Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
verslibre
شعر بدون سجع وقافیه
Other Matches
meter
سجع وقافیه
with out rhyme or reason .
بی معنی وقافیه
metres
سجع وقافیه
metre
سجع وقافیه
meters
سجع وقافیه
imagism
مکتب شعر جدید که قبل ازجنگ اول جهانی رایج شده وپیرو تشبیهات زنده وموضوعات جدید وبکر وازادی از قید سجع وقافیه است
informally
بدون تشریفات بدون رعایت مراسم اداری یا قانونی
without any reservation
بدون هیچ قید وشرط بدون استثنا مطلقا
unformed
بدون شکل منظم هندسی بدون سازمان
flat
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
flattest
ضربه بدون ایجاد پیچ در گوی بیلیارد حالت کشیده و بدون انحنای بادبان دریای ارام سطح اب مناسب ماهیگیری
independently
آزاد یا بدون کنترل یا بدون اتصال
of no interest
بدون اهمیت
[بدون جلب توجه]
Taoism
روش فکری منسوب به lao-tseفیلسوف چینی که مبتنی است بر اداره مملکت بدون وجوددولت و بدون اعمال فرمها واشکال خاص حکومت
parataxis
مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
lynch law
مجازات بدون دادرسی که مردم از پیش خود معین کنند, مجازات مجرمین بدون رسیدگی قضایی وقانونی
offhand
بدون مقدمه بدون تهیه
unstressed
بدون اضطراب بدون کشش
unbranched
بدون انشعاب بدون شعبه
achylous
بدون کیلوس بدون قیلوس
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
inoperculate
بدون سرپوش جانور بدون سرپوش
doubtlessly
بدون شک
unstressed
بدون مد
not nearctic
بدون
acheilous
بدون لب
and no mistake
بدون شک
bottomless
بدون ته
sans
بدون
without
بدون
acheilos
بدون لب
undoubted
بدون شک
to a certainty
بدون شک
but
بدون
i'll warrant
بدون شک
undoubtedly
بدون شک
indubitable
بدون شک
goalless
بدون گل
ex-
بدون
ex
بدون
wanting
بدون
obtrusively
بدون حق
unmennerly
بدون اداب
unsprung
بدون فنر
unvocal
بدون موسیقی
valveless
بدون سوپاپ
vacant succession
بدون جانشین
unfunded
بدون سرمایه
unfinanced
بدون پشتوانه
undeviating
بدون انحراف
insecure
بدون ایمنی
voteless
بدون رای
undeviating
بدون تردیدرای
vibrationless
بدون لرزه
unfeigned
بدون تصنع
unpromising
بدون امید
bachelors
بدون عیال
unsigned
بدون امضاء
unmannered
بدون اداب
unmaned
بدون سرنشین
unoccupied
بدون مستاجر
untitled
بدون عنوان
unspotted
بدون الودگی
bachelor
بدون عیال
untitled
بدون سراغاز
unvalued
بدون ارج
indubitable
بدون تردید
unlined
بدون پوشش
humblest
بدون ارتفاع
humble
بدون ارتفاع
unlined
بدون استر
inaction
بدون فعالیت
constantly
بدون تغییر
in vain
<idiom>
بدون تفثیروموفقیت
wing it
<idiom>
بدون آمادگی
under one's own steam
<idiom>
بدون کمک
to be sure
<idiom>
مطمئنا ،بدون شک
unmanned
بدون سرنشین
unexceptional
بدون استثنا
consistently
بدون تناقض
unceasing
بدون وقفه
nothing if not
<idiom>
مطمئنا،بدون شک
without milk
بدون شیر
decaffeinated
بدون کافئین
excluding meals
بدون غذا
safely
بدون خطر
faceless
بدون ویژگی
faultless
بدون خطا
without recourse
بدون حق مراجعه
unattended
بدون متصدی
without justification
بدون مجوز
endless
بدون پایان
with in compass
بدون مبالغه
immediately
بدون واسطه
weanting
بدون بی منهای
wayless
بدون جاده
without recourse
بدون رجوع
faceless
بدون صورت
cold turkey
بدون آمادگی
backless
بدون پشتی
backless
بدون پشت
zero elasticity
بدون کشش
workless
بدون عمل
unequivocal
بدون ابهام
unequivocally
بدون ابهام
warless
بدون جنگ
on the square
بدون کجی
inviscid
بدون لزوجت
intolerantly
بدون بردباری
inoperculate
بدون دریچه
inofficial
بدون اجازه
ingenuously
بدون تزویر
inelastic
بدون کشش
cordless
بدون سیم
indolently
بدون درد
indistinctively
بدون فرق
incommunicable
بدون رابطه
irreflexive
بدون واکنش
irrespective of
بدون ملاحظه
avirulent
بدون شدت
awless
بدون بیم
bareheaded
بدون کلاه
nonsyllabic
بدون هجایی
nonstop
بدون توقف
nonboresafe
بدون ضامن
non delay
بدون تاخیر
no doubt
بدون تردید
bloodlessly
بدون خونریزی
by rote
بدون فکر
dealated
بدون بال
degas
بدون گازکردن
hands down
بدون احتیاط
failure free
بدون خرابی
guilelessly
بدون تزویر
flavorless
بدون مزه
glabrous
بدون کرک
fruitlessly
بدون نتیجه
free trader
بدون گمرک
free from backlash
بدون لقی
free from slip
بدون لغزش
free play
بدون محدودیت
holdless
بدون گیره
exclusive of
بدون در نظرگرفتن
incognizant
بدون شناسایی
deice
بدون یخ کردن
inapproachable
بدون دسترسی
diamensionless
بدون اندازه
diamensionless
بدون بعد
dimensionless
بدون بعد
disconnectedly
بدون ارتباط
discontinuously
بدون اتصال
immusical
بدون هماهنگی
immethodical
بدون اسلوب
free of tax
بدون مالیات
asymptomatic
بدون علامت
notwithstanding
بدون توجه
unresponsive
بدون احتیاط
confidently
بدون شبهه
unfurnished
بدون اثاثیه
undue
بدون مداخله
stemless
بدون تنه
stemless
بدون ساقه
expired
بدون اعتبار
inoffensive
بدون زنندگی
soilless
بدون خاک
blankly
بدون مقصودیامعنی
continuously
بدون توقف
strikeless
بدون ضربت
unblushing
بدون شرم
involuntarily
بدون اراده
unaligned
بدون صف ارایی
bloodless
بدون خونریزی
unadvised
بدون اطلاع
toeless
بدون پنجه
terrorless
بدون ترس
termless
بدون شرط
tenantless
بدون مستاجر
toothless
بدون دندانه
vainly
بدون نتیجه
shockless
بدون ضربه
recoilless
بدون لنگر
achromic
بدون ترخیم
acid free
بدون اسید
quiescently
بدون جنبش
acranial
بدون کاسهء سر
prosaically
بدون لطافت
air dry
بدون رطوبت
ametabolic
بدون دگردیسی
ametabolous
بدون دگردیسی
anechoic
بدون انعکاس
achromatic
بدون ترخیم
achlamydeous
بدون پوشش
shadeless
بدون سایه
searchless
بدون جستجو
scoreless
بدون امتیاز
sans recours
بدون رجوع
unalloyed
بدون الیاژ
adrift
بدون هدف
sans ceremonie
بدون تشریفات
unselfish
بدون خودخواهی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com