جهت استفاده شخصی بافته شده و برای تزئین روی اسب و پوشش زین بکار می رود.]
Jaff design طرح جاف [جاف از روستاهای کردستان می باشد و از قدیم به بافت انواع کیسه های خورجینی و دستی شهرت داشته است. طرح ها اکثرا لوزی شکل بوده و لبه ها حالت قالب دارند.]
Senneh سنه [نام قدیم سنندج و از مراکز بزرگ تولید فرش در غرب ایران. گره فارسی به دلیل شباهت زیاد با گره فرش این ناحیه به گره سنه نیز معروف است.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com