English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
Our company is oprerating in several countries . شرکت ما درچندین کشور عمل می کند
Other Matches
producers شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
producer شخص یا شرکت یا کشور تولید کننده
to move one's operation offshore شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
offshore company شرکت صندوق پستی در خارج از کشور [ برای سود در مالیات]
blue chip personal computer IB که در کشور کره توسط شرکت HYUNDAI ساخته میشودکامپیوترهای شخصی ارزان سازگار با
manifoldly درچندین نسخه
republics حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
word perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
word-perfect یک کلمه پرداز سریع که درچندین نسخه ارائه شده و به کامپیوتر مورد نظر بستگی دارد
Burundi کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extradite مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
letterhead مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
innocent passage مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
constituent company شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
limited company شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
letter of recall نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
international finance corporation شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company شرکت مادر شرکت مرکزی
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
nonaligned کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
housed 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
houses 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
business group شرکت سهامی [شرکت]
body corporate شرکت شرکت سهامی
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
territory کشور
territories کشور
nation کشور
land n کشور
nations کشور
fatherlands کشور
realm کشور
realms کشور
soils کشور
soiling کشور
fatherland کشور
state کشور
countries کشور
common wealth کشور
state- کشور
stated کشور
states کشور
stating کشور
country کشور
soil کشور
Cambodia کشور کامبوج
fairyland کشور پریان
fairylands کشور پریان
sending state کشور فرستنده
Belize کشور بلیز
secretary of state for home affairs وزیر کشور
Cuba کشور کوبا
Costa Rica کشور کاستاریکا
Colombia کشور کلمبیا
cloud-cuckoo-land کشور پریون
respublica جمهوری کشور
respublica کشور جمهوری
Bhutan کشور بوتان
sea power کشور دریایی
Djibouti کشور جی بوتی
Cameroon کشور کامرون
Burma کشور برمه
southland کشور نیمروز
expulsion اخراج از کشور
expulsions اخراج از کشور
traitor to one's country خائن به کشور
nationwide در سرتاسر کشور
treason خیانت به کشور
traitor to the countruy خائن کشور
traitor خائن به کشور
traitors خائن به کشور
Albania کشور آلبانی
theocrat خداوند کشور
the youth of the country جوانان کشور
the superme court دیوانعالی کشور
Bangladesh کشور بنگلادش
Bahrain کشور بحرین
Bahamas کشور باهاما
Spain کشور اسپانیا
Argentina کشور آرژانتین
Angola کشور انگولا
Andorra کشور آندورا
the play of europe کشور سویس
friendly state کشور دوست
friendly state کشور خودی
great power کشور با قدرت
Greece کشور یونان
high court of دیوانعالی کشور
interior ministry وزارت کشور
America کشور امریکا
Holland کشور هلند
home country کشور اصلی
neighbouring country [British E] کشور همسایه
host country کشور میزبان
neighboring state [American E] کشور همسایه
forwarding country کشور فرستنده
assyria کشور اشور
fisc خزانه کشور
Canada کشور کانادا
country of origin کشور مبداء
Czechoslovakia کشور چکوسلواکی
department of the enterior وزارت کشور
in these parts <adv.> در این کشور
Egypt کشور مصر
attack origine کشور اغازکننده تک
in this country <adv.> در این کشور
ottoman کشور عثمانی
abroad خارج از کشور
inland درون کشور
ministry of the interior وزارت کشور
Home Office وزارت کشور
oversea خارج از کشور
mother country کشور اصلی
mother countries کشور اصلی
per pais بوسیله کشور
Botswana کشور بوتسوانا
Morocco کشور مغرب
midland داخله کشور
turkey کشور ترکیه
host nation کشور میزبان
bordering country کشور همسایه
independency کشور مستقل
Korea کشور کره
land of the rising sun کشور ژاپن
Liberia کشور لیبریا
dependency کشور غیرمستقل
dependencies کشور غیرمستقل
turkeys کشور ترکیه
kingdom کشور قلمروپادشاهی
Kenya کشور کنیا
states جمهوری کشور
Maldives کشور مالدیو
Mali کشور مالی
Mexico کشور مکزیک
stating جمهوری کشور
Venezuela کشور ونزوئلا
Rwanda کشور رواندا
Uruguay کشور اوروگوئه
Ukraine کشور اوکرانی
Mozambique کشور موزامبیک
Uganda کشور اوگاندا
Myanmar کشور میانمار
Togo کشور توگو
Malawi کشور مالاوی
stated جمهوری کشور
Luxembourg کشور لوکزامبورگ
Kiribati کشور کیریباتی
Kuwait کشور کویت
Laos کشور لائوس
Zimbabwe کشور زیمبابوه
Lesotho کشور لسوتو
Libya کشور لیبی
Zambia کشور زامبیا
Vietnam کشور ویتنام
state جمهوری کشور
state- جمهوری کشور
Thailand کشور تایلند
Tanzania کشور تانزانیا
Niger کشور نیجر
Nigeria کشور نیجریه
Oman کشور عمان
Pakistan کشور پاکستان
Malaysia کشور مالزی
Qatar کشور قطر
Portugal کشور پرتغال
Paraguay کشور پاراگوئه
Peru کشور پرو
Tunisia کشور تونس
Nicaragua کشور نیکاراگوا
New Zealand کشور زلاندنو
Sweden کشور سوئد
Swaziland کشور سوازیلند
Hungary مجارستان [کشور]
Suriname کشور سورینام
Sudan کشور سودان
Sri Lanka کشور سریلانکا
Somalia کشور سومالی
Singapore کشور سنگاپور
Namibia کشور نامیبی
Namibia کشور نامیبیا
Nepal کشور نپال
Sierra Leone کشور سیرالئون
Senegal کشور سنگال
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com