Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
sago
شیرینی که با نشاسته ساگو تهیه شود پنیر خرما
Other Matches
sago palm
نخل ساگو
sago
درخت نخل ساگو
laying up
تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
starches
نشاسته
starch
نشاسته
fecula
نشاسته
farina
نشاسته
amylaceous f.
نشاسته
amylum
نشاسته
glycogen
نشاسته حیوانی
dextrine
صمغ نشاسته
maizena
نشاسته ذرت
starchy
دارای نشاسته
manioc
نشاسته کاساو
animal strach
نشاسته حیوانی
gliadin
چسب نشاسته
cassava
نشاسته کاساو
starchy
شبیه نشاسته رسمی
amylum
نشاسته
[زیست شیمی]
tapioca
نشاسته کاساو یا مانیوک
farinha
ارد نشاسته مانیوک
dates
خرما
date
خرما
palm
درخت خرما
date palm
درخت خرما
datepalm
درخت خرما
dates
درخت خرما
squirrel
موش خرما
squirrels
موش خرما
palmoil
روغن خرما
ferret
موش خرما
date tree
درخت خرما
gold oak leaf
برگ خرما
date
درخت خرما
ferrets
موش خرما
palm oil
روغن خرما
palm sap
پیه خرما
palm
برگ خرما
palms
درخت خرما
palms
برگ خرما
starch
[Amylum]
نشاسته
[زیست شیمی]
[غذا و آشپزخانه]
ravioli
نوعی غذای ایتالیایی از گوشت و نشاسته
purveyed
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveying
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey
تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys
تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
serums
اب پنیر
serum
اب پنیر
cheeses
پنیر
cheese
پنیر
wheyey
اب پنیر
whey
اب پنیر
whey
پنیر اب
ferrety
مثل موش خرما
amylose
موادی که از تجزیهء نشاسته بدست میایند بفرمول X
granulose
ماده اصلی نشاسته که اب دهان انراشیرین میسازد
whry
اب پنیر پنیراب
chessecake
کیک پنیر
kebbock
تکه پنیر
joint grass
علف پنیر
macaroni cheese
ماکارونی با سس پنیر
rennet
پنیر مایه
casein
پنیر بی چربی
cheesemonger
پنیر فروش
mite
کرم پنیر
mites
کرم پنیر
malvaceae
پنیر کیان
cheese mite
کرم پنیر
cheese monger
پنیر فروش
acarid
کرم پنیر
kebbuck
تکه پنیر
cheddars
نوعی پنیر
cheddar
نوعی پنیر
palms
نخل خرما نشانه پیروزی
You cant eat your cake and have it .
نمیشه هم خدا را بخواهی هم خرما را
palm
نخل خرما نشانه پیروزی
kebbuck
قالب بزرگ پنیر
maggots
کرم پنیر خرمگس
kebbock
قالب بزرگ پنیر
maggot
کرم پنیر خرمگس
gorgonzola
نوعی پنیر چرب
cheese on toast
نان تست با پنیر
white meat
فرآوردهی شیری پنیر
you can't have it both ways.
<idiom>
نمی توانی هم خدا را بخواهی و هم خرما.
