Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (2 milliseconds)
English
Persian
slope weir
شادروان با رویه شیبدار
Other Matches
slope weir
بندسرریز با رویه شیبدار
weir
شادروان
weirs
شادروان
spillweir dam
شادروان
spillweir
شادروان
canal weir
شادروان
masonry weir
شادروان بنایی
gradient
شیبدار
slanting
شیبدار
inclined
شیبدار
gradients
شیبدار
bevel
شیبدار
tapering charge
پر کردن شیبدار
inclined fall
ابشار شیبدار
sloping recorder
خودنگار شیبدار
chutes
سطح شیبدار
slope kerb
جدول شیبدار
high-pitched
بسیار شیبدار
sloping gauge
اشل شیبدار
pitched roof
بام شیبدار
raker
تیر شیبدار
chute
سطح شیبدار
conservation-minded
سطح شیبدار
inclined plane
سطح شیبدار
inclined face of dam
نمای شیبدار بند
cyclo cross
مسابقه دوچرخه درمسیرهای شیبدار و ناهموار
metier
رویه
uppers
رویه
surfaces
رویه
vamp
رویه
facet
رویه
metiers
رویه
facets
رویه
surfaced
رویه
comportment
رویه
upper
رویه
these t. were not
رویه
mTtiers
رویه
immethodical
بی رویه
procedure
رویه
encrustation
رویه
ism
رویه
water surface
رویه اب
tenor
رویه
outsides
رویه
outside
رویه
praxis
رویه
policy
رویه
policies
رویه
practice
رویه
tenors
رویه
irregular
بی رویه
facings
رویه
instep
رویه
upper crust
رویه
surface
رویه
tactics
رویه
encrustations
رویه
insteps
رویه
facing
رویه
road surface
رویه راه
in stream procedure
رویه با مسیل
rough surface
رویه زبر
dummy module
رویه ساختگی
exfoliation
رویه سابی
facet theory
نظریه رویه ها
finishing coat
اندود رویه
the policy of the government
رویه دولت
flippy
فلاپی دو رویه
recursive procedure
رویه بازگشتی
recovery procedure
رویه ترمیمی
single sided disk
دیسک یک رویه
ostrich policy
رویه کبک
pentahedral
پنج رویه
pillow case
رویه بالش
planimeter
رویه پیما
scheme of life
رویه زندگی
judicial precedent
رویه قضایی
ism
اعتقاد رویه
pure procedure
رویه جامع
impolicy
رویه غلط
procedure declaration
اعلان رویه
procedure oriented
رویه گرا
smooth surface
رویه صاف
rubbed surface
رویه صاف
hard soil
رویه محکم
cross section
رویه برش
plane
رویه هموار
planed
رویه هموار
planes
رویه هموار
planing
رویه هموار
surface-to-air
رویه به هوا
surface
رویه دادن
surface
رویه فاهر
surfaced
رویه فاهر
surfaces
رویه دادن
systems
قاعده رویه
system
قاعده رویه
practice
رویه پیشه
line
حدود رویه
precedent
رویه قضایی
precedents
رویه قضایی
cover
رویه لفاف
coverings
رویه لفاف
covers
رویه لفاف
top
رویه عالی
surfaces
رویه فاهر
encrustations
رویه بندی
card face
رویه کارت
schemes
ترتیب رویه
triacontahedral
سی رویه سی طرفی
top milk
رویه شیر
cant
رویه اریب
lines
حدود رویه
code page
رویه رمز
control procedure
رویه کنترل
schemed
ترتیب رویه
scheme
ترتیب رویه
encrustation
رویه بندی
surfaced
رویه دادن
tacks
پونز رویه
tacking
پونز رویه
sandal
کفش بی رویه
tacked
پونز رویه
tack
پونز رویه
sandals
کفش بی رویه
to explain oneself
رویه یاقصدخودراشرح دادن
to change the tack
تغییر رویه دادن
low key posture
رویه محافظه کارانه
overgrown
دارای رشد بی رویه
surface treatment
عملیات سطح رویه
input output procedure
رویه ورودی- خروجی
bristled
رویه تجاوزکارانه داشتن
binder course
قشر زیرین رویه
procedure
رویه طریقه فرایند
bristle
رویه تجاوزکارانه داشتن
international practice
رویه بین المللی
impolitic
مخالف رویه صحیح
revamps
دوباره رویه انداختن
new departure
اغاز رویه تازه
revamping
دوباره رویه انداختن
procedure oriented language
زبان رویه گرا
irregular act
عمل خلاف رویه
revamp
دوباره رویه انداختن
revamped
دوباره رویه انداختن
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
deck board
کف یا رویه پالت حمل مهمات
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
to take a course
رویه ایی را اتخاذ کردن
to pull in
دست از کار یا رویه خودکشیدن
cataloged procedure
رویه فهرست بندی شده
frosting
رویه خامهای کیک یا شیرینی
one time pad
صفحات کلید رمز یک رویه
tambour
رویه یادیواره متحرک چوبی
one time tape
نوار یک رویه کلید رمز
the old p should be continued
رویه پیش بایدادامه یابد
flippy diskette
دیسکت با دو رویه قابل ضبط
to change one's course
خط مشی یا رویه خودرا تغییردادن
honesty is the best policy
راستی ودرستی بهترین رویه
sops
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
sop
رویه عملیاتی استاندارد وضعیت موجود
rolltop desk
میز تحریر دارای رویه کشودار
resurfacing
شن بخورد راه دادن بازسازی رویه
to mark out one's course
طرحی برای رویه خود ریختن
spa
Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
spas
Association andProcedures Systems انجمن سیستم ها و رویه ها
planometer
صفحه همواری که رویه هارابدان می پیمایند ترازمسطحات
moquette
پارچه مخمل نمای مخصوص فرش یا رویه صندلی
scrap heap policy
رویه دورانداختن هر چیزی که نوی ان تمام شده باشد
hol
Language Order High زبان برنامه نویسی رویه گرا
newton raphson
اصطلاحی که به یک رویه محاورهای بکار برده شده درحل معادلات اطلاق میشود
prunella
پارچه پشمی که برای رویه کفش بکار میرودوپیشتربرای ردای وکیلان است
tactics
دانش فرماندهی در صحنه جنگ طرق و وسائل و طرحهای ماهرانهای که جهت وصول به هدف به کار گرفته میشود رویه ماهرانه
faces
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
face
قسمت جلو شی ء رویه راکت قسمتی از چوب هاکی که با گوی تماس داردشیب صاف جلو موج
change over
تغییر روش تغییر رویه
counter march
تغییر جهت نیروی نظامی عقب گرد عقب گرد کردن تغییر رویه دادن
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com