Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 55 (5 milliseconds)
English
Persian
sapphire
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
sapphires
سیلیکات الومینیوم و منیزیم
Other Matches
kyanite
سیلیکات الومینیوم بفرمول 5SIO2AL
beryl
سیلیکات بریلیوم و الومینیوم رنگ ابی متمایل به سبز
harmotome
سیلیکات ابدار الومینیوم وباریم که بلورهای ان بصورت جفت وصلیبی برنگهای مختلف یافت میشود
aluminum
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
aluminium
فلز الومینیوم الومینیوم بنام اختصاری
meerschaum
هیدروسیلیکات منیزیم سرچپق یاسرقلیانی که ازاین سنگ ساخته میشود
milk of magnesia
مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
silicate
سیلیکات
euclase
سیلیکات کمیاب
potassium silicate
سیلیکات پتاسیم
silicate of soda
سدیم سیلیکات
sodium silicate
سدیم سیلیکات
soluble glass
سدیم سیلیکات
sodium metasilicate
سدیم سیلیکات
silicate slag
سرباره سیلیکات
zeolite
هر نوع سیلیکات ابدار
glauconite
سیلیکات ابدار اهن وپتاسیم غیر خالص
abrasive compound
مواد سایشی از جنس سیلیکات های آهن و آلومینیوم
alaminum
الومینیوم
aluminium
الومینیوم
kaolin
خاک رس سفید رنگ که ماده اصلی متشکله ان سیلیکات الومینیم هیدراته است
aluminum oxide
اکسید الومینیوم
aluminum coat
روکش الومینیوم
aluminium foil
کاغذ الومینیوم
aluminum alloy
الیاژ الومینیوم
alumina
اکسید الومینیوم
aluminiferous
الومینیوم دار
aluminous
مربوط به الومینیوم
aluminous
محتوی الومینیوم
aluminous
الومینیوم دار
alumina
گل پاک یا اکسید الومینیوم
bauxite
هیدروکسید الومینیوم بوکسیت
aluminize
روکش ساختن از الومینیوم
artificial aging
افزایش استحکام الومینیوم
anodization
پوشش الومینیوم از اکسیدالومینیوم
turquois
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
turquoise
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alclad
نوعی ورقه از الیاژ الومینیوم
turquoises
فیروزه سولفات قلیایی الومینیوم
alum
سولفات مضاعف الومینیوم و پتاسیم
aluminum coating by spraying amalgamate
روکش الومینیوم کردن امیختن
aluminize
روکش بااب الومینیوم دادن
thallium
عنصر فلزی مشتق از الومینیوم بعلامت TI
euclase
بریلیوم و الومینیوم برنگ سبز روشن یا ابی
alodine
نوعی روکش شیمیایی جهت قطعات الیاژ الومینیوم
bandolite
ساختار سبک وزنی از چوب بالسا با روکش الومینیوم
alumetize
الومینیوم روی فولاد باپیستوله تزریق شده و سپس گداخته می گردد
anodize
روش ساخت و عملیات مربوط به الومینیوم و الیاژهای ان توسط اکسیداسیون اندیک
aluminum pigmented dope
لعاب یا پرداخت که داخل ان تکههای کوچک الومینیوم بصورت معلق پراکنده شده است
aluminum paste
تکههای بسیار کوچک الومینیوم که مانع برخورداشعه ماوراء بنفش خورشیدبه سطح جسم میشوند
icebox rivet
میخ پرچهای الومینیوم که تاموقع مصرف باید در دمای زیر صفر نگه داشته شوند
nitralloy
قطعات نیتریده شده حاوی مقادیر جزئی کربن الومینیوم کرم منیزیوم و احتمالا گوگردو غیره
torpex
نوعی مواد منفجره که ازمخلوط تی ان تی و سیکلونیت و پودر الومینیوم تشکیل میشود و معمولا در اژدرهای دریایی و مین و بمبهای زیرابی به کار می رود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com