Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (14 milliseconds)
English
Persian
anthrax
سیاه زخم
charbon
سیاه زخم
Search result with all words
quagmire
سیاه اب
quagmires
سیاه اب
swamp
سیاه اب
swamped
سیاه اب
swamping
سیاه اب
swamps
سیاه اب
mossy
سیاه اب
fen
سیل گیر سیاه اب
fens
سیل گیر سیاه اب
jet
کهربای سیاه
jet
مهر سیاه
jet
سیاه کهربائی
jets
کهربای سیاه
jets
مهر سیاه
jets
سیاه کهربائی
jetted
کهربای سیاه
jetted
مهر سیاه
jetted
سیاه کهربائی
jetting
کهربای سیاه
jetting
مهر سیاه
jetting
سیاه کهربائی
crystal
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
crystals
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه می شوند که در ساعتهای مچی
contrast
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrast
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasted
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasting
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
contrasts
دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts
تفاوت بین سیاه و سفید یا بین رنگها
black and blue
کبود و سیاه
jetties
:سیاه رنگ
jetties
سیاه
jetty
:سیاه رنگ
jetty
سیاه
Negro
سیاه
Negro
سیاه پوست
Negroes
سیاه
Negroes
سیاه پوست
nigger
سیاه پوست
niggers
سیاه پوست
blackberries
توت سیاه
blackberry
توت سیاه
etching
سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
etchings
سیاه قلم با چاپ فلزی وتیرابی
tar
ورنی سیاه
monochrome
صفحه نمایش کامپیوتر که متن و گرافیک را سیاه و سفید و سایه دار و نه رنگی نشان میدهد
monochrome
در یک رنگ با سایههای خاکستری و سیاه و سفید
glaucoma
اب سیاه
golliwog
عروسک سیاه وعجیب و غریب
golliwogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
gollywogs
عروسک سیاه وعجیب و غریب
voodoo
جادوگر سیاه پوست
black
سیاه
black
سیاه شده
black
سیاه رنگ
black
سیاه رنگی
black
سیاه کردن
black
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacked
سیاه
blacked
سیاه شده
blacked
سیاه رنگ
blacked
سیاه رنگی
blacked
سیاه کردن
blacked
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacker
سیاه
blacker
سیاه شده
blacker
سیاه رنگ
blacker
سیاه رنگی
blacker
سیاه کردن
blacker
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blackest
سیاه
blackest
سیاه شده
blackest
سیاه رنگ
blackest
سیاه رنگی
blackest
سیاه کردن
blackest
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
blacks
سیاه
blacks
سیاه شده
blacks
سیاه رنگ
blacks
سیاه رنگی
blacks
سیاه کردن
blacks
1-استفاده از سایههای خاکستری برای نمایش رنگهای صفحه نمایش . 2-تصویری که در آن هر پیکسل سیاه یا سفید است و هیچ سایه خاکستری ندارد
thermal
کاغذ مخصوص که پوشش آن در اثر گرما سیاه میشود و امکان چاپ حروف با استفاده از یک ماتریس با عناصرگرمایی کوچک میدهد
whooping cough
سیاه سرفه
mole
خال سیاه
moles
خال سیاه
raven
کلاغ سیاه
ravens
کلاغ سیاه
pit
سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
pits
سیاه چال هسته البالو و گیلاس وغیره
clobber
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbered
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbering
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
clobbers
خمیر یاچسب سیاه رنگی که با ان ترک وشکافهای کفش را پر میکنند دنده
spade
خال دل سیاه
spades
خال دل سیاه
liquid crystal display
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
liquid crystal displays
کریستال مایع که در اثر اعمال ولتاژ سیاه میشود و در ساعتها و صفحه نمایش ماشین حسابها به کار می رود
Other Matches
basalt
نوع سنگ چخماق یا اتش نشانی سیاه مرمر سیاه
silhouettes
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
silhouette
نقاشی سیاه یکدست بصورت نیمرخ سیاه نشاندادن
melanin
رنگ سیاه ولکههای سیاه روی پوست
crape
نوار ابریشمی سیاه سیاه پوشانیدن
black hole
حفره سیاه چاله سیاه
black holes
حفره سیاه چاله سیاه
sable
رنگ سیاه لباس سیاه
bold face
طرح سیاه حرف سیاه
smutted whcat
گندم سیاه یا زنگ سیاه
sables
رنگ سیاه لباس سیاه
ethiops
سیاب سیاه جیوه سیاه
black body radiation
تابش جسم سیاه پرتو جسم سیاه
paper white monitor
صفحه نمایش که متن سیاه را روی صفحه سفید نمایش میدهد و نه مثل متنهای معمولی درخشان روی صفحه سیاه
