English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English Persian
amphibrach شعر و نثری مرکب ازیک هجای بلند بین دو هجای کوچک
Other Matches
dactyl کلمهای دارای سه هجا که هجای اول بلند و دو هجای بعدی ان کوتاه باشد
iamb یک هجای کوتاه و یک هجای بلند
anapest واحد شعری که مرکب از دوهجای کوتاه و یک هجای بلندباشد
amphibrach و یا یک هجای موکد بین دو هجای غیر موکد باشد
trochee وتد یا قافیه دو هجایی که هجای اولش بلند یا موکدوهجای دومش کوتاه یاخفیف باشد
antepenult هجای
graph هجای کلمه
graphs هجای کلمه
foot هجای شعری
nonsense syllable هجای بی معنا
trigram هجای بی معنی سه حرفی
hypercatalectic دارای هجای زائد
paragoge حرف یا هجای الحاقی
centroid قویترین هجای سطر
syllabify تقسیم به هجای مقطع کردن
hypermeter شعری که سبب یا هجای زائددر اخر دارد
proceleusmatic وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد
proceleusmatic foot وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد.
paeon وتدی که یک هجای دراز وسه هجاهای کوتاه دارد
oxytone واژهای که این نشان روی هجای واپسین ان واقع شود
leotards لباس کشباف مرکب از شلوارپاچه بلند وبلوز
leotard لباس کشباف مرکب از شلوارپاچه بلند وبلوز
trochaic مرکب از دو هجا که یکی بلند و دومی کوتاه باشد
prosaic نثری
shetland جزایر شتلاند اسب کوچک ویال بلند
combined influence mine مین با مکانیسم عامل مرکب مین مجهز به مدار باحساسیت مرکب
clackvalve دریچه لولاداروسفت که چون بلند کنندباصدای بلند بجای خودمیافتد
touts بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touted بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
touting بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
tout بلند جار زدن باصدای بلند انتشار دادن
dirndl نوعی دامن بلند با کمر بلند
ex parte ازیک طرف
of the same leaven ازیک جنس
on one hand ازیک طرف
from pillar to post ازیک دربدردیگر
osmosis ازیک پرده
uniparental ازیک ولی
consubstantiate ازیک جنس شدن
to lose an eye ازیک چشم نابیناشدن
Ask each and every one of them . ازیک یک آنها بپرسید
itineration ازیک جابجایی دیگر
dual استفاده ازیک جفت
extravaganza ازیک شخصیت خیالی
extravaganzas ازیک شخصیت خیالی
from stem to stern ازیک سربسر دیگر
aliunde ازیک جای دیگر
to solicit an office درخواست ازیک شرکت
personal computing استفاده ازیک کامپیوتر شخصی
lobectomy برداشتن قسمتی ازیک عضو
it is useful in a way ازیک جهت سودمنداست تاندازهای مفیداست
out fall محلی که اب ازیک مجرابه مجرای بزرگترمیریزد
gybe ازیک سوبسوی دیگرجنبیدن تغییرجهت دادن
petty cash صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
gemmule یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
replayed خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replaying خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
nutcrackers تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
nutcracker تمرین ضربه سخت خوردن ازیک یا دو بازیگر
replays خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
replay خواندن مجدد داده یا سیگنال ازیک ضبط
alpha pegasi مرکب الفرس متن الفرس مرکب
combined operations عملیات رستههای مرکب عملیات مرکب
widget آلت کوچک [ابزار ] [اسباب مکانیکی کوچک]
polyoestrous دارای بیش ازیک وهله جفت گیری در سال
eponymy اشتقاق اسم قبیله یا شخص یاعشیره ازیک کلمه
reconstitution site قرارگاه یا ستاد بازیافتی ازیک یکان منهدم شده
retrospective search جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده
entrance head بار لازم برای ایجاد جریان ازیک لوله
scrimmage بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
reproducing کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
reproduced کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
round robin (meeting or discussion) <idiom> جلسهای که درآن شخص ازیک گروه شرکت کرده باشد
reproduce کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
Sept دسته یا اجتماعی که افرادش معتقداند ازیک جد یا نیا بوجودامده اند
scrimmages بازی تمرینی بین دو گروه ازیک تیم تمرین والیبال
reproduces کپی کردن داده یا متن ازیک ماده یا رسانه به دیگری
metastasize گسترش یافتن مرض ازیک نقطهء بدن به نقطه دیگر
outdegree تعداد رئوس جهت داری که ازیک گره خارج می شوند
paragram جناسی که عبارت است ازتغییرحرف یا حروفی ازیک واژه تصحیف
relocate انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relocated انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
relocates انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
roll forward تابع پایگاه داده ها که کاربر را ازیک آسیب نجات میدهد.
relocating انتقال داده ازیک محل فضای ذخیره سازی به دیگری
increment فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increments فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
jigger بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
pig board تخته کوچک برای موجهای کوچک
systematic theology بخشی از علوم الهی که مذاهب مختلفه را جزئی ازیک حقیقت کل میداند
distortion اختلاف ناطلوب بین قبل و بعد از عبور سیگنال ازیک قطعه
distortions اختلاف ناطلوب بین قبل و بعد از عبور سیگنال ازیک قطعه
concatenate بیشتر ازیک فایل یامجموعهای ازداده ها که باهم ترکیب می شوند تا مجموعهای را تشکیل دهند
ferryboats قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
retrieval عمل جستجو, محل دادن وبهبود اطلاعات ازیک فایل یا رسانه ذخیره سازی
open loop system مکانیزم کمک کننده متشکل ازیک مسیر کنترل بدون اندازه گیری نتیجه
ferryboat قایقی که بوسیله سیم یا طناب وغیره ازیک سوی رودخانه بسوی دیگر میرود
monofilament الیاف تک رشته بلند [این نوع از لیف که دارای طول بسیار بلندی است بصورت طبیعی فقط در الیاف ابریشم وجود داشته ولی الیاف مصنوعی یا شیمیایی می توانند بصورت الیاف بلند یا کوتاه تهیه شوند.]
knobble برامدگی کوچک گره کوچک
pannikin لیوان کوچک پیمانه کوچک
emission theory فرض اینکه نورعبارت است ازیک رشته ذرات سبک که ازجسم نورانی ریزش میکند
branch در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
branches در مدارات الکتریکی قسمتی ازیک شبکه متشکل از یک یا چندالمنت دو ترمینالی که بصورت سری به یکدیگرمتصل شده اند
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
ferrying گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferry گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
ferries گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
accent mark علامتی که پس ازیک نت قرار میگیرد و نشان میدهد که نت در چه گامی قرار دارد
ferried گذر دادن ازیک طرف رودخانه بطرف دیگر عبور دادن
relay ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relayed ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
relays ارسال داده ازیک منبع وسپس ارسال آن به نقط ه دیگر
imethod روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
verification بررسی تایپ صحیح داده یا سمت ارسال داده ازیک رسانه به دیگری
single transposition نوعی تبدیل به رمز که فقط ازیک نوع کلید رمز استفاده میشود
cross modulation مدولاسیون ناخواسته که ازیک کاریر به کاریر دیگر درهمان گیرنده تاثیر میگذارد
to vote plump رای خود را بیک تن دادن جایی که بتوان برای بیش ازیک تن رای داد
slewing سرعت حرکت ابزارهای ماشینی کنترل شده عددی ازیک محل به محل دیگر
uniservice متشکل ازیک نوع یکان یا یک نوع نیروی مسلح
complexes مرکب
compounds مرکب
ink pad مرکب زن
composite مرکب
formant مرکب
compound مرکب
compounded مرکب
tracing ink مرکب
complex مرکب
mixed مرکب
conposite مرکب
complexities مرکب
inks مرکب
complexity مرکب
composed مرکب
combined مرکب
roadster مرکب
ink مرکب
hybrid مرکب
multiplex مرکب
roadsters مرکب
parasyntetic مرکب
combined arms مرکب
pully block قرقره مرکب
parasyntetic مشتق و مرکب
interest on interest ربح مرکب
oaten مرکب از دانههای جو
synthetic مرکب از موادمصنوعی
inkiness سیاهی مرکب
onomastic مرکب از اسم
hybrid wave موج مرکب
diphthong مصوت مرکب
build up lining پوشش مرکب
diphthongs مصوت مرکب
lenticular مرکب از عدسی
consists مرکب بودن از
consisting مرکب بودن از
consisted مرکب بودن از
consist مرکب بودن از
build up section مقاطع مرکب
Indian ink مرکب چین
multiple unit valve لامپ مرکب
wound pole قطب مرکب
inker مرکب نویس
mixed flow جریان مرکب
ink pot مرکب دان
multiple offence حمله مرکب
ink bag کیسه مرکب
ink bottle مرکب دان
ink eraser مرکب پاک کن
girders تیر مرکب
markab مرکب الفرس
multivibrator لرزه گر مرکب
pad مرکب خشک کن
india ink مرکب چین
magnetic ink مرکب مغناطیسی
pads مرکب خشک کن
printer's ink مرکب چاپ
girder تیر مرکب
multimodal transport حمل مرکب
harmonic motion الحان مرکب
mixed number عدد مرکب
compound statement جمله مرکب
compound curve انحناء مرکب
compound converter تبدیل گر مرکب
compound circuit مدار مرکب
compound catenary اویزانداری مرکب
compound bending خمش مرکب
compound اتصال مرکب
combination current جریان مرکب
combination fixture اویز مرکب
compound eye چشم مرکب
syncarp میوه مرکب
compound probability احتمال مرکب
compound motion حرکت مرکب
magnetic battery مغناطیس مرکب
combined forces نیروهای مرکب
compound magnet مغناطیس مرکب
compound lens عدسی مرکب
compound لفظ مرکب
compound جسم مرکب
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com