Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English
Persian
conditions of sale
شرایط اساسی معامله
Other Matches
terms of trade
شرایط معامله
bargaining
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargained
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargain
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
bargains
معامله شیرین چانه زدن در معامله معامله باصرفه انجام دادن
ground state
نیروی اساسی حالت اساسی
dynamic condition
شرایط و مقتضیات پویای اقتصادی تغییر شرایط اقتصادی ناشی از تحول سلیقه تقاضا کنندگان وهزینه و مخارج تولید ونسبت جمعیت
synoptic situation
شرایط جوی محلی موجود شرایط جوی اندازه گیری شده منطقهای
package deals
معامله کلی معامله چکی
package deal
معامله کلی معامله چکی
futures goods
کالاهایی که در معامله سلف خرید و فروش می گردد کالاهای مورد معامله سلف
fradulent conveyance
معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
second best theory
نظریه دومین ارجحیت . براساس این نظریه چنانچه یک یا چندشرط از شرایط لازم برای بهینه پارتو وجود نداشته باشد در این صورت رعایت شدن سایر شرایط لازم باقیمانده در ارجحیت ثانی قرار نخواهد گرفت
essentials
اساسی
nett
اساسی
On what basis (ground)
بر چه اساسی ؟
unsubstantial
بی اساسی
earthshaking
اساسی
essential
اساسی
basilar
اساسی
nets
اساسی
substantial
اساسی
organic
اساسی
hypostatic
اساسی
groundlessness
بی اساسی
fundametal
اساسی
materials
اساسی
material
اساسی
basal
اساسی
key projects
اساسی
net
اساسی
cardinals
اساسی
cardinal
اساسی
meatier
اساسی
constitutional
اساسی
essential
<adj.>
اساسی
major
<adj.>
اساسی
basic
اساسی
substantive
[essential]
<adj.>
اساسی
vital
<adj.>
اساسی
meaty
اساسی
meatiest
اساسی
basics
اساسی
radical
اساسی
radicals
اساسی
Hon
اساسی
ground
اساسی
functional
اساسی
capital
اساسی
rudimental
اساسی
pivotal
اساسی
fundamental
اساسی
quintessential
<adj.>
اساسی
basic linkage
پیوند اساسی
basic surplus
مازاد اساسی
basic variable
متغیر اساسی
constitutions
قانون اساسی
reformation
اصلاح اساسی
strategic variables
متغیرهای اساسی
basic deficit
کسری اساسی
base repair
تعمیر اساسی
substantiality
حالت اساسی
vital
واجب اساسی
spine wall
دیوار اساسی
constitution
قانون اساسی
brass tacks
مسایل اساسی
unsubstantiality
بی اساسی بی اهمیتی
over haul
تعمیر اساسی
purview
مواد اساسی
ground plan
طرح اساسی
ground plans
طرح اساسی
rationale
علت اساسی
to let the saw dust out of
پوچی یا بی اساسی
basically
بطور اساسی
constitutional low
قانون اساسی
radical
طرفداراصلاحات اساسی
constitutional law
حقوق اساسی
essential oil
روغن اساسی
functional distribution
توزیع اساسی
basics
مقدماتی اساسی
basics
اساسی مقدماتی
rite
فرمان اساسی
basic
مقدماتی اساسی
volatile oil
روغن اساسی
fundamental rules
قواعدیاقوانین اساسی
basic
اساسی مقدماتی
radicals
ریشگی اساسی
radical
ریشگی اساسی
radicals
طرفداراصلاحات اساسی
myosin
پروتئین اساسی عضله
Fundamental ( radical) changes.
تغییرات اساسی وعمده
constitution
مشروطیت قانون اساسی
nonessential goods
کالاهای غیر اساسی
constitutions
مشروطیت قانون اساسی
revolutionizes
تغییرات اساسی دادن
revolutionized
تغییرات اساسی دادن
essential fatty acids
اسیدهای چرب اساسی
radicals
طرفدار اصلاحات اساسی
supplementalary constitution law
متمم قانون اساسی
revolutionises
تغییرات اساسی دادن
revolutionised
تغییرات اساسی دادن
constitutional
مطابق قانون اساسی
nonbasic variable
متغیر غیر اساسی
revolutionising
تغییرات اساسی دادن
revolutionizing
تغییرات اساسی دادن
organic
اندام دار اساسی
revolutionize
تغییرات اساسی دادن
fundamental
اصولی مقدماتی اساسی
unconstitutionality
مغایرت با قانون اساسی
bill of rights
قانون اساسی امریکا
field theory
نظریه اساسی میدان
constitutionality
مطابقت با قانون اساسی
primordial
عنصر نخستین اساسی
radical
طرفدار اصلاحات اساسی
punch-lines
جمله اساسی واصلی
punch-line
جمله اساسی واصلی
punch line
جمله اساسی واصلی
A fundamental (slight) difference.
اختلاف اساسی ( جزئی )
accidental
غیر اساسی پیش آمدی
bdos
سیستم عامل اساسی دیسک
basic direct access method
روش دستیابی مستقیم اساسی
stapled
اساسی مرکز بازرگانی عمده
stapling
اساسی مرکز بازرگانی عمده
reform
اصلاح اساسی کردن یا شدن
reforms
اصلاح اساسی کردن یا شدن
We must find a basic solution.
باید یک فکر اساسی کرد
iowa tests of basic skills
ازمونهای مهارتهای اساسی ایووا
basic sequential access method
روش دستیابی ترتیبی اساسی
essential singularity
نقطه تکین اساسی
[ریاضی]
deeping of capital
پایه گذاری اساسی سرمایه
staple
اساسی مرکز بازرگانی عمده
the essential
[inherent]
[intrinsic]
task
کار مهم و ضروری
[یا اساسی]
federal constitution
قانون اساسی دولت متحده
desideratum
ارزوی اساسی و ضروری چیز مطلوب
unconstitutional
بر خلاف قانون اساسی برخلاف مشروطیت
reformers
پیشوای اصلاحات طرفدار دگرگونی اساسی
reformer
پیشوای اصلاحات طرفدار دگرگونی اساسی
ground rule
وفیفه اساسی قاعده و طرز عمل
basic crops
محصولات کشاورزی اساسی مانند گندم
karyolymph
ماده اساسی زمینه هسته سلولی
bios
سیستم اساسی ورودی و خروجی بایوس
one of the
[basic]
fundamental tenets of democracy
یکی از اصول پایه
[اساسی]
دموکراسی
conditions
شرایط
the conditions
شرایط ان
terming
شرایط
termed
شرایط
term
شرایط
terms
شرایط
basic partitioned access method
روش دستیابی قسمت بندی شده اساسی
time the essence of the contract
مدت در حالی که از اصول اساسی عقد باشد
basic telecommunications access method
روش دستیابی ارتباطات راه دور اساسی
basic indexed sequential acess method
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی
delivery terms
شرایط تحویل
shipping terms
شرایط حمل
settlement terms
شرایط تسویه
dis qualified
فاقد شرایط
qalified
واجد شرایط
equilibrium conditions
شرایط تعادل
emergency conditions
شرایط اضطراری
necessary conditions
شرایط لازم
second order conditions
شرایط ثانوی
settlement terms
شرایط پرداخت
existing circumstances
شرایط موجود
bona fide
واجد شرایط
conference terms
شرایط کنفرانس
conditions of purchase
شرایط خرید
conditions of contract
شرایط قرارداد
liner terms
شرایط خط کشتیرانی
ambient conditions
شرایط محیطی
light conditions
شرایط نور
condition of readiness
شرایط امادگی
average conditions
شرایط عادی
average conditions
شرایط متوسط
ballistic conditions
شرایط بالیستیکی
initial condition
شرایط اولیه
given conditions
شرایط معینه
given conditions
شرایط معلوم
implied terms
شرایط ضمنی
implied terms
شرایط تلویحی
boundary conditions
شرایط حدی
boundary conditions
شرایط مرزی
adverse factors
شرایط نامساعد
admission requirements
شرایط پذیرش
actude conditions
شرایط شدید
requirements of the credit
شرایط اعتبار
present conditions
شرایط فعلی
credit terms
شرایط اعتبار
final cinditions
شرایط پایانی
final cinditions
شرایط فینال
conditions
شرایط اوضاع
payment terms
شرایط پرداخت
mutual terms
شرایط متقابل
standard temperature and pressure
شرایط متعارفی
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
fair play
شرایط برابر
normal temperature and pressure
شرایط متعارفی
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
marginal conditions
شرایط نهائی
makings
شرایط لازم
actude conditions
شرایط حاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com