sad coloured
سیاه
marshes
سیاه اب
marsh
سیاه اب
bogs
سیاه اب
dogwood
سیاه ال
ebon
سیاه
night black
سیاه
sooty
سیاه
pitch dark
سیاه
pitchy
سیاه
bog
سیاه اب
grimy
سیاه
jet-black
سیاه سیاه
black load
سرب سیاه
black propaganda
تبلیغات سیاه
black powder
باروت سیاه
black list
فهرست سیاه
black list
لیست سیاه
black liqour
شربت سیاه
black letter
حرف سیاه
black brittleness
ترک سیاه
black light
نور سیاه
black level
تراز سیاه
black sheet
ورق سیاه
black short
شکستگی سیاه
Congo
یکجورچای سیاه
colly
سیاه کردن
chiaroscurist
سیاه قلمکار
saracen corn
گندم سیاه
french wheat
گندم سیاه
buck wheat
گندم سیاه
bone black
عاج سیاه
boldface
حروف سیاه
blackcock
باقرقره سیاه نر
blackcap
کاکل سیاه
hohlraum
جسم سیاه
blackbody
جسم سیاه
blackamoor
سیاه زنگی
black wash
رنگ سیاه
black shortness
ترک سیاه
crowberry
سنگروی سیاه
black lead
سرب سیاه
black hole
سیاه چال
black holes
سیاه چال
pitch black
خیلی سیاه
pitch-black
خیلی سیاه
black body
جسم سیاه
black bile
صفرای سیاه
black ash
خاکستر سیاه
liver
جگر سیاه
livers
جگر سیاه
black anneal
سیاه گداختن
bitumen macadam
ماکادام سیاه
biotite
میکای سیاه
begrime
سیاه کردن
aniline black
سیاه انیلینی
caraway
زیره سیاه
black book
کتاب سیاه
blackboards
تخته سیاه
black gang
غلام سیاه
black finish
پوشش سیاه
black eyed
سیاه چشم
blach hulled
سیاه پوست
black diamond
الماس سیاه
black cap
کلاه سیاه
black boxes
جعبه سیاه
black brittleness
شکستگی سیاه
black board
تخته سیاه
blackboard
تخته سیاه
achromatic
سیاه و سفید
sycamine
توت سیاه
tamarack
سیاه کاج
the black race
نژاد سیاه
the black sea
دریای سیاه
to black out
سیاه کردن
to wear willow
سیاه پوشیدن
viper's grass
سفورجنه سیاه
wash drawing
ابرنگ سیاه
substantia nigra
جسم سیاه
sealing coat
روکاری سیاه
scoter
مرغابی سیاه
quercitron
بلوط سیاه
red cent
پول سیاه
robed in bleck
سیاه پوش
robed in bleck
سیاه پوشیده
sabled
سیاه پوش
sadly dressed
سیاه پوش
schorl
کهربای سیاه
water proofed mortar
اهک سیاه
black and white
سیاه و سفید
black eye
چشم سیاه
shame on you!
<idiom>
رویتان سیاه
black wool
پشم سیاه
bottle-dungeon
سیاه چال
donjon
سیاه چال
black coffee
قهوه سیاه
black eyes
چشم سیاه
jet-black
سیاه شبقی
pissed
سیاه مست
sozzled
سیاه مست
stoned
سیاه مست
zonked
سیاه مست
I was put to shame. I was shame-stricken.
رو سیاه شدم
d.'s cow
سوسک سیاه
in mourning
سیاه پوش
in mourning
کثیف سیاه
iron mould
سیاه کردن
kibitka
سیاه چادرنمدی
lampblack
سیاه یکدست
mammy
دده سیاه
melanic
سیاه پوست
melanite
لعل سیاه
humus
سیاه خاک
heathbird
باقرقره سیاه
fuel oil
نفت سیاه
dark coloured
سیاه رنگ
darky
سیاه زنگی
doit
پول سیاه
dunggeon
سیاه چال
eriochrome black
سیاه اریوکروم
ethiope
سیاه پوست
ethiopian
سیاه پوست
ethiops
مهجون سیاه
melanotic
سیاه پوست
melanuria
پیشاب سیاه
negress
زن سیاه پوست
nigrify
سیاه کردن
nigritian
سیاه افریقایی
oubliette
سیاه چال
pertussis
سیاه سرفه
pertussus
سیاه سرفه
piper nigrum
فلفل سیاه
platinum black
پلاتین سیاه
plumbaginous
مانندسرب سیاه
nigrescent
سیاه شونده
nigrescence
سیاه شدگی
nigella seed
زیر سیاه
negrillo
کوتوله سیاه
negro slave
غلام سیاه
negrophil
سیاه دوست
negrophilism
سیاه دوستی
niellist
سیاه قلم
niello
سیاه قلم
niello
مینای سیاه
nigella seed
سیاه دانه
plumbago
سرب سیاه
smudged
سیاه شدن
blackening
سیاه کردن
blackened
سیاه کردن
blacken
سیاه کردن
gins
عرق جو سیاه
blackens
سیاه کردن
denigrate
سیاه کردن
denigrated
سیاه کردن
smudge
سیاه شدن
crapping
گندم سیاه
crapped
گندم سیاه
crap
گندم سیاه
etches
سیاه قلم
etched
سیاه قلم
etch
سیاه قلم
denigrating
سیاه کردن
dungeons
سیاه چال
dungeon
سیاه چال
denigration
سیاه ساختن
denigrates
سیاه کردن
blacking
واکس سیاه
blacking
رنگ سیاه
lynxes
سیاه گوش
basalt
سیاه سنگ
rook
کلاغ سیاه
black market
بازار سیاه
black markets
بازار سیاه
rooks
کلاغ سیاه
blackhead
جوش سر سیاه
blackheads
جوش سر سیاه
lynx
سیاه گوش
marsh
سیاه اب باطلاق
black box
جعبه سیاه
sandstone
سنگ سیاه
graphite
سرب سیاه
smudging
سیاه شدن
smudges
سیاه شدن
marshes
سیاه اب باطلاق
buckwheat
گندم سیاه
gin
عرق جو سیاه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com