Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English
Persian
security council
شورای امنیت سازمان ملل متحد
Search result with all words
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
trust territory
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
Other Matches
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
security council
شورای امنیت
ibi
Informatics of IntergovermentalBureauسازمانی متشکل از اعضای سازمان ملل UNESCO یانمایندگی سازمان ملل متحد
u.n.
سازمان ملل متحد
united nations organization
سازمان ملل متحد
United Nations
سازمان ملل متحد
federative
مبنی بر سازمان کشورهای متحد
British Standards Institute
سازمان انگلیسی که طراحی و امنیت استاندارهای انگلیس را بررسی میکند
general assmbly of the united nations
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
peace force
نیروهای حافظ صلح سازمان ملل متحد
dumbarton oaks conference
شوروی و چین ضمن مذاکراتی شالوده سازمان ملل متحد را ریختند
security council
یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل که 11 عضودارد و وفیفه عمده ان حفظ صلح و امنیت جهانی است
yalta conference
م تشکیل یک سازمان جهانی برای صلح و امنیت جهان تاکید و بر پارهای تصمیمات دیگر که قبلا" در منشوراتلانتیک به ان اشاره شده بودتاکید شد
international court of justice
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
league of nations
تاسیس جهانی مشهور که بین دو جنگ جهانی فعالیت داشت و درواقع مقدمهای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
sub domain
سطح دوم آدرس دهی در اینترنت که مربوط به نام سازمان در یک سازمان بزرگتر است
central treaty organization
سازمان پیمان مرکزی سازمان دفاعی متشکل ازایران
secret police
سازمان پلیس مخفی سازمان کاراگاهی
central treaty organization
پاکستان وترکیه که ایالات متحده امریکانیز در ان نظارت دارد و درمانورهایش شرکت میکند .این سازمان به سال 9591تاسیس یافته و دو سازمان دفاعی دیگر غرب یعنی Natoو Seato را به هم متصل میکند
international labour organization
سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
stable
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
stables
گروه اتومبیلهای مسابقه زیرنظریک سازمان گروه اسبهای مسابقه زیر نظر یک سازمان
structure
سازمان سازمان دادن
structuring
سازمان سازمان دادن
structures
سازمان سازمان دادن
apparatus
[machinery]
سازمان
[سازمان اداری ]
board of governors
شورای مدیران
economic council
شورای اقتصادی
council ofwar
شورای جنگ
court martiall
شورای نظامی
council of physicians
شورای پزشکی
council of physicians
شورای پزشکان
council of ministers
شورای وزیران
synods
شورای کلیسایی
teachers' institute
شورای اموزگاران
parish council
شورای محلی
synod
شورای کلیسایی
pontifex
شورای مذهبی
guardian council
شورای نگهبان
nordic council
شورای شمالی
council of war
شورای جنگ
council of war
شورای نظامی
councils of war
شورای جنگ
councils of war
شورای نظامی
council ofwar
شورای نظامی
safety
امنیت
peacefulness
امنیت
security
امنیت
council of entent
شورای حسن تفاهم
council of economic advisers
شورای مشاوران اقتصادی
college entrance examinations board
شورای امتحانات ورودی
executive
[of a political party]
شورای مجریه
[سیاست]
synodical
مربوط به شورای کلیسایی
column research council
شورای تحقیق بر ستونها
the national consultative assembly
مجلس شورای ملی
synodic
مربوط به شورای کلیسایی
national consulative assembly
مجلس شورای ملی
legislative assembly
مجلس شورای ملی
ceeb (college entrance examination board
شورای امتحانات ورودی
security council
شورای حفافتی یکان
the king in council
شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
executive council
[of a political party]
شورای مجریه
[سیاست]
buffer distance
محوطه امنیت
safety
امنیت محفوفیت
angle of safety
زاویه امنیت
data security
امنیت داده ها
national security
امنیت ملی
job security
امنیت شغلی
internal security
امنیت داخلی
computer security
امنیت کامپیوتر
external security
امنیت خارجی
buffer distance
حاشیه امنیت
physical security
امنیت فیزیکی
security force
اداره امنیت
security
اداره امنیت
security service
اداره امنیت
safety fork
دوشاخه امنیت
duma
مجلس شورای منتخب شهر
deputy of the parliament
وکیل مجلس شورای ملی
pontifex
عضو شورای کشیشان کاتولیک
town meeting
انجمن بلدی شورای شهری
area of uncertainity
محوطه عدم امنیت
Department of Homeland Security
[DHS]
وزارتخانه امنیت کشور
flight clearance
تعیین امنیت پرواز
healt and safety commision
کمیسیون سلامت و امنیت
software security
امنیت نرم افزاری
pacific security pact
پیمان امنیت پاسفیک
to hunker down
در پی امنیت و آسایش بودن
international council
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
internal security
امنیت داخلی عملیات ضد شورشی
elevation of security
بالا بردن حاشیه امنیت
displacement
امنیت در آدرس اندیس دار
stability
امنیت داخلی ثبات سیاسی
duma
انجمن شهر مجلس شورای روسیه تزاری
nordic council
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
minimum clearance
حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
farmer general
مستاجرمالیات بخش درفرانسه از7961 تاتشکیل شورای ملی
witan
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
margin
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
police action
عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت
margins
فضا یا زمان که به چیزی امکان امنیت میدهد
associating
متحد
associates
متحد
confederates
متحد
associated
متحد
in league
متحد
associate
متحد
confederate
متحد
conjunct
متحد
ones
متحد
one
متحد
united
متحد
unified
متحد
corporate
متحد
federal
متحد
federate
متحد
federated
متحد
married
متحد
allied
متحد
federating
متحد
federates
متحد
security specialist
فردی که مسئول امنیت فیزیکی مرکز کامپیوتر است
protecting
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shared
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
share
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
protects
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
crest clearing graph
نمودار تعیین کمترین درجه مربوط به حاشیه امنیت مانع
protect
که از نوک حفافت یا سیستم امنیت محاسبات داده استفاده میکند
shares
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی
unifier
متحد کننده
federated
متحد کردن
to make common cause
متحد شدن
accrete
متحد کردن
feudist
متحد دشمن
unified command
فرماندهی متحد
federates
متحد کردن
ally
متحد کردن
federating
متحد کردن
close-knit
صمیمی و متحد
unitive
متحد کننده
nexus
گروه متحد
allying
متحد کردن
federate
متحد کردن
running mates
متحد انتخاباتی
bands
متحد کردن
band
متحد شدن
uniting
متحد کردن
band
متحد کردن
unites
متحد کردن
bands
متحد شدن
running mate
متحد انتخاباتی
unite
متحد کردن
uniform
متحد الشکل
uniforms
متحد الشکل
unifying
متحد کردن
unify
متحد کردن
realigns
متحد شدن
realign
متحد شدن
realigning
متحد شدن
concentric
متحد المرکز
realigned
متحد شدن
unified
متحد شده
unifies
متحد کردن
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there.
شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
join
گراییدن متحد کردن
trigraph
سه حرف متحد التلفظ
realigns
مجددا متحد شدن
reassociate
دوباره متحد کردن
herds
متحد کردن گروه
herding
متحد کردن گروه
unified
یکپارچه فرماندهی متحد
herded
متحد کردن گروه
herd
متحد کردن گروه
federalization
تشکیل کشورهای متحد
joined
گراییدن متحد کردن
joins
گراییدن متحد کردن
league
اتحاد متحد کردن
leagues
اتحاد متحد کردن
realigning
مجددا متحد شدن
realigned
مجددا متحد شدن
charter of the united nations
منشور ملل متحد
consociate
متحد کردن پیوستن
realign
مجددا متحد شدن
protect
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protects
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
protecting
یا بیشتر که چند کاره بودن حافظه مجازی امنیت داده را پشتیبانی میکند
federated
تشکیل کشورهای متحد دادن
federating
تشکیل کشورهای متحد دادن
federate
تشکیل کشورهای متحد دادن
to unionize
[American E]
متحد کردن
[مثال کارگران]
to unionise
[British E]
متحد کردن
[مثال کارگران]
federates
تشکیل کشورهای متحد دادن
annulus
فضای بین دوایر متحد المرکز
league
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
federate
متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
unionises
متحد کردن بشکل اتحادیه دراوردن
federating
متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
federates
متحد شدن اتحادیه تشکیل دادن
leagues
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com