English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
j valve سوپاپ کپسول هوای غواص که بطور خودکار بسته شود
Other Matches
cruise valve سوپاپ ازادکننده هوای گرم بطور مرتب در پرواز
self closing بطور خودکار بسته شونده
mouthguard لوله هوای غواص
mouthpieces لوله هوای غواص
mouthpiece لوله هوای غواص
air tank کپسول هوای غواصی
automates بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automating بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
k valve شیر ساده روی کپسول هوای غواصی
blast valve سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
automatically بطور خودکار
mechanically بطور خودکار
automatism بطور خودکار
automation بطور خودکار کارکردن
automatic program control کنترل برنامه بطور خودکار
automatic gain control کنترل بازده بطور خودکار
oracularly بطور سر بسته یا مبهم ازغیب
pretendedly بطور ساختگی یا بخود بسته
valve seat insert مدخل نشست سوپاپ نشیمنگاه سوپاپ
transpondor دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد
transponder دستگاه گیرنده یااداری که بمحض دریافت مخابرهای بطور خودکار ان را جواب میدهد
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
valve seat reamer جدار تراش نشیمنگاه سوپاپ برقوی نشیمنگاه سوپاپ
self reacting بطور خودکار متعادل شونده خود بخود تطبیق شونده
fog lookouts دیدبانهای هوای نامساعد دیدبان هوای بد
synchroreceiver دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
automatic error correction تصحیح خودکار اشتباه اصلاح خودکار خطا
automatic programming روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
turbocharger گرم کننده هوای کاربوراتور انباره هوای کاربوراتور
skin-diver غواص
skin-divers غواص
skin diver غواص
forgman غواص
frogmen غواص
frogman غواص
ember goose غواص
diver غواص
ember diver غواص
cachet کپسول
capsule کپسول
capsules کپسول
packet بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
packets بخشی از router شبکه که زمان ارسال بسته داده به مقصد را مشخص میکند بسته به مسیر انتخابی
scuba diver غواص با وسایل
swim fin کفش غواص
microphone button کپسول میکروفون
gas bubbler کپسول گاز
theca پوشش کپسول
gas from cylinder گاز کپسول
microphone capsule کپسول دهنی
turbojet توربین هوای فشرده کمپرسور هوای فشرده
automatics خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
submachinegun مسلسل خودکار یانیمه خودکار
automatic خودکار مربوط به ماشینهای خودکار
automatic check کنترل خودکار بررسی خودکار
autoloader اسلحه خودکار یا نیمه خودکار
snorkeler غواص با ماسک و لوله
high pressure cylinder کپسول فشار قوی
acapsular بی حقه بدون کپسول
blasting cap کپسول دمندگی یا اتشباری
encapsulate بصورت کپسول دراوردن
spermatophore کپسول یا کیسه منی
encapsulates بصورت کپسول دراوردن
fire extinguishers کپسول اتش نشانی
fire extinguisher کپسول اتش نشانی
hand extinguisher کپسول اتش نشانی
encapsulating بصورت کپسول دراوردن
loon انواع پنگوئنهای ماهیخوار و غواص
lifelines طناب یارسن نجات غواص
bottom time مدت ماندن غواص در زیر اب
scuba dive فرورفتن غواص به زیر اب باوسایل
lifeline طناب یارسن نجات غواص
scuba وسیله ماندن غواص در زیراب
surface line طناب وصل به غواص و قایق
thecate دارای پوشش کپسول دار
thecal دارای پوشش کپسول دار
capsular دارای خصوصیات کپسول مجوف
telephone transmitter میکروفن تلفن کپسول دهنی
automatic pilot وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilots وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
effluvium پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
hang off مکث کوتاه غواص در زیر اب در صعود
buddy breathing شرکت 2 نفر در یک کپسول هوا در زیر اب
ambient water ابی که در عمق معین دراطراف غواص است
decompression stop مکث غواص کوتاه در عمقهای معین در صعود
shallow water blackout بیهوشی غواص که نفس رازیر اب حبس کرده
buddy line طنابی که در حدود 01 متر که 2 غواص را به هم وصل میکند
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
packaging ماده محافظ اشیا که بسته بندی می شوند. مواد جذاب برای بسته بندی کالاها
nitrogen narcosis حالت مستانه غواص در عمق بیش از 031 متر
septicidal مربوط به کپسول میوه که ازطول خود شکفته شود
goldie علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
aided tracking سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
battery control central مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
decompression table جدول نشاندهنده زمان و محل لازم برای صعود ارام غواص
child window پنجره کوچکتر نمیتواند از مرز پنجره بزرگتر خارج شود و وقتی پنجره اصلی بسته است آن هم بسته میشود
gift wrap بسته بندی کردن در کاغذ بسته بندی روبان دارپیچیدن
valves سوپاپ
valvate سوپاپ
valve سوپاپ
multicast packet بسته داده که به آدرسهای شبکه انتخاب شده ارسال میشود. یک بسته راه دور به تمام ایستگاههای شبکه فرستاده میشود
pyxidium کپسول گیاهی که نیمی از ان در اثر شکفتن بازواز نیم پایینش جدا میگردد مجری
check valve سوپاپ یک طرفه
tulip valve سوپاپ لولهای
blow off valve سوپاپ قطع دم
brake valve سوپاپ ترمز
valves لامپ سوپاپ
intake valve سوپاپ گاز
valve لامپ سوپاپ
pilot valve سوپاپ تنظیم
inlet valve سوپاپ ورودی
globe valve سوپاپ کروی
intake port سوپاپ ورودی
regulators سوپاپ نافم
regulator سوپاپ نافم
regulating valve سوپاپ تنظیم
intake valve سوپاپ ورودی
push rod راهنمای سوپاپ
rocker arm چکش سوپاپ
valveless بدون سوپاپ
inlet valve سوپاپ گاز
plate valve سوپاپ بشقابکی
admission port سوپاپ ورودی
plunge valve سوپاپ شناور
poppet valve سوپاپ لولهای
poppet valve سوپاپ مکش
air intake سوپاپ هوا
grinding تراشیدن سوپاپ
valviferous سوپاپ دار
injector valve سوپاپ تزریق
inlet port سوپاپ ورودی
rocker arm انگشته ی سوپاپ
disc بشقاب سوپاپ
discs بشقاب سوپاپ
valve clearance لقی سوپاپ
discharge valve سوپاپ تخلیه
discharge valve سوپاپ دود
slide valve سوپاپ متحرک
rockers اسبک سوپاپ
valve lead تقدم سوپاپ
rocker اسبک سوپاپ
valve lag تاخیر سوپاپ
valve guide هادی سوپاپ
solenoid valve سوپاپ مغناطیسی
solenoid controlled valve سوپاپ الکترومغناطیسی
delivery valve سوپاپ تحویل
lift valve سوپاپ بالارونده
valve seat نشیمنگاه سوپاپ
exhaust valve سوپاپ دود
camshaft میل سوپاپ
camshafts میل سوپاپ
automated teller machine ماشین سخنگوی خودکار ماشین تحویل خودکار
valve scavenging پاک کردن سوپاپ
suction مکش سوپاپ تلمبه
valve بشکل دریچه یا سوپاپ
respirator سوپاپ ضربت گیر
respirators سوپاپ ضربت گیر
trailer brake valve سوپاپ ترمز تریلر
lathe دستگاه سوپاپ تراش
lathes دستگاه سوپاپ تراش
valves بشکل دریچه یا سوپاپ
butterfly valve سوپاپ یا دریچه پولکی
high pressure valve سوپاپ فشار قوی
valve timing زمان بندی سوپاپ
valve refacer دستگاه پرداخت سوپاپ
valve timing تنظیم سوپاپ اتومبیل
gavernor valve سوپاپ یا دریچه تنظیم کننده
check valve سوپاپ یا دریچه مسدود کننده
valve duration مدت زمانی که سوپاپ بازمیماند
valvate سرپوش بشکل دریچه یا سوپاپ
valve lift کل حرکت خطی سوپاپ لایهای
valve seat grinder دستگاه پرداخت نشیمنگاه سوپاپ
irretrievably بطور غیر قابل استرداد جنانکه نتوان برگردانید بطور جبران ناپذیر
inconsiderably بطور غیر قابل ملاحظه بطور جزئی یا خرد
nauseously بطور تهوع اور یا بد مزه بطور نفرت انگیز
grinders چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
grinder چرخ سمباده دستگاه سوپاپ تراش
lusciously بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
indisputable بطور غیر قابل بحث بطور مسلم
horridly بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
slated items مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
rocker arm اهرم خود کار برای حرکت سوپاپ ماشین
indeterminately بطور نامعین یا غیرمحدود بطور غیرمقطوع
grossly بطور درشت یا برجسته بطور غیرخالص
immortally بطور فنا ناپذیر بطور باقی
poorly بطور ناچیز بطور غیر کافی
back pressure valve سوپاپ مخصوص ممانعت ازپس زنش مایعات در داخل لوله
deflation port سوپاپ بزرگ در بالای بالن برای خروج هوا هنگام نشستن
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
martially بطور جنگی بطور نظامی
incisively بطور نافذ بطور زننده
improperly بطور غلط بطور نامناسب
indecorously بطور ناشایسته بطور نازیبا
abusively بطور ناصحیح بطور دشنام
genuinely بطور اصل بطور بی ریا
latently بطور ناپیدا بطور پوشیده
moist air هوای تر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com