English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 108 (8 milliseconds)
English Persian
skeptic شک گرای
Search result with all words
gyroscope وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
gyroscopes وسیله تعیین کننده گرای نجومی بطورخودکار
pigeon در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
pigeons در رهگیری هوایی یعنی اینکه گرای مغناطیسی و مسافت پایگاه هوایی از هواپیما این قدر است
quixotic ارمان گرای وابسته به دان کیشوت
nationalist ملت گرای
nationalists ملت گرای
doctrinaire ایین گرای
capitalist سرمایه گرای
capitalists سرمایه گرای
centralist مرکز گرای
centralists مرکز گرای
egalitarian تساوی گرای
ascendant فراز جو فراز گرای
steer در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steered در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
steers در رهگیری هوایی و پشتیبانی مستقیم هوایی یعنی گرای مغناطیسی داده شده را ببندید تا به من برسید
feudal تیول گرای
socialist جامعه گرای
socialists جامعه گرای
reactionaries مخالفت گرای بی منطق
reactionary مخالفت گرای بی منطق
extrovert برون گرای
extroverts برون گرای
introvert شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
introverts شخصی که متوجه بباطن خود است خویشتن گرای
militarist جنگ گرای
militarist ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
militarists جنگ گرای
militarists ارتش گرای هواخواه توسعه یا سیاست نظامی
materialist ماده گرای
materialists ماده گرای
ozone نوعی اکسیژن ابی کمرنگ گازی و تغییر گرای
realist تحقق گرای
realist راستین گرای
realists تحقق گرای
realists راستین گرای
realistic تحقق گرای
realistic راستین گرای
realistically تحقق گرای
realistically راستین گرای
visionaries الهامی رویا گرای
visionary الهامی رویا گرای
traditionalist پیرو روایات وسنن سنت گرای
traditionalists پیرو روایات وسنن سنت گرای
individualist فرد گرای
individualists فرد گرای
unitary توحید گرای
sectarian فرقه گرای
nudist برهنگی گرای
apl یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
assumed azimuth گرای فرضی
azimuth گرای نجومی راس القدم
azimuth angle زاویه گرای نجومی هواپیما
azimuth deviation اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
back azimuth method گرای وارونه
back azimuth method گرای معکوس در اخراج اشعه
closing azimuth error اشتباه گرای بستن پیمایش
communalist اشتراکی گرای
compass azimuth گرای مغناطیسی
compass azimuth گرای قطب نمای کشتی
compass direction گرای مغناطیسی
conversion angle زاویه تبدیل گرای مسیر ناو
corrected azimuth گرای تصحیح شده
dermotropic پوست گرای
equalitarian تساوی گرای
evolutionist فرگشت گرای
grid azimuth گرای شبکه
grid bearing گرای شبکه
halophile ابشور گرای
heliotrope افتاب گرای
hygrophyte گیاه رطوبت گرای
imperialistic استعمار گرای بهره جویانه
incalescent گرما گرای
layihg azimuth گرای روانه کردن لوله توپ
lipophilic چربی گرای
magnetic azimuth گرای مغناطیسی
meliorist بهبود گرای
oxyphil اسید گرای
oxyphile اسید گرای
photophilic نور گرای
pneumotropic ریه گرای
pragmatist مصلحت گرای
progressivist پیشرفت گرای
regionalist منطقهای ناحیه گرای
regionalistic منطقهای ناحیه گرای
relative bearing گرای نسبی
ruralist روستا گرای
saprophytic پوده گرای
segregationist جدایی گرای
separatist جدا گرای
solipsist نفس گرای
theist یزدان گرای
theocentric خدا گرای
transit bearing گرای انتقالی گرای عبور کشتی یا هواپیما
true azimuth گرای حقیقی
true azimuth سمت حقیقی گرای جغرافیایی
ultramodernist فرانو گرای
unitarian توحید گرای
escapist گریز گرای
Other Matches
impressionist برداشت گرای
impressionists برداشت گرای
structuralist ساخت گرای
structuralists ساخت گرای
supremacist برتری گرای
supremacists برتری گرای
escapists گریز گرای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com