English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
traverse leg شاخه پیمایش
Other Matches
free form نوعی پیمایش نوری که در ان عمل پیمایش توسط علائمی که به وسیله دستگاه ورودی در هنگام ورود اطلاعات داخل می شوند کنترل می گردد
hierarchical communications system شبکهای که هر شاخه آن تعدادی زیر شاخه جداگانه دارد
to brachiate از شاخه به شاخه پریدن [بازوپیمایی کردن]
arborization شاخه شاخه شدگی
forkedly بطور شاخه شاخه
ramify شاخه شاخه شدن
branches شاخه شاخه شدن
branch شاخه شاخه شدن
dog leg شاخه مسیر شاخه انحرافی از مسیر اصلی
scaling پیمایش
scale factor پیمایش
scans پیمایش
scanned پیمایش
scan پیمایش
traversal پیمایش
survey پیمایش
surveyed پیمایش
surveys پیمایش
mensuration پیمایش
scan line خط پیمایش
spanless پیمایش ناپذیر
traverse leg ساق پیمایش
scan path مسیر پیمایش
optical scanning پیمایش نوری
open travers پیمایش باز
traverse station ایستگاه پیمایش
closing بستن پیمایش
traverse پیمایش کردن
scan area ناحیه پیمایش
immeasurability پیمایش ناپذیری
immeusurableness پیمایش ناپذیری
closed traverse پیمایش بسته
traversing پیمایش کردن
fathomable قابل پیمایش
fathomable پیمایش پذیر
directional traverse پیمایش سمتی
traverses پیمایش کردن
mensurability پیمایش پذیری
traversed پیمایش کردن
gaugeable پیمایش پذیر
traingulation پیمایش بوسیله مثلثات
surveyor's level تراز مساحی یا پیمایش
padding پیمایش لایه گذاری
traverseal عمل طی کردن پیمایش
immeasurable پیمایش ناپذیر بیکران
traverse حرکت سمتی پیمایش
traverses حرکت سمتی پیمایش
traversing حرکت سمتی پیمایش
traversed حرکت سمتی پیمایش
cursive scanning پیمایش با یک ترمینال ویدئویی
geodetically موافق قاعده پیمایش
tachymeter دوربین پیمایش بلندی یا فاصله
closing azimuth error اشتباه گرای بستن پیمایش
heliometer الت پیمایش قطر خورشید
immeasurably بطور غیر قابل پیمایش
backtracking عمل پیمایش معکوس یک لیست
chain survey پیمایش بدون اندازه گیری زاویه
mensurable قابل پیمایش واندازه گیری پیمودنی
coherence فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
bifurcate چنگالی شدن شاخه شاخه شدن
thunderscan یک پیمایش کننده گران و باوضوح و دقت بالا
refresh display cycle زمان میان پیمایش پرتوالکترونی روی یک صفحه نمایش
heliometry پیمایش قوسهای اسمانی یافاصلههای ستارگان قطرپیمایی خورشید
hypsometry پیمایش ارتفاعهای روی زمین نسبت به تراز دریا
traingulation تقسیم بقطعات سه گوش برای پیمایش یا نقشه برداری
opisometer الت پیمایش خطهای خمیده که دارای چرخی است و ان چرخ روی پیچی می غلتد
receding leg شاخه نزولی مسیر هدف شاخه نزولی مسیر هواپیمای هدف
plugging دو شاخه
nibs شاخه
nib شاخه
fork سه شاخه
branch cutter شاخه بر
furcate شاخه شاخه
branch lines شاخه
branch line شاخه
plugs دو شاخه
nid شاخه
intersection leg شاخه
acaulescent بی شاخه
knag ته شاخه
limbless بی شاخه
bifurcation شاخه
branch شاخه
forking سه شاخه
branches شاخه
trifurcation سه شاخه
connection plug دو شاخه
Br شاخه
virga شاخه
embranchment شاخه
three way سه شاخه
plug دو شاخه
pinned در شاخه
pin در شاخه
variations شاخه
variation شاخه
doddered بی شاخه
limbs شاخه
limb شاخه
trifid سه شاخه
pinning در شاخه
boughs شاخه
bough شاخه
ramulose شاخه شاخه
ramulous شاخه شاخه
ramus شاخه
fork شاخه
forking شاخه
arm شاخه
background noise در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
distributary رود شاخه
line of business شاخه پیشه
gray ramus شاخه خاکستری
female plug دو شاخه ماده
branch شاخه [دانشی]
area شاخه [دانشی]
field شاخه [دانشی]
fork of ... river شاخه رودخانه ...
division شاخه [دانشی]
easing out line شاخه شل کننده
dog leg شاخه فرعی
insessorial شاخه نشین
Dont break that branch off. آن شاخه رانشکن
secateur شاخه قطع کن
spriggy شاخه دار
subshrub شاخه کوچک
viminal شاخه دهنده
three arm protractor نقاله سه شاخه
tow level forked junction دو شاخه ناهمکف
twing شاخه کوچک
twiggy شاخه دار
twigged شاخه دار
ramify شاخه بستن
ramiform شاخه مانند
intersection leg شاخه یک همبر
lamin شاخه پردهای
lamina شاخه پردهای
linear portion شاخه خطی
ramify شاخه دادن
tow level forked junction دو شاخه دو ترازه
outbranch شاخه گستردن
passerine شاخه نشین
provine شاخه خوابانده
ram's horn hook قلاب دو شاخه
triradiate سه شاخه سه شعاعی
crotch تیر دو شاخه
coppice شاخه زاد
branches شاخه دراوردن
branch شاخه دراوردن
tributaries شاخه انشعاب
tributaries شاخه رود
tributary شاخه انشعاب
tributary شاخه رود
sprout جوانه شاخه
sprouted جوانه شاخه
sprouts جوانه شاخه
blind alleys شاخه بن بست
blind alley شاخه بن بست
offshoot شاخه نورسته
tuning forks دو شاخه صوتی
offshoots شاخه نورسته
coppices شاخه زاد
tuning fork دو شاخه صوتی
forked شاخه دار
crotches تیر دو شاخه
sprays شاخه کوچک
spraying شاخه کوچک
sprayed شاخه کوچک
spray شاخه کوچک
alleyways شاخه ماز
sprig شاخه کوچک
sprigs شاخه کوچک
prong شاخه رودیانهر
alleys شاخه ماز
prongs شاخه رودیانهر
alley شاخه ماز
twig : شاخه کوچک
twigs : شاخه کوچک
ramification شاخه شاخگی
ramifications شاخه شاخگی
boughed شاخه دار
biramous دارای دو شاخه
winging شاخه شعبه
banana pin دو شاخه رادیو
battery charging plug دو شاخه باتری پر کن
wing شاخه شعبه
branchlet شاخه کوچک
bifurcate دو شاخه شدن
arborescent شاخه مانند
branchy شاخه دار
link شاخه رابط
branching شاخه گزینی
topper شاخه زن سوهان
grain شاخه چنگال
toppers شاخه زن سوهان
cable connector دو شاخه کابل
disbranch بی شاخه کردن
affluent شاخه رود
to lop off a branch [from a tree] شاخه ای را [از درختی] بریدن
layer رگه شاخه خوابانده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com