English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
chylaceous شیره مانند قیلوس وار
Other Matches
chyle قیلوس
achylous بدون کیلوس بدون قیلوس
bushbabies گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
sap شیره
sapless بی شیره
oozing شیره
oozes شیره
oozed شیره
ooze شیره
sapped شیره
saps شیره
emulsions شیره
emulsioning شیره
syrup شیره
emulsioned شیره
syrups شیره
juiceless بی شیره
emulsion شیره
juice شیره
juices شیره
sirup شیره
extract شیره
molasses شیره
extracted شیره
extracts شیره
extracting شیره
sap شیره کشیده از
viscosity شیره داری
milk شیره گیاهی
milked شیره گیاهی
milks شیره گیاهی
gentian bitter شیره کوشاد
saps شیره کشیده از
gastric juice شیره معده
spiel شیره مالی
soy sauce شیره یا سس سویا
juicier شیره دار
sapped شیره گیاهی
sapped شیره کشیده از
gravy شیره گوشت
sap شیره گیاهی
extract of rhubard شیره ریوند
milking شیره گیاهی
extract of malt شیره سمنوی جو
indican شیره نیل
saps شیره گیاهی
treacle شیره قند
lymph شیره غذایی
molasses شیره قند
juicy شیره دار
juiciest شیره دار
sap wood شیره گیاهی
almond emulsion شیره بادام
latex شیره گیاهی
sappy <adj.> شیره دار
pancreatin دیاستاز شیره لوزالمعده
sucks شیره کسی را کشیدن
milks دوشیدن شیره کشیدن از
syrups شیره یاشهد زدن به
milking دوشیدن شیره کشیدن از
suck شیره کسی را کشیدن
syrup شیره یاشهد زدن به
sirup شیره یاشهد زدن به
maple syrup عصاره یا شیره افرا
spiel شیره مالی کردن
theriac پادزهر شیره قند
milk دوشیدن شیره کشیدن از
sucked شیره کسی را کشیدن
milked دوشیدن شیره کشیدن از
lamellate لایه مانند ورقه مانند
fossiliferous فسیل مانند سنگواره مانند
maple syrup شیره افرا [غذا و آشپزخانه]
stum شیره انگور باده تازه
distillation شیره کشی عصاره گیری
that is no bed of roses شیره گلو سوزی نیست
steapsin لیپاز شیره لوز المعده
maple sugar شکری که از جوشاندن شیره افرا می سازند
peptic gland دژ پبهی که شیره معده از ان تراوش میکند
orgeat شربت بهار نارنج با شیره بادام
maple syrup شیره درخت افرا [غذا و آشپزخانه]
To pull the wool over someones eyes . سر کسی را شیره مالیدن ( فریب دادن )
maple candy آب نبات شیره درخت افرا [غذا و آشپزخانه]
lactuarium شیره تریاک مانندی که از یک جورکاهوی خارداربدست می اید
toddies شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
emulsion injection تزریق مصنوعی شیره قیر به داخل خاک
gastrin هورمونی که موجب ترشح شیره معده میگردد
pulsatilla شیره شقایق که برای دارو بکار می رود
on tap <adj.> همیشه آماده [برای ریختن از شیره بشکه]
alburnum طبقه دوم شیره برکه که انراsapwood نیزمی گویند
kino شیره یکجورگیاه که ماننداست بکات هندی ودرداروسازی و....بکارمیرود
adjustable wheel چرخ تنظیم پذیر [مانند بلندی] [چرخ تطبیق پذیر] [مانند نوع جاده]
carthamin رنگینه زرد که از شیره گیاه سفلاور بدست می آید این رنگ گیاهی بیشتر در هند و چین مصرف می شود
carminic acid اسید کارمینیک [عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
jointer صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
argillaceous گل مانند
floriform گل مانند
similiar مانند
argillaceous رس مانند
incomparable بی مانند
fulidal اب مانند
and so on و مانند ان
analog مانند
anthoid گل مانند
arundinaceous نی مانند
plumose پر مانند
etc و مانند آن
aquiform اب مانند
feathery پر مانند
inimitable بی مانند
unprecedented بی مانند
simulant مانند
impish جن مانند
frothy کف مانند
gypsiferous گچ مانند
filiform نخ مانند
vide مانند
analogous مانند
tendinous بی مانند
threadlike نخ مانند
etcetera و مانند ان
encephaloid مخ مانند
unequaled بی مانند
tough پی مانند
tougher پی مانند
toughest پی مانند
unprecedentedly بی مانند
blotchy لک مانند
womanlike زن مانند
without an e. بی مانند
fluty نی مانند
reedier نی مانند
reediest نی مانند
reedy نی مانند
after the example of مانند
similar مانند
capillaceous مانند نخ
capitate مانند سر
thready نخ مانند
myrtle formed اس مانند
neared مانند
near مانند
as مانند
icily یخ مانند
plumelike پر مانند
near- مانند
goatish بز مانند
analogues مانند
mammilliform مانند
nearer مانند
nearest مانند
liplike لب مانند
string نخ مانند
analogue مانند
nears مانند
inapproachable بی مانند
mammilary مانند
castellated دژ مانند
nearing مانند
unique بی مانند
unequalled بی مانند
unparalleled بی مانند
foggiest مانند مه
lambdoid مانند
foggy مانند مه
foggier مانند مه
unapproachable بی مانند
penniform پر مانند
uniquely بی مانند
pipelike نی مانند
corneous شاخ مانند
coroniform تاج مانند
nymphish حور مانند
nephroid گرده مانند
saddlebacked زین مانند
nunlike راهبه مانند
coralloid مانند مرجان
lactescent شیر مانند
coralline مرجان مانند
nummular سکه مانند
leatheroid چرم مانند
lateritious اجر مانند
nummary سکه مانند
sanguineous خون مانند
coriaceous چرم مانند
niveous برف مانند
sagittary مانند تیر
corpuscular گویچه مانند
deiform خدا مانند
deltoid مانند دال
deltoideus مانند دال
dermatoid پوست مانند
parchmenty پوست مانند
nymphlike حور مانند
dermoid پوست مانند
lanceolate نیشتر مانند
lam dacism مانند لام
dermoidal پوست مانند
cystoid مانند مثانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com