Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English
Persian
minion
شخص یا جانور سوگلی نوکریا وابسته چاپلوس معشوق
minions
شخص یا جانور سوگلی نوکریا وابسته چاپلوس معشوق
Other Matches
amphibiotic
وابسته به جانور دوزیستی
amoebic
وابسته به جانور تک سلولی
cyclostomatous
وابسته به جانور دهان گرد
cyclostomate
وابسته به جانور دهان گرد
zoological
وابسته به جانور شناسی حیوان
zoographical
وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
zoographic
وابسته به جانور شناسی تطبیقی و توصیفی
ctenophoran
وابسته بشانه داران جانور شانه دار
pet
سوگلی
gracioso
سوگلی
pets
سوگلی
petted
سوگلی
favorite
مخصوص سوگلی
the apple of one's eye
<idiom>
سوگلی بودن
epizoic
زندگی کننده روی بدن جانور انگل جانور
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
laddie
معشوق
laddies
معشوق
leman
معشوق
soul mate
معشوق
deary
معشوق دردانه
luv
معشوق یا معشوقه
adonic
معشوق دلارام گل الاله
elopes
فرار کردن با معشوق
eloped
فرار کردن با معشوق
elope
فرار کردن با معشوق
eloping
فرار کردن با معشوق
flatterer
چاپلوس
sycophantic
چاپلوس
blandisher
چاپلوس
bootlick
چاپلوس
fawner
چاپلوس
subservient
چاپلوس
toady
چاپلوس
blandishment
چاپلوس
obsequious
چاپلوس
smarmy
چاپلوس
jilts
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilting
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
adonic
جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
jilt
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilted
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
footlicker
ادم چاپلوس
sycophants
ادم چاپلوس
kiss-ass
[American E]
آدم چاپلوس
ass-kisser
[American E]
آدم چاپلوس
sycophant
ادم چاپلوس
lickspittle
آدم چاپلوس
puppet
آدم چاپلوس
cat's paw
آدم چاپلوس
doormat
آدم چاپلوس
arse-licker
آدم چاپلوس
stooge
آدم چاپلوس
fawner
آدم چاپلوس
toady
آدم چاپلوس
brown-noser
آدم چاپلوس
suck-up
آدم چاپلوس
bootlicker
آدم چاپلوس
yes-man
آدم چاپلوس
minion
آدم چاپلوس
insinuator
چاپلوس اشاره کننده
smooth tongued
خوش بیان چاپلوس
servile
شایسته نوکران چاپلوس
jilts
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilt
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilted
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilting
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
serenading
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenades
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenade
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
spaniels
سگ پشمالو واویخته گوش ادم چاپلوس
spaniel
سگ پشمالو واویخته گوش ادم چاپلوس
A yes – man . A sycophant .
آدم بله قربان گه ( چاپلوس یا مطیع )
rule the roost
<idiom>
عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
phallic
وابسته به پرستش الت مردی وابسته به الت رجولیت وابسته به قضیب
olympian
اسمانی وابسته بخدایان کوه المپ وابسته بمسابقات المپیک
bureaucratic
وابسته به اداره بازی وکاغذ پرانی وابسته به دیوان سالاری
syzygial
وابسته به جفت یانقاط متقابل وابسته به استقرار سه ستاره در خط مستقیم
choral
وابسته بدسته سرودخوانان وابسته به اواز دسته جمعی
telepathic
وابسته به دورهم اندیشی وابسته به توارد یا انتقال فکر
subglacial
وابسته به زیر توده یخ وابسته بدوره فرعی یخبندان
dialectological
وابسته بعلم منطق جدلی وابسته به گویش شناسی
sothic
وابسته به ستاره کلب وابسته به شعرای یمانی
