Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (33 milliseconds)
English
Persian
to prostrate a city
شهری را با خاک یکسان کردن
to raze a city to the ground
شهری را با خاک یکسان کردن
Other Matches
autosync
خصوصیت یک مودم برای ارسال سیگنال دادههای یکسان به کامپیوتری که فقط سیگنالهای غیر یکسان را منتقل میکند
flat rate
نرخ یکسان تعرفه یکسان
urbanising
شهری کردن
citify
شهری کردن
urbanize
شهری کردن
urbanises
شهری کردن
urbanizing
شهری کردن
urbanizes
شهری کردن
urbanised
شهری کردن
urbanized
شهری کردن
To lay siege to a city .
شهری را محاصره کردن
assimilate
یکسان کردن
assimilated
یکسان کردن
assimilates
یکسان کردن
assimilating
یکسان کردن
assimilatc
یکسان کردن
constant angle arch dam
بند قوسی با زاویه یکسان سد کمانی با زاویه یکسان
to make even with the ground
با خاک یکسان کردن
equate
یکسان فرض کردن
rase
باخاک یکسان کردن
equates
یکسان فرض کردن
equated
یکسان فرض کردن
to lump them all together
<idiom>
با همه یکسان رفتار کردن
coragne line
خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
To treat them all alike. (indiscriminately).
همه رابا یک چوب راندن ( یکسان رفتار کردن )
asynchronous
ارتباطی که از hadshaking برای یکسان کردن ارسال داده استفاده می کنند
baud rate
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
baud
وسیلهای که سیگنالهای زمانی متفاوت برای یکسان کردن دادههای با نرخ مختلف را تولید میکند
clock
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
clocks
مداری که فرکانس آن توسط کاربر تنظیم میشود. برای یکسان کردن سیگنالها و مدار ها با یک باس ساعت
urban bundle
بقچه شهری
[این روش گرچه قدیمی است ولی هنوز هم به عنوان معیاری جهت وزن کردن کلاف های پشم بکار می رود.]
municipal
شهری
urban
<adj.>
<noun>
شهری
civil
شهری
towny
شهری
townspeople
شهری
twonsman
شهری
citizen
شهری
citizens
شهری
civic
شهری
city slicker
شهری
burgess
شهری
townee
شهری
townswoman
زن شهری
oppidan
شهری
town house
خانه شهری
urban rug
قالی شهری
urban population
جمعیت شهری
urban renewal
احیای شهری
locals
مکانی شهری
urban renewal
توسعه شهری
urban servitudes
خدمات شهری
local
مکانی شهری
urbanization
شهری سازی
town meeting
انجمن شهری
townsfolk
مردم شهری
streetcars
تراموای شهری
streetcar
تراموای شهری
interurban
داخل شهری
extra-mural
فرا شهری
people
تن
[جمعیت شهری]
metropolitan
مادر شهری
tramcar
واگن شهری
town houses
خانه شهری
phiadelphian
شهری ازامریکا
placing
میدان شهری
places
میدان شهری
suburban
برون شهری
civil
خدمات شهری
place
میدان شهری
ley den
نام شهری در هلند
ephebe
شهری که از 81 تا 02 سال داشت
urbanism
اعتیاد بزندگی شهری
intercity train
قطار بین شهری
trolleybus
واگن برقی شهری
trolley car
واگن برقی شهری
civil defense
پدافند ازمناطق شهری
drop letter
نامه پست شهری
urbanity
اعتیاد بزندگی شهری
to patrol a town
شهری را گشت زدن
townswoman
دختر شهری فاحشه
sienna
نام شهری در ایتالیا
street car
راه اهن شهری
identic
یکسان
equal
یکسان
equaled
یکسان
equaling
یکسان
equalled
یکسان
equalling
یکسان
invariant
یکسان
akin
یکسان
of kin
یکسان
similar
یکسان
equals
یکسان
same
یکسان
similiar
یکسان
identical
یکسان
uniform
یکسان
uniforms
یکسان
cultures
عوارض شهری مناطق شهرنشین
culturing
عوارض شهری مناطق شهرنشین
culture
عوارض شهری مناطق شهرنشین
liverpudlian
اهل لیورپول شهری ازانگلیس
town meeting
انجمن بلدی شورای شهری
mushroom city
شهری که زود ترقی میکند
intercity train
قطار بین شهری با توقف
exurb
ناحیه یا منطقهء خارج شهری
toll call
مخابره تلفنی خارج شهری
inverness
اینورس نام شهری دراسکاتلند
urban
مربوط به شهر مراکز شهری
Coventry
نام شهری است درانگلستان
A series of city improvement works.
یکرشته کارهای عمرانی شهری
post town
شهری که پستخانه مستقل دارد
toll calls
مخابره تلفنی خارج شهری
uniform movement
جنبش یکسان
solid
یکسان فضائی
identically
بطور یکسان
standards
یکسان معیار
equably
بطور یکسان
standard
یکسان معیار
uniformly
بطور یکسان
alike
شبیه یکسان
spreading
پخش یکسان
uniforms
یک شکل یکسان
uniform
یک شکل یکسان
solids
یکسان فضائی
Urban tissue sites
سایت های بافت فرسوده شهری
county borouh
شهری که بیش از 00005تن نفوس دارد
urbiculture
مسائل ومشکلات زندگی شهری وشهرها
streetwise
ماهر در برخورد با مشکلات و خشونتهای شهری
laodicean
شهری از فروغیه که دردیانت وسیاست ومانندانهافائزاست
The city was razed to the ground.
شهر با خاک یکسان شد
equal appearing intervals
فاصلههای یکسان نما
isoelectronic
دارای الکترونهای یکسان
coconsciousness
ادراک چیزهای یکسان
nuclear parity
قدرت اتمی یکسان
to kiss the dust
باخاک یکسان شدن
equally appearing difference
تفاوتهای یکسان نما
balanced design
طرح با تراز یکسان
it ius all one to me
برای من یکسان است
without distinction
بدون فرق یکسان
coconscious
ادراک چیزهای یکسان
corporate town
شهری که حقوق بلدی داردومیتواندشهرداری داشته باشد
dry town
شهری که فروش نوشابه دران ممنوع است
derby
نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
derbies
نام شهری در انگلیس مسابقه اسب دوانی
wilton
نام شهری در جنوب " ویلت شایر" انگلستان
irregular polygon
شی گرافیکی که ابعاد یکسان دارد
method of equal appearing intervals
روش فاصلههای یکسان نما
balance
برای همه خطاها یکسان است
plug
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
plugging
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
balances
برای همه خطاها یکسان است
plugs
امکان نصب در سوکت یکسان میدهد
shannon
انتخابی بین دو واقعه بااحتمال یکسان
It is exact to hair.
مو نمی زند ( کاملا"یکسان است )
an e. battle
جنگی که برای دو طرف یکسان است
domestic intercity freight traffic
حمل نقل بار بین شهری بوسیله راه آهن
frequencies
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
equisignal zone
منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
external
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
externals
ساعت یا سیگنال یکسان کننده در خارج یک وسیله
Hamming code
تعداد ارقامی که در دو کلمه با طول یکسان متفاوتند
logical
تابع بررسی یکسان بودن دو سیگنال منط قی
frequency
فرکانس ساعت اصلی که سیستم را یکسان میکند
municipium
شهری که اهالی ان از حقوق شهر نشینان رومی بهره مند میشدند
peering
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peered
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
peer
هر دو وسیله مشابه که در سطح پروتکل شبکه یکسان باشند
differential laser gyro
دو اشعه لیزر با پلاریزاسیون یکسان که برای یک ژایروبکار میروند
isocracy
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
democratic network
شبکه همان که همه ایستگاهای آن حق تقدم یکسان دارند
duplication check
بررسی ای که لازمه اش یکسان بودن نتایج دو اجرای مستقل یک عملیات میباشد
isodynamic line
خطی در روی نقشه که بوسیله ان جاهایی که زورمغناطیسی درانها یکسان است
homograph
کلمهای که املای ان باکلمه دیگر یکسان ولی معنی ان مختلف باشد
homonym
کلمهای که تلفظ ان با کلمه دیگر یکسان ولی معنی ان دگرگون باشد
identity
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identities
دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
isoclinal line
خطی که در روی نقشه بوسیله ان جاهایی که تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است
universal time
زمان که به گردش زمین بستگی داشته باشد و لذا بطورمطلق یکسان نمیباشد
bogota
نام شهری در جمهوری کلمبیای امریکا که در سال 8491 کنفرانسی در ان منعقدشد و سازمان دولتهای امریکایی را به وجود اورد
isochronous network
شبکهای که در آن تمام قط عات شبکه از یک ساعت عمومی استفاده می کنند تا زمان بندی یکسان باشد
rhumb line
خط فرضی روی کره زمین که همه نصف النهارها را تحت زاویه یکسان قطع میکند
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
pascal
فشار وارد بریک نقطه صرف نظر از شتاب ناشی از گرانش در همه جهات یکسان میباشد
multiplex
سیستم تنظیم تقسیم که تمام کانال ها حاوی داده با استفاده از پروتکل یکسان و نرخ ارسال هستند
murage
مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
erasers
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
eraser
در یک برنامه گرافیک تابعی که به فضاهای تصویر اجازه پاک شدن میدهد و یا اینکه با رنگ شب صفحه یکسان شود
isoclinic line
خطی بر روی نقشه که بوسیله ان نقاطی که درانجاها تمایل سوزن مغناطیسی یکسان است نشان داده میشود
pin
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinned
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
pinning
قطعه الکترونیکی که مستقیما جایگین دیگری میشود چون ترکیب سوزن ها یکسان است و سیگنالهای یکسانی را حمل می کنند
letter quality printing
خصوصیت برخی چاپگرهای matria-dot که حروف با کیفیت یکسان با ماشین تایپ را با نقاط بسیار نزدیک به هم تامین میکند
dual
دو سیستم کامپیوتری که به طور موازی روی داده یکسان کار می کنند با دستورات مشابه برای اطمینان از صمت بالا
departmental LAN
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها
isocratic
دارای اختیارات برابر که دران اختیارات سیاسی همه کس یکسان است
combinatorics
محاسبه تعداد موارد یکسان تعداد راههای انجام یک کار ترکیب شناسی
noncompatibility
دو یا چند سخت افزار که نمیتوانند داده رد و بدل کنند یا از وسیله جانبی یکسان استفاده کنند
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com