Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (36 milliseconds)
English
Persian
bellow
صدای شبیه نعره کردن
bellowed
صدای شبیه نعره کردن
bellowing
صدای شبیه نعره کردن
Other Matches
pinging
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
ping
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pinged
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
pings
صدای تیزی شبیه صدای اصابت گلوله به دیوار
tintinnabulary
شبیه صدای زنگ
tu whit tu whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
tu-whit tu-whoo
صدایی شبیه صدای جغد صدای جغد
squeaker
دارای صدای شبیه جغد یا موش
timber
طنین دار شبیه صدای زنگ
squeaky
جیغ جیغو دارای صدای شبیه جغد یاموش
to low forth
با نعره ادا کردن
cuckoo clock
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
cