English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (6 milliseconds)
English Persian
schwarzschild radius شعاع شوارتزشیلد
Other Matches
actinoid دارای شعاع مانند شعاع
point of no return نقطه حداکثر شعاع عمل هواپیما اخرین حد شعاع عمل هواپیما
downstream radius of crest شعاع انحنای ستیغ در پایاب شعاع انحنای ستیغ در پایین دست
ray شعاع
radius شعاع
radius of curvature شعاع خم
rayless بی شعاع
beams شعاع
beam شعاع
electron beam شعاع الکترون
radial of a well شعاع یک چاه
radially شعاع وار
effective radius شعاع موثر
radiometer شعاع سنج
mean radius شعاع میانه
radius of gyration شعاع چرخش
nuclear radius شعاع هسته
gyoradius شعاع چرخش
main beam شعاع اصلی
light ray شعاع نور
light beam شعاع نور
ionic ray شعاع یونی
image ray شعاع تصویر
hydraulic radius شعاع هیدرولیک
ionic radius شعاع یونی
radius gage شابلون شعاع
radius of influence شعاع تاثیر
radius of intrados شعاع درونسو
radius vector شعاع حامل
short swing پیچهای با شعاع کم
semidiameter شعاع دایره
stellate شعاع دار
triradiate دارای سه شعاع
radius of giration شعاع ژیراسیون
radius of giration شعاع چرخش
radius of a well شعاع یک چاه
radius of action شعاع عمل
radius of action شعاع اثر
radius of extrados شعاع برونسو
radius of curvatupe شعاع انحناء
radius of curvature شعاع انحناء
radius of curvature شعاع خمیدگی
within a radius of .kilometre تا شعاع 6 کیلومتر
covalent radius شعاع کووالانسی
radiates شعاع افکندن
radius شعاع دایره
bohr radius شعاع بور
average radius شعاع میانه
radius شعاع عملیات
average radius شعاع میانگاه
an incident ray شعاع ساقط
atomic radius شعاع اتم
casualty radius شعاع تلفات
atomic radius شعاع اتمی
short range با شعاع عمل کم
short-range با شعاع عمل کم
radiate شعاع افکندن
radiated شعاع افکندن
corner radius شعاع کنج
radiating شعاع افکندن
pencilled پرتوی شعاع دار
radius of convergence شعاع همگرایی [ریاضی]
radiant شعاع گستر درخشان
sea room شعاع مانور دریایی
searchlight sonar سونار شعاع باریک
van der waals radius شعاع وان در والس
very long شعاع عمل زیاد
effective radius of a well شعاع موثر چاه
destruction radius شعاع تخریب مین
damage radius شعاع منطقه خسارت
double beam شعاع مضاعف نور
intermediate range با شعاع عمل متوسط شعاع عمل متوسط
damage radius شعاع خطر مین
wood ray شعاع اوندی چوبی
casualty radius شعاع تولید تلفات
light ray bending انحراف شعاع نور
very short شعاع عمل خیلی کم
medium range با شعاع عمل متوسط
light beam recorder ثبات شعاع نور
visibility range شعاع عمل دیدبانی یا دید
long-distance با شعاع عمل زیاد طولانی
sea room شعاع عمل دریایی ازاد
pi نسبت پیرامون به شعاع دایره
pencil beam شعاع نور بسیار باریک
long distance با شعاع عمل زیاد طولانی
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
isodose دارای تابش یا اشعه برابر هم شعاع
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
supporting range شعاع عمل یکانهای پشتیبانی کننده
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
angle of incidence زاویه بین شعاع تابش و عمود به صفحه
intruder هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
intruders هواپیمای دو موتوره توربوجت دریایی با شعاع عمل زیاد
ranged تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
range تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
ranges تنظیم تیرکردن یا قلق گیری کردن شعاع عمل هواپیما یاخودرو
bend allowance فاصله خطی اضافی روی ورقه ها برای ایجاد خم هایی با شعاع معین
glideslope شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
ogive شکل حاصل از منحنی مدارسیارهای که شعاع ان به تدریج زیاد شده تا سرانجام به خط راست تبدیل میگردد
radius of integration شعاع ترکیب عمل جنگ افزارهای معمولی با جنگ افزار اتمی
minimum range حداقل شعاع عمل دستگاه یا برد حداقل
beam عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
beams عرض ستون نور نورافکن شعاع نور
court style سبک کورت [دوره جدیدتری از سبک گوتیک شعاع ساز و گوتیک در فرانسه]
hydraulic radius شعاع ابی که برابر است باسطح خیس شده به محیط خیس شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com