lexicographic
وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
phylar
وابسته به راسته ودسته وابسته به قبیله ونژاد
rectal
وابسته براست روده وابسته به معاء غلاظ
vehicular
وابسته به وسائط نقلیه وابسته به رسانه یابرندگر
puritanical
وابسته بفرقه پیوریتان ها وابسته به پاک دینان
supervisory
وابسته به نظارت وسرپرستی وابسته به برنگری
erotic
وابسته به عشق شهوانی وابسته به eros
kinetic
وابسته بحرکت وابسته به نیروی محرکه
cliquey
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
monarchic
وابسته به حکومت سلطنتی وابسته به سلطنت
cliquy
وابسته به دسته یا گروه وابسته به جرگه
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
frontal
وابسته به پیشانی وابسته بجلو
lithic
وابسته به ریگ وابسته به لیتوم
zygose
وابسته به لقاح وابسته به گشنیدگی
sister services
یکانهای وابسته قسمتهای وابسته
beasts
جانور
ruffianly
جانور خو
beast
جانور
johnny
جانور نر
nightwalker
جانور شب پر
animalize
جانور
malacostracan
جانور
it
ان جانور
apod
جانور بی پا
animal
جانور
structure of an animal
جانور
creatures
جانور
it pron
ان جانور
he
جانور نر
animals
جانور
creature
جانور
tardigrade
جانور کندرو
rodent
جانور جونده
perissodactyl
جانور فرد سم
game
جانور شکاری
zoology
جانور شناسی
rodents
جانور جونده
ungulate
جانور سم دار
scavenger
جانور لاشخور
monocule
جانور یک چشم
scavengers
جانور لاشخور
brute
جانور حیوان
zoophagous
جانور خوار
zoophilic
علاقمند به جانور
zoophilous
علاقمند به جانور
animalculum
جانور ریزه
amoebas
جانور تک سلولی
amoeba
جانور تک سلولی
amebas
جانور تک سلولی
amebae
جانور تک سلولی
shell fish
جانور صدف
brutal
جانور خوی
brutes
جانور حیوان
pudge
جانور چاق
brutalization
جانور خویی
milker
جانور شیرده
poikilothermism
خونسردی جانور
poikilotherm
جانور خونسرد
zootheism
جانور پرستی
in heat
[American E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
mammiferous
جانور پستاندار
proud
<adj.>
جانور حشری
hybrid
جانور دورگه
saxicolous
جانور سنگ زی
nekton
جانور شناور
saxicoline
جانور سنگ زی
zoomorphic
<adj.>
جانور گونه
polystome
جانور بسیار
pollard
جانور بی شاخ
zootomy
جانور شکافی
strayed
جانور ولگرد
plantigrade
جانور دوپا
brutality
جانور خویی
stray
جانور بی صاحب
straying
جانور بی صاحب
strays
جانور بی صاحب
scrag
جانور نحیف
polystomatous
جانور بسیار
saprozoon
جانور پوده زی
amoebae
جانور تک سلولی
stinkard
جانور بدبو
on heat
[British E]
<adj.>
حشری
[جانور زن]
brutalities
جانور خویی
pelagian
جانور دریایی
zoologist
جانور شناس
craw
معده جانور
mammifer
جانور پستاندار
fauna
جانور نامه
animalist
نقاش جانور
edentate
جانور بی دندان
polypod
جانور بسیارپا
beastliness
جانور خویی
migrants
سیار جانور مهاجر
nematocyst
نیش جانور مرجانی
slugs
چارپاره جانور کندرو
phyllopod
جانور برگ پای
slugged
چارپاره جانور کندرو
slug
چارپاره جانور کندرو
orc
جانور بزرگ دریایی
pleophagous
چند جانور خوار
phytozoon
جانور گیاه نما
endotherm
جانور خون گرم
sacs
عضوکیسه مانند جانور
nervure
رگه بندی جانور
holozoic
جانور خوراک گیر
molluscs
جانور نرم تن حلزون
mollusc
جانور نرم تن حلزون
hilding
جانور یا اسب بی ارزش
dentition
وضع تعداددندانهای جانور
tropicopolitan
گیاه یا جانور گرمسیری
zoophyte
جانور گیاه سان
migrant
سیار جانور مهاجر
sac
عضوکیسه مانند جانور
ratcatcher
موش گیر
[جانور]
tentacles
موی حساس جانور
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com