English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 151 (9 milliseconds)
English Persian
genital eroticism شهوت تناسلی
Search result with all words
poeeping tom ادمی که بانگاه باعضاء تناسلی واعضای برهنه اطفاء شهوت کند
Other Matches
genitalia اندامهای تناسلی الات تناسلی
voluptuous شهوت پرست شهوت انگیز
sexual تناسلی
copulatory تناسلی
reproductive تناسلی
sexual organs تناسلی
genital تناسلی
genital character منش تناسلی
genital organ الت تناسلی
urogenital ادراری- تناسلی
urinogenital ادراری- تناسلی
pregenital پیش تناسلی
generative glands غدههای تناسلی
genito urinary تناسلی وبولی
genito urinary تناسلی بولی
private اعضاء تناسلی
privates اعضاء تناسلی
genitals اندامهای تناسلی
gonopore سوراخ تناسلی
genitalia اندامهای تناسلی
genital zone ناحیه تناسلی
genital phase مرحله تناسلی
genital organs الات تناسلی
genitalic مربوط به الت تناسلی
body cell یاخته غیر تناسلی
genies مربوط به اندامهای تناسلی
genies تولید کننده تناسلی
antheridium عضو تناسلی نر در نهانزادان
genie مربوط به اندامهای تناسلی
genie تولید کننده تناسلی
penises الت تناسلی مرد
willie آلت تناسلی بچه
willy آلت تناسلی بچه
sexual organ of either sex الت تناسلی زن یا مرد
genitourinary جهاز تناسلی وادراری
penis الت تناسلی مرد
peter [American English] آلت تناسلی بچه
phalli الت تناسلی مرد کیر
adnate مربوط باعضاء تناسلی توام
genitourinary وابسته به دستگاه اداری تناسلی
gashes الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gashing الت تناسلی زن مقاربت جنسی
phallus الت تناسلی مرد کیر
gashed الت تناسلی زن مقاربت جنسی
gash الت تناسلی زن مقاربت جنسی
phalluses الت تناسلی مرد کیر
sexual وابسته به الت تناسلی و جماع
rut شهوت
desires شهوت
ruts شهوت
conoupiscence شهوت
desire شهوت
appetite شهوت
carnality شهوت
appetites شهوت
passion شهوت
lust شهوت
eros شهوت
concupiscence شهوت
desiring شهوت
urogenital وابسته به دستگاه ادرارو اعضای تناسلی
priapus خدای قدرت تناسلی جنس مذکر
anaphrodisia داروهای فلج کنندهء اعضاء تناسلی
organ eroticism شهوت اندامی
salacity شهوت رانی
oral eroticism شهوت دهانی
salaciousness شهوت رانی
orality شهوت دهانی
red-hot <adj.> شهوت انگیز
sexiness شهوت انگیزی
voluptuate شهوت انگیزکردن
obscene شهوت انگیز
urethral erotism شهوت میزراهی
juicy <adj.> شهوت انگیز
lascivious شهوت انگیز
urolagnia شهوت ادراری
lecherous شهوت پرست
lustfully از روی شهوت
anaphrodisia کاهش شهوت
alloerotism شهوت دگرگرا
satyriasis شهوت پرستی
flesh جسم شهوت
anal eroticism شهوت مقعدی
anal erotism شهوت مقعدی
erotism شهوت گرایی
lewdness شهوت پرستی
anality شهوت مقعدی
anaphrodisiac کاهنده شهوت
liking شهوت ومیل
voluptuousness شهوت رانی
eroticism شهوت گرایی
tasty <adj.> شهوت انگیز
graphomania شهوت نوشتن
sensuality شهوت پرستی
salacious شهوت پرست
alloeroticism شهوت دگرگرا
fellatio تحریک الت تناسلی مرد بوسیله زبان
voluptuously بطور شهوت انگیز
voyeurism اطفاء شهوت با نگاه
He is verbose (garrulous). He has verbal diarrhea. شهوت کلام دارد
oestrum شهوت ومستی جانوران
libidinous وابسته به شهوت جنسی
rut مست شهوت شدن
libidos شهوت جنسی هوس
libido شهوت جنسی هوس
voluptuously از روی شهوت پرستی
pornography نوشته شهوت انگیز
libidinously از روی شهوت رانی
libidinal وابسته به شهوت جنسی
lasciviously از روی شهوت پرستی
impassion برسر شهوت اوردن
lustier قوی شهوت انگیز
salaciously از روی شهوت رانی
lustiest قوی شهوت انگیز
lusty قوی شهوت انگیز
burn دراتش شهوت سوختن
ruts مست شهوت شدن
passionately بطور شهوت امیز
to provoke passion شهوت انگیز بودن
Lust for power and riches. شهوت قدرت وثروت
to gratify ones passions شهوت رانی کردن
luscious دلپذیر شهوت انگیز
burns دراتش شهوت سوختن
infibulation چفت کردن الت تناسلی برای جلوگیری از جماع
apomixis تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
lust حرص واز شهوت داشتن
bawdry شهوت پرستی [غیر مصطلح]
lesbian وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
lesbians وابسته به دفع شهوت یک زن با زن دیگر
voyeur اطفا کننده شهوت بانگاه
voyeurs اطفا کننده شهوت بانگاه
lesbianism دفع شهوت زنی با زن دیگر
venery شهوت پرستی خوشگذرانی جنسی
satyriasis نعوظ یا شدت حس شهوت درمرد
to g. with passion دراتش شهوت یاعشق سوختن
She is blinded by passion . شهوت او را کور کرده است
lewd ناشی از هرزگی شهوت پرست
sexier دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexiest دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
sexy دارای تمایلات جنسی شهوت انگیز
he has a rage for money برای گرد کردن پول شهوت
pornographic وابسته به عکس یانوشته شهوت انگیز
She is passionately fond of tennis . شهوت تنیس باز ی کردن دارد
pornographer نویسنده مطالب قبیح یا شهوت انگیز
sapphic vice شهوت رانی زنان نسبت به یکدیگر
peeper اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
peeping Tom اطفا کننده شهوت بانگاه [اصطلاح روزمره]
to pander any one's lust وسائل شهوت رانی کسی رافراهم کردن
genital مربوط به توالد و تناسل مربوط به دستگاه تناسلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com