English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (12 milliseconds)
English Persian
plough شخم زدن باسختی جلو رفتن
ploughed شخم زدن باسختی جلو رفتن
ploughs شخم زدن باسختی جلو رفتن
plowed شخم زدن باسختی جلو رفتن
plowing شخم زدن باسختی جلو رفتن
plows شخم زدن باسختی جلو رفتن
plow شخم زدن باسختی جلو رفتن
Other Matches
blustered باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blustering باسختی وشدت وسروصداوزیدن
blusters باسختی وشدت وسروصداوزیدن
bluster باسختی وشدت وسروصداوزیدن
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
trek کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
treks کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekked کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
trekking کوچ مسافرت باگاری بازحمت حرکت کردن باسختی واهستگی مسافرت کردن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
hedged در رفتن
abstracts کش رفتن
abstracting کش رفتن
short-changing کش رفتن
twiddling ور رفتن
hedge در رفتن
twiddles ور رفتن
crawled رفتن
nim کش رفتن
make off در رفتن
crawl رفتن
pullback پس رفتن
snook کش رفتن
meddles ور رفتن
abstract کش رفتن
short-changes کش رفتن
crawls رفتن
regressed پس رفتن
regresses پس رفتن
meddled ور رفتن
meddle ور رفتن
snipping کش رفتن
snipped کش رفتن
snip کش رفتن
regressing پس رفتن
regress پس رفتن
admitting رفتن
hedges در رفتن
admit رفتن
departures رفتن
twiddled ور رفتن
short-changed کش رفتن
short-change کش رفتن
twiddle ور رفتن
admits رفتن
departure رفتن
swiped کش رفتن
sink ته رفتن
betake رفتن
bleneh پس رفتن
filching کش رفتن
filches کش رفتن
break loose در رفتن
to break loose در رفتن
filched کش رفتن
filch کش رفتن
sinks ته رفتن
going رفتن
shrink اب رفتن
shrinking اب رفتن
shrinks اب رفتن
swiping کش رفتن
go رفتن
retire پس رفتن
goes رفتن
gangs رفتن
gang رفتن
hang around ور رفتن
swipe کش رفتن
jauk ور رفتن
putters ور رفتن
puttering ور رفتن
puttered ور رفتن
putter ور رفتن
go over به ان سو رفتن
retrograde پس رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
fribble ور رفتن
retires پس رفتن
to peter out پس رفتن
glom on to کش رفتن
go off در رفتن
mog رفتن
to get over رفتن از
retracting تو رفتن
to pair off رفتن
to take to ones heels در رفتن
to fall short کم رفتن
to go to the bottom ته رفتن
to fall away پس رفتن
to fall away رفتن
retracts تو رفتن
niggles ور رفتن
to whisk away or off رفتن
retracted تو رفتن
retract تو رفتن
to flow over سر رفتن
to make ones getaway در رفتن
to get one's monkey up از جا در رفتن
to get away رفتن
to sleep fast رفتن
to foot it رفتن
to go back ward پس رفتن
to go backward پس رفتن
to go bang در رفتن
to skirt along the coast رفتن
to hang back پس رفتن
to run off در رفتن
pilfered کش رفتن
to boil over سر رفتن
recede پس رفتن
snitching کش رفتن
snitch کش رفتن
pilfer کش رفتن
snitches کش رفتن
To go رفتن
snitched کش رفتن
pilfers کش رفتن
to go to mess رفتن
pilfering کش رفتن
receded پس رفتن
recedes پس رفتن
niggle ور رفتن
to fly off در رفتن
to do a guy در رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
to do out of کش رفتن
receding پس رفتن
niggled ور رفتن
dived شیرجه رفتن
dive شیرجه رفتن
dived فرو رفتن
dive فرو رفتن
avoided طفره رفتن از
avoids طفره رفتن از
to join the army به سربازی رفتن
faintest از حال رفتن
fainter از حال رفتن
stall در گل فرو رفتن
avoiding طفره رفتن از
stalling در گل فرو رفتن
sighting نشانه رفتن
sightings نشانه رفتن
avoid طفره رفتن از
fainted از حال رفتن
faint از حال رفتن
faints از حال رفتن
haws دست چپ رفتن
treading راه رفتن
treads راه رفتن
evasions طفره رفتن
headway پیش رفتن
stalk راه رفتن
stalked راه رفتن
stalking راه رفتن
stalks راه رفتن
pike سریعا رفتن
to fall asleep به خواب رفتن
soars بالا رفتن
soared بالا رفتن
soar بالا رفتن
retire عقب رفتن
tread راه رفتن
to doze off به خواب رفتن
teeters پس وپیش رفتن
teetering پس وپیش رفتن
teetered پس وپیش رفتن
teeter پس وپیش رفتن
taxi باتاکسی رفتن
taxied باتاکسی رفتن
taxies باتاکسی رفتن
taxiing باتاکسی رفتن
forge جلو رفتن
forges جلو رفتن
churns جلو رفتن
churned جلو رفتن
churn جلو رفتن
hawing دست چپ رفتن
outrages ازجا در رفتن
plunge شیرجه رفتن
consumed تحلیل رفتن
plunge فرو رفتن
retrogresses پس رفتن برگشت
plunged شیرجه رفتن
plunged فرو رفتن
plunges شیرجه رفتن
retrogresses بقهقرا رفتن
plunges فرو رفتن
atrophied تحلیل رفتن
atrophies تحلیل رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com