Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English
Persian
salvtatorian
شاگردی که نطق گشایش یاتهنیت امیزرا اداکند
Other Matches
pupillage
دوره شاگردی مرحله شاگردی
pupilage
دوره شاگردی مرحله شاگردی
epilogist
کسیکه درپایان بازی شعری بخواندیانطقی اداکند
studentship
شاگردی
school mate
هم شاگردی
school fellow
هم شاگردی
pupilship
شاگردی
journeywork
شاگردی
discipleship
شاگردی
journey work
شاگردی
apprenticeships
شاگردی
schoolmate
هم شاگردی
schoolmates
هم شاگردی
apprenticeship
شاگردی
tutoring
اموزش تک شاگردی
to serve apprenticeship
دوره شاگردی
prentice
شاگردی کردن
in leading
در مرحله شاگردی یا نوچگی
apprentice
شاگردی کردن کاراموز
apprentices
شاگردی کردن کاراموز
to serve one s a
دوره شاگردی خودرابه پایان رساندم
oppidan
شاگردی که درشبانه روزیهای شهرزندگی میکند
non collegiate
در باب شاگردی گفته میشود بی دانشکده
to take up one'sindentures
سند شاگردی خودرا در پایان خدمت پس گرفتن
issuance credit
گشایش
volume
گشایش
polish opening
گشایش
first night
گشایش شب
first nights
گشایش شب
inauguration
گشایش
apertures
گشایش
aperture
گشایش
openings
گشایش
volumes
گشایش
opening
گشایش
evolvement
گشایش
saragossa opening
گشایش ساراگوسا
alapin's opening
گشایش الاپین
anderssen opening
گشایش اندرسن
scotch opening
گشایش اسکاتلندی
sokolsky opening
گشایش سوکولسکی
foot in the door
<idiom>
گشایش یا فرصت
sokolsky opening
گشایش لهستانی
ponziani's opening
گشایش پونتسیانی
to unveil a statue
ایین گشایش
openings
افتتاح گشایش
opening
افتتاح گشایش
benko opening
گشایش بنکو
orang utan opening
گشایش اورانگوتان
orang utan opening
گشایش سوکولسکی
bird's opening
گشایش برد
nimzovitch attack
گشایش لارسن
larsen's opening
گشایش لارسن
joke opening
گشایش مضحک
english opening
گشایش انگلیسی
inverted opening
گشایش معکوس
orang utan opening
گشایش لهستانی
easy money policy
سیاست گشایش پول
credit application
تقاضای گشایش اعتبار
bishops opening
گشایش فیل شطرنج
normal opening
گشایش نرمال یا فرانسوی
paris opening
گشایش پاریس شطرنج
arteriotomy
برش یا گشایش شریان
reti opening
گشایش رتی شطرنج
queen's fianchetto defence
گشایش لارسن شطرنج
ruy lopez opening
گشایش روی لوپس
prize fellow
شاگردی که در امتحانات سرامد شده وامتیازی بعنوان جایزه باو داده اند
gambits
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
breman system
سیستم برمن در گشایش انگلیسی
from gambit
وامبی فروم در گشایش برد
barcza system
سیستم بارکزا در گشایش رتی
queen's pawn opening
گشایش پیاده وزیر شطرنج
gambit
قربانی پیاده شطرنج در گشایش
berlin defence
دفاع برلین در گشایش فیل شطرنج
alfred wolf gambit
گامبی الفرد وولف در گشایش رتی شطرنج
advising bank
بانکی که گشایش اعتبار اسنادی رابه ذینفع
west coast computer faire
یک نمایشگاه تجاری بزرگ ریزکامپیوتر که سالانه درسان فرانسیسکو گشایش می یابد
knife boy
خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
sicilian attack
حمله سیسیلی شطرنج گشایش انگلیسی شطرنج
reti gambit
گامبی رتی در گشایش رتی شطرنج
expansion joint
درز گسترش درز گشایش
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com