English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (4 milliseconds)
English Persian
fox fire شب تابی چوب ها
Search result with all words
phosphorescence روشنایی شب تابی
luminescence شب تابی
luminescence روشن تابی
restlessly از روی بی تابی یا بیقراری
impatience بی تابی
phew برای نشان دادن بی تابی
bioluminescence شب تابی
bioluminescence زیست تابی
carrier chrominance signal پیام رنگ تابی
carrier color signal پیام رنگ تابی
chrominance رنگ تابی
chrominance amplifier فزون ساز رنگ تابی
chrominance channel کانال رنگ تابی
chrominance signal پیام رنگ تابی
magniloquence پر اب و تابی
phosphorism شب تابی
schiller زرق وبرق یا شب تابی
sea fire شب تابی دریا دراثر جانوران شب تاب وغیره
spinning frame چهارچوب یا دستگاه نخ تابی
The baby is restless. نوزاد بی تابی می کند
She is extremly restive. خیلی بی تابی می کند
doubling دولا تابی
single yarn نخ یک لا [این نخ از تابیده شدن الیاف در یک جهت بوجود می آید و قبل از مرحله چندلا تابی است.]
twisting چندلا تابی
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com