Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English
Persian
executive
[of a political party]
شورای مجریه
[سیاست]
executive council
[of a political party]
شورای مجریه
[سیاست]
Other Matches
executive power
قوه مجریه
the executive
قوه مجریه
executive
قوه مجریه
executive commission
هیات مجریه
e. power
قوه مجریه
executives
قوه مجریه
parliamentarism
سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
economic council
شورای اقتصادی
guardian council
شورای نگهبان
council of war
شورای نظامی
nordic council
شورای شمالی
parish council
شورای محلی
security council
شورای امنیت
teachers' institute
شورای اموزگاران
pontifex
شورای مذهبی
court martiall
شورای نظامی
board of governors
شورای مدیران
councils of war
شورای جنگ
councils of war
شورای نظامی
council of ministers
شورای وزیران
synod
شورای کلیسایی
council of physicians
شورای پزشکی
council of physicians
شورای پزشکان
council ofwar
شورای جنگ
council of war
شورای جنگ
council ofwar
شورای نظامی
synods
شورای کلیسایی
ceeb (college entrance examination board
شورای امتحانات ورودی
synodic
مربوط به شورای کلیسایی
synodical
مربوط به شورای کلیسایی
security council
شورای حفافتی یکان
column research council
شورای تحقیق بر ستونها
the king in council
شورای دولتی باحضوراعلیحضرت
council of economic advisers
شورای مشاوران اقتصادی
the national consultative assembly
مجلس شورای ملی
national consulative assembly
مجلس شورای ملی
legislative assembly
مجلس شورای ملی
college entrance examinations board
شورای امتحانات ورودی
council of entent
شورای حسن تفاهم
town meeting
انجمن بلدی شورای شهری
deputy of the parliament
وکیل مجلس شورای ملی
duma
مجلس شورای منتخب شهر
pontifex
عضو شورای کشیشان کاتولیک
security council
شورای امنیت سازمان ملل متحد
international council
شورای بین المللی کامپیوتر در اموزش
duma
انجمن شهر مجلس شورای روسیه تزاری
nordic council
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
farmer general
مستاجرمالیات بخش درفرانسه از7961 تاتشکیل شورای ملی
witan
اعیان و اسقفان و پیرانی که در شورای سلطنتی شرکت میکردند
trust territory
ناحیه تحت قیمومت شورای امنیت سازمان ملل متحد
The City Council has decreed that all dogs must be kept on a leash there.
شورای شهر مقرر کرده است که تمام سگ ها باید با افسار بسته شوند .
Economic expert
[A person who is a member of the Advisory Council on the Assessment of Overall Economic Development in Germany]
حکیم اقتصادی
[ کسی که عضو شورای کارشناسان برای سنجش توسعه کلی اقتصادی در آلمان است]
sederunt
جلسه روحانیان کلیسا اعضای جلسه روحانی شورای روحانی
disciplinary control board
کمیسیون 5 نفری یکانها کمیسیون 5 نفری شورای انضباطی یکان
vetoes
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
veto
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
economic and social council
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
e c e
کمیسیون اقتصادی اروپا کمیسیونی که در بطن شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل برای هماهنگ کردن روشهای اقتصادی دولتها درجهت افزایش فعالیتهای اقتصادی اروپا و نیز بسط وگسترش روابط اقتصادی کشورهای اروپایی با یکدیگرتشکیل شده است
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com