Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (8 milliseconds)
English
Persian
to sound the retreat
شیپورعقب نشینی زدن
Other Matches
withdrawals
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal
عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawal
عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
variable recoil
سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless
جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
recoils
پی نشینی
recoiling
پی نشینی
soiree
شب نشینی
soirees
شب نشینی
sedimentation
ته نشینی
wakes
شب نشینی
retrocedence
پس نشینی
waked
شب نشینی
wake
شب نشینی
adsorption
رو نشینی
an eveing party
شب نشینی
illuviation
ته نشینی
evening party
شب نشینی
sedimentation
ته نشینی
soirTes
شب نشینی
sedimentary
ته نشینی
settling
ته نشینی
sedinentation
ته نشینی
subsidence
ته نشینی
deposit
ته نشینی
deposits
ته نشینی
recoil
پی نشینی
nightlife
شب نشینی
recoiled
پی نشینی
precipitation
ته نشینی
break ground
عقب نشینی
recoiling
عقب نشینی
cotenancy
هم اجاره نشینی
urbanization
شهر نشینی
recoil
عقب نشینی
recoils
عقب نشینی
recoiled
عقب نشینی
reclvsion
گوشه نشینی
electrostatic procipitation
ته نشینی الکترواستاتیک
solitariness
گوشه نشینی
tenantry
اجاره نشینی
to burn the midnighoil
شب نشینی کردن
to burn the midnight oil
شب نشینی کردن
urbanism
شهر نشینی
fallback
عقب نشینی
silting
رسوب ته نشینی
sequestered life
گوشه نشینی
eremitic life
گوشه نشینی
eremitism
گوشه نشینی
hutment
کلبه نشینی
hypostatic
ناشی از ته نشینی
katabasis
عقب نشینی
line of retreat
خط عقب نشینی
nomadism
کوچ نشینی
retrocedence
عقب نشینی
retrocession
عقب نشینی
ruralize
ده نشینی کردن
sedimentation pond
حوضچه ته نشینی
suburbia
حومه نشینی
recesses
عقب نشینی
retreating
عقب نشینی
sanctuary
حق بست نشینی
recess
عقب نشینی
seclusion
گوشه نشینی
retreat
عقب نشینی
sanctuaries
حق بست نشینی
retreats
عقب نشینی
retreated
عقب نشینی
settlements
ته نشینی مسکن
settlement
ته نشینی مسکن
short recoil
عقب نشینی کوتاه
retreating
عقب نشینی کردن
sedimentation analysis
تجزیه بروش ته نشینی
rocket propulsion
فشارعقب نشینی موشک
long recoil
عقب نشینی طولانی
pull away
عقب نشینی کردن
recoil mechanism
دستگاه عقب نشینی
recoil mechanism
مکانیسم عقب نشینی
retreats
عقب نشینی کردن
withdraws
عقب نشینی کردن
subornation
زیر پا نشینی اغواء
retreated
عقب نشینی کردن
to beat a retreat
کوس عقب نشینی
to beat a retreat
عقب نشینی کردن
colonial
معماری کوچ نشینی
withdraw
عقب نشینی کردن
sinks
ته نشینی حفره یاگودال
give ground
<idiom>
عقب نشینی کردن
drop back
<idiom>
عقب نشینی کردن
to fall back
عقب نشینی کردن
to give ground
عقب نشینی کردن
to lose ground
عقب نشینی کردن
retreat
عقب نشینی کردن
urbanist
وابسته بشهر نشینی
urbanistic
وابسته بشهر نشینی
To retreat. To withdraw.
عقب نشینی کردن
sink
ته نشینی حفره یاگودال
scuttled
عقب نشینی روزنه
backblast
شعله عقب نشینی
scuttling
عقب نشینی روزنه
companionship
مصاحبت پهلو نشینی
forced withrawal
عقب نشینی اجباری
setback
فشار عقب نشینی
backblast
موج عقب نشینی
scuttles
عقب نشینی روزنه
ebb current
عقب نشینی اب دریا
setbacks
فشار عقب نشینی
blowback
عقب نشینی خودکار
retirement
عقب نشینی اختیاری
scuttle
عقب نشینی روزنه
blowback
ضربه عقب نشینی
back pressure
فشار عقب نشینی
retreating
عقب نشینی کناره گیری
retreat
عقب نشینی اجباری بازگشتن
they are in full retreat
سخت عقب نشینی می کنند
setback
نیروی عقب نشینی توپ
to sound the retire
شیپور عقب نشینی زدن
recoils
عقب نشینی کردن توپ
breakdown
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
alluvial
ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
straddle
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
cloisters
صومعه گوشه نشینی کردن
recoiling
عقب نشینی کردن توپ
variable slide
طول عقب نشینی متغیر
cloister
صومعه گوشه نشینی کردن
retreating
عقب نشینی اجباری بازگشتن
straddles
میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
retreat
عقب نشینی کناره گیری
a white collar job
کار پشت میز نشینی
retreated
عقب نشینی کناره گیری
insula
دستگاه عمارت اجاره نشینی
recoil operated
مجهز به دستگاه عقب نشینی
recoiled
عقب نشینی کردن توپ
hightail
باسرعت عقب نشینی کردن
to sound a retreat
شیپور عقب نشینی زدن
setbacks
نیروی عقب نشینی توپ
obmutescence
خاموش نشینی سکوت عمدی
long recoil
طول عقب نشینی زیاد
recoil
عقب نشینی کردن توپ
retreats
عقب نشینی اجباری بازگشتن
recoil pit
چاله عقب نشینی لوله
recoil system
سیستم عقب نشینی توپ
retreats
عقب نشینی کناره گیری
to have a knock back
عقب نشینی کردن
[در موقعیتی]
retreated
عقب نشینی اجباری بازگشتن
crawfish
ازموضعی عقب نشینی کردن
breakdowns
ته نشینی مواد معلق دردوغاب
hermitic
وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
recoilless rifle
تفنگ بدون عقب نشینی
counter recoil
برگشتن لوله پس از عقب نشینی
back pressure
فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retreat
گوشه نشینی
[گروهی برای مدتی]
The army had to retreat from the battlefield.
ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
retire
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blench
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching
جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retires
عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
recoil operated
مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
To draw in ones houns . Toback down . To retreat.
ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
jet propulsion
نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
beauty is in the eyes of the beholder
<proverb>
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
choke ring
رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
inclusus
گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
shoot the duck
حرکت جلو و عقب نشینی روی یک پا و پای دیگر کشیده بجلو
disengagement
جدا شدن ازدشمن عقب نشینی اختیاری قطع تماس با دشمن
gunner's rule
روش تخمین مسافت صحیح در تیراندازی با تیربار یاتفنگ بدون عقب نشینی
rifle
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles
توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
safety
اعطای دو امتیاز به تیم مدافع به خاطر عقب نشینی عمدی تیم مهاجم
fall back
تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
rear party
نیروی پوششی عقب نشینی یا عقب دار
rocket
[missile with thrust propulsion]
موشک
[پرتابه]
[پرتابه با پیشرانش عقب نشینی]
urbanity
شهر نشینی شهر سازی
hermitical
وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com