English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
pteropus شبپره میوه خور که پوزه اش مانند پوزه روباه است
Other Matches
nuzzling با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzled با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzle با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
nuzzles با پوزه کاویدن یا بو کردن پوزه بخاک مالیدن
soricine موش پوزه دراز شبیه موش پوزه دراز
muzzling پوزه
muzzle پوزه
snouts پوزه
nose پوزه
muzzled پوزه
snout پوزه
beaks پوزه
noses پوزه
beak پوزه
muzzles پوزه
ice foot یخ پوزه
snout پوزه درازجانور
snouts پوزه زدن به
muzzles پوزه بندزدن
barnacle پوزه بند
snout پوزه زدن به
muzzles پوزه بند
snouts پوزه درازجانور
muzzle پوزه بند
muzzle پوزه بندزدن
muzzled پوزه بندزدن
muzzled پوزه بند
rout با پوزه کاویدن
nozzles پوزه دهانک
snouty پوزه وار
snoutish پوزه وار
neb پوزه دهان
nosepiece پوزه بند
routed با پوزه کاویدن
routs با پوزه کاویدن
muzzling پوزه بند
rostra منقار پوزه
nozzle پوزه دهانک
rostrum منقار پوزه
rostrums منقار پوزه
proboscises پوزه دراز
muzzling پوزه بندزدن
proboscis پوزه دراز
lemur میمون پوزه دارماداگاسکار
barnacle پوزه بند یامهاراسب
mygale موش پوزه دراز
mongooses میمون پوزه دراز
lemurs میمون پوزه دارماداگاسکار
snoozle پوزه بخاک مالیدن
mongoose میمون پوزه دراز
unmuzzle پوزه بند را باز کردن
gagging پوزه بند بستن محدود کردن
gags پوزه بند بستن محدود کردن
gagged پوزه بند بستن محدود کردن
gag پوزه بند بستن محدود کردن
lemur میمون پوزه دار میمون لمور
lemurs میمون پوزه دار میمون لمور
fruity میوه مانند
fruitiest میوه مانند
fruitier میوه مانند
drupelet میوه الو مانند
xylocarp میوه چوب مانند
xylocarpous دارای میوه چوب مانند
earths حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
earth حفره زیرزمینی روباه بیرون راندن روباه از سوراخ
indusium پرده یا پوشش روی میوه غلاف میوه
dog fox روباه
fox brush دم روباه
fox روباه
foxtail دم روباه
foxes روباه
foxing روباه
arctic fox سگ روباه
blue fox سگ روباه
reynard روباه
vixens روباه ماده
foxier روباه صفت
hanky panky روباه بازی
yoicks صید روباه
vixen روباه ماده
foxy روباه صفت
foxiest روباه صفت
pit حفره روباه
vulpine روباه صفت
foxholes سوراخ روباه
pits حفره روباه
kennels لانه روباه
foxhole سوراخ روباه
kennel لانه روباه
guile روباه صفتی
scoria روباه سربار
How did you make out? Did you succeed or fail? شیری یا روباه ؟
hanky-panky روباه بازی
cub hunting شکار بچه روباه
vixenish شبیه روباه ماده
silver fox روباه نقره فام
fox hole سنگر حفره روباه
foxhunt شکار روباه باتازی
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
earth stopper مامور بستن سوراخهای روباه
foxhound تازی مخصوص شکار روباه
to rid to hounds با تازی شکار روباه کردن
master of سرپرست گروه شکار روباه
break cover خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
to ride to hounds با تازی شکار روباه کردن
to be like a fox <idiom> مثل روباه حیله گر بودن
foxhounds تازی مخصوص شکار روباه
foxhunt باتازی شکار روباه کردن
brushes دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
tallyho صدای شکارچی در موقع دیدن روباه
brush دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
mask کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
fox-hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
masks کلاه مخصوص شمشیربازی سر روباه شکار شده
The fox,being asked who his withness was ,said, my. <proverb> به روباه گفتند شاهدت کیست گفت دمم.
fox hunting شکار روباه بطور گروهی با اسب و تازیها
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
lamellate لایه مانند ورقه مانند
view halloo فریاد شکارچی پس ازمشاهده بیرون جستن روباه از پناهگاه
drag hunt شکار با تازی در مسیری بابوی مصنوعی روباه بخاطرورزش
foxtail یکجورعلف که درسران خوشه هایی ماننددم روباه دارد
Foxes when they cannot reach the grapes say they a. <proverb> روباه دستش به انگور نمى رسد مى گوید ترش است .
tallyho فریاد شکارچی هنگام دیدن روباه که از پناهگاه بیرون دویده
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
fructuous پر میوه
blossoms میوه
blossomed میوه
fruit juice آب میوه
fruit of the womb میوه دل
blossom میوه
fruitage میوه
juices اب میوه
juice اب میوه
fruitless بی میوه
fruits میوه
fruit میوه
blossoming میوه
oligocarpous کم میوه
fruit میوه
fruits میوه ها
endocardium غشادرونی میوه
ciderpress میوه فشار
salt نمک میوه
salted نمک میوه
salts نمک میوه
carpophagous میوه خوار
cone میوه کاج
carpologist میوه شناس
cones میوه کاج
flans کیک میوه
fructiferous میوه دار
fruitage میوه جات
fruit pulp گوشت میوه
king of fruits شاه میوه ها
fruit of the womb میوه رحم
barren tree درخت بی میوه
frugivorous میوه خوار
frugivorous میوه خور
king of fruits شاه میوه
beechmast میوه الش
fructose شهد میوه
fructify میوه دادن
flan کیک میوه
pinecone کاج میوه
pinecones کاج میوه
costermonger میوه فروش
sherbets بستنی میوه
haw میوه ولیک
hawed میوه ولیک
hawing میوه ولیک
haws میوه ولیک
elder berry میوه اقطی
grapefruit میوه تو سرخ
grapefruits میوه تو سرخ
sherbet بستنی میوه
fools کرم میوه ها
otchard باغ میوه
berry میوه توتی
pepo میوه کدویی
shadberry میوه ازگیل
nubbin میوه نارس
pine mast میوه کاج
fruit salad سالاد میوه
strainers اب میوه گیر
To pick flowers(fruit). گل ؟(میوه ) چیدن
dried fruits میوه خشک
pine cone میوه کاج
nubbin میوه ناقص
flesh مغز میوه
drupe میوه الویی
berries میوه توتی
squeezer اب میوه گیر
fruitcake کیک میوه
gymnocarpous برهنه میوه
fruitful میوه دار
greengrocers میوه فروش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com