blancmanges
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
blancmange
دسر حاوی نشاسته و شیر و غیره که ژلاتین مانند است
cottage cheese
نوعی پنیر دلمه شده
toddy
عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
toddies
عرق خرما که بااب گرم مخلوط شود
toddies
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
toddy
شیره خرما که در ساختن عرق خرمابکار میرود
glycogenesis
تشکیل مواد قندی ازمولکولهای غیر نشاسته مانند پرتئین و چربی
cheesecloth
پارچهی درشت باف که در آن پنیر میریختند
ramequin
خوراک مرکب ازخرده نان و پنیر و تخم مرغ
ramekin
خوراک مرکب ازخرده نان و پنیر و تخم مرغ
brie
پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
cold cuts
گوشت سرد با پنیر یخ زده کالباس واغذیه مشابه
hibiscuses
هرنوع گیان یا بوته یا درخت از جنس بامیه ازخانواده پنیر کیان
hibiscus
هرنوع گیان یا بوته یا درخت از جنس بامیه ازخانواده پنیر کیان
map compilation
تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
cordon bleu
گوشتی که در میان آن ژامبون و پنیر قرار داده و سرخمیکنند و معمولا با سس سرو میشود
projection
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections
سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purveyed
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveys
تهیه کردن سورسات تهیه کردن
confection
شیرینی
pastry
شیرینی
confetti
شیرینی
lolipops
شیرینی
goodies
شیرینی
confections
شیرینی
goody
شیرینی
amiability or amiableness
شیرینی
amiability
شیرینی
loveliness
شیرینی
pastries
شیرینی
sugars
شیرینی
sugar
شیرینی
mellifluence
شیرینی
bonbon
شیرینی
sweetmeat
شیرینی
love liness
شیرینی
patisserie
شیرینی
marzipan
شیرینی
patisseries
شیرینی
melodiousness
شیرینی
nicy
شیرینی
sweetness
شیرینی
sugar candy
شیرینی
saccharinity
شیرینی
sweet stuff
شیرینی
cooky
شیرینی بیسکویت
ingratiation
خود شیرینی
kissing comfit
شیرینی معطر
sweet tooth
علاقمند به شیرینی
sweet tooth
شیرینی دوست
sweetmeat
شیرینی جات
cracker
یکجور شیرینی
crackers
یکجور شیرینی
elecampane
نوعی شیرینی
bakemeat
نان شیرینی
baked meat
نان شیرینی
tuck
شیرینی مربا
tucking
شیرینی مربا
tucks
شیرینی مربا
freshness
شیرینی بی نمکی
sugared
شیرینی زده
custard pie
یکجور شیرینی
cookie
شیرینی بیسکویت
blintz
نوعی شیرینی
blintze
نوعی شیرینی
puff pastry
شیرینی پفکی
costs arabicus
قسط شیرینی
corn ball
شیرینی چس فیل
wafer
شیرینی پنجرهای
cooky
شیرینی خشک
wafers
شیرینی پنجرهای
confectionary
شیرینی سازی
box suitmeats
جعبه شیرینی
cookie
شیرینی خشک
confectioners
شیرینی فروش
cookies
شیرینی خشک
cookies
شیرینی بیسکویت
confectioner
شیرینی فروش
ingratiatingly
ازراه خود شیرینی
ratafee
نان شیرینی بادامی
fondant
شیرینی ای که در دهان اب میشود
pasties
شیرینی میوه دار
ingratiate
خود شیرینی کردن
french pastry
شیرینی اردینه فرانسوی
douceur
شیرینی وفرافت رفتار
pasty
شیرینی میوه دار
ingratiating
خود شیرینی کردن
ingratiates
خود شیرینی کردن
ingratiated
خود شیرینی کردن
insinuative
مبنی بر خود شیرینی
kuchen
نان شیرینی کاکائودار
nougat
شیرینی بادام دار
custard
یکجور شیرینی یا فرنی
sweetshop
شیرینی فروشی قنادی
fondants
شیرینی ای که در دهان اب میشود
confectionery
صنعت شیرینی سازی
to pick thanks
خود شیرینی کردن
tart
نان شیرینی مربایی
tarts
نان شیرینی مربایی
pasting
نوعی شیرینی چسباندن
pastes
نوعی شیرینی چسباندن
pasted
نوعی شیرینی چسباندن
paste
نوعی شیرینی چسباندن
patisserie
مغازهی شیرینی پزی
patisseries
مغازهی شیرینی پزی
marchpane
نان شیرینی بادامی
Too much sweetnes cloys.
شیرینی زیاد دل را می زند
shine up to
<idiom>
خود شیرینی کردن
ratafia
نان شیرینی بادامی
marshmallow
نوعی شیرینی خمیرمانند
mints
شیرینی معطر با نعناع
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com