English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
chaperone شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperones شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperons شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
chaperon شخصی که همراه خانمهای جوان میرود
Other Matches
chaperon نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperones نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperons نگهبان یاملازم خانمهای جوان
chaperone نگهبان یاملازم خانمهای جوان
sugar daddy <idiom> پیرمردی که پولدار است به خانمهای جوان درقبال مصاحبت پول پرداخت میکند
chaperones همراه دختران جوان رفتن
chaperons همراه دختران جوان رفتن
chaperone همراه دختران جوان رفتن
chaperon همراه دختران جوان رفتن
IBM کامپیوتر شخصی بر پایه IBM PC ولی به همراه درایو دیسک سخت داخلی و باس ISA
younker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
yonker نجیب زاده جوان جوان سلحشور
princox جوان ژیگولو جوان جلف
princock جوان ژیگولو جوان جلف
attributes هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attributing هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
attribute هر فایلی همراه با مجموعهای از دادههای کنترلی که توابع و خصوصیات خاصی از فایل را کنترل می کنند همراه است
f.drss جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscribers 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscriber 1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
peer to peer network شبکه همراه به همراه
beardless جوان
callant جوان
callan جوان
juvenescent نو جوان
young persons جوان
fries جوان
fry جوان
frying جوان
youth جوان
lass زن جوان
lasses زن جوان
adolescents جوان
adolescent جوان
dell زن جوان
dells زن جوان
moll زن جوان
molls زن جوان
youths جوان
yoth جوان
younger جوان
young جوان
young population جمعیت جوان
gigolos جوان جلف
ephebophilia جوان خواهی
youthful جوان باطراوت
floozy زن جوان بوالهوس
rejuvenation جوان سازی
trull دختر جوان
juvenescent تازه جوان
gigolo جوان جلف
immature soil خاک جوان
puss دخترک زن جوان
young and old پیر و جوان
snot جوان گستاخ
peachick جوان خودفروش
lionet شیر جوان
young smith اسمیت جوان
to die young جوان مردن
swain جوان روستایی
playboy جوان عیاش
playboy جوان دخترباز
nag اسب جوان
nagged اسب جوان
nags اسب جوان
youngish جوان وار
youngish نسبتا جوان
beau جوان شیک
boyo پسربچه جوان
juvenescent جوان شونده
playboys جوان دخترباز
insenescible همیشه جوان
playboys جوان عیاش
yong lion شیر جوان
punks جوان ولگرد
punk جوان ولگرد
sow ماده خوک جوان
rejuveoize دوباره جوان شدن
sowed ماده خوک جوان
sows ماده خوک جوان
rejuveoize دوباره جوان کردن
youths شباب شخص جوان
skipjack جوان ژیگولووخود نما
youth شباب شخص جوان
hooligan جوان اوباش صفت
fillies دختر شوخ و جوان
rejuvenesce دوباره جوان شدن
filly دختر شوخ و جوان
yoth شخص جوان جوانمرد
rejuvenates دوباره جوان کردن
rejuvenate دوباره جوان کردن
rejuvenating دوباره جوان کردن
rejuvenation دوباره جوان سازی
hooligans جوان اوباش صفت
cora [سر ستونی در شکل زن جوان]
rejuvenated دوباره جوان کردن
juvenescence حالت جوان شدن
agerasia پیر جوان نما
to wear one's years well خوب ماندن جوان
[be] no chicken دیگر جوان نبودن
young turk افسر جوان افراطی
i had no idea he was going که او میرود
the train runs without a stop میرود
he is going میرود
sylphid زن جوان وزیبا وباریک اندام
spring chicken <idiom> شخص جوان (بصورت منفی)
She doesnt like that young man. از آن جوان خوشش نمی آید
He is not young anymore. او [مرد] دیگر جوان ن [یست] .
yuppie جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
sweetbread تیموس حیوانات جوان دنبلان
maids دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
yuppies جوان تحصیل کرده و پر - درآمد
cocotte زن جوان بد اخلاق وجلف هرزه
junker جوان نجیب زاده المانی
johnny جوان ژیگولو و خوشگذران پاسبان
maid دوشیزه یا زن جوان پیشخدمت مونث
narcissus جوان رعنایی که عاشق تصویرخودشد
kitty دختر جوان زن سبک و جلف
kitties دختر جوان زن سبک و جلف
You are 5 years younger than me. شما ۵ سال جوان تر از من هستید.
macaroni ماکارونی جوان خارج رفته
gill flirt زن جوان سبک وهرزه دخترول
it wont wash اگرانرابشویندرنگش میرود
Which line goes to ... ? کدام خط به ... میرود؟
presumedly احتمال میرود
the probability is احتمال میرود
if he goes اگر او میرود
adonic جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
oaks مسابقه مادیانهای اصیل جوان در انگلستان
YWCAs مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
You cannot put old heads on young shoulders . <proverb> سر پیر نتوان بر شانه جوان بگذاشت .
hidden momentum of population growth به دلیل این که یک جمعیت وسیع جوان
an unlicked cub جوان زمخت- ادم نتراشیده ونخراشیده
greensick مبتلا به بیماری کم خونی زنان جوان
have an old head on young shoulders <idiom> جوان ولی عقل بزرگترها را داشتن
fuzz ریش تازه جوان کرکی شدن
YWCA مخفف باشگاه زنان جوان مسیحی
bleeders کسی که خونش میرود
in all probability احتمال کلی میرود
bleeder کسی که خونش میرود
neck or nothing یا سر میرود یا کلاه می اید
interplant کاشتن درختهای جوان بین درختان دیگر
adonis جوان زیبایی که مورد علاقه افرودیت بود
passanger شاهین وحشی جوان را هنگام مهاجرت گرفتن
duenna زن سالمندی که مراقب دختران وزنان جوان است
hope chest جعبهای که زن جوان جهیزیه والبسه خود را در ان میگذارد
apostrophe که درموارد زیر بکار میرود
churchgoers کسی که مرتب به کلیسا میرود
where does this road lead to این راه بکجا میرود
apostrophes که درموارد زیر بکار میرود
churchgoer کسی که مرتب به کلیسا میرود
moviegoer کسی که اغلب به سینما میرود
somnambulistic کسیکه درخواب راه میرود
moviegoers کسی که اغلب به سینما میرود
he made a show of goung چنان وانمودکردکه گویی میرود
such goods will sell very high اینگونه کالاهاخوب بفروش میرود
grifter فروشندهای که بهمراه سیرک میرود
saltigrade کارتنهای که باجست وخیزراه میرود
the scale preponderates کفه ترازو پایین میرود
Which line goes to ... ? کدام خط راه آهن به ... میرود؟
night walker کسیکه در خواب راه میرود
nightwalker کسیکه شب در خواب راه میرود
indiaman کشتی ای که در بازرگانی باهندبکار میرود
Where does this road lead to? این جاده به کجا میرود؟
Does this train go to ... ? آیا این قطار به ... میرود؟
cat burglar <idiom> دزدی که از دیوار بالا میرود
it promisews to be easy امید میرود اسان باشد
reformatory schools کانون اصلاح وتربیت مدارس تهذیب مجرمین جوان
studs زائدهائی که در میلههای گرد بکار میرود
weekender کسیکه به تعطیل اخر هفته میرود
day-tripper کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
lapboard تختهای که بعنوان میز تحریربکار میرود
lampron چراغ فیتلهای که درچراغانی بکار میرود
pneumatometer الت سنجش هوایی که در یک دم به شش فرو میرود
playgoer ادمی که قالبا بنمایش میرود نمایشرو
Which bus goes to the town centre? کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
lakh سدهزار در شممردن روییه بکار میرود
When is the bus to Pimlico? چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
She will only date you if you ... او [زن] فقط به شرطی با تو میرود بیرون اگر تو...
companion hatchway راهی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
it may be presumed that احتمال قوی میرود که میتوان فرض که
fuller's earth خاکی که درصافی اب وغیره بکار میرود
companion ladder نردبانی که ازعرشه باطاق کشتی میرود
day-trippers کسی که به سفر تفریحی یکروزه میرود
jugend stil [ترجمه تحت الفظی سبک جوان در هنر نوی آلمان]
governesses زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
governess زنی که موافبت بچه یا اشخاص جوان را بعهده میگیرد زن حاکم
shirt-tails بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
baby siphon سیفون کمکی که در هوابند ابی بکار میرود
wisha برای بیان تعجب فراوان بکار میرود
bathometer دستگاهی که برای تعیین عمق اب بکار میرود
boring tubes لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
bay leaf برگ خشک برگبو که دراشپزی بکار میرود
blacktop موادی که برای اسفالت خیابان بکار میرود
breaking point سرحدی که پس از آن شخص اختیاراز دست میدهد و یا از جا در میرود
crosse چوگان پهنی که دربازی گلف بکار میرود
shirt-tail بخشی از پیراهن مردانه که زیر شلوار میرود
fucus رنگی که برای زیبایی پوست بکار میرود
gatecrashers کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
gatecrasher کسیکه به محفلی که در آن دعوت نشده است میرود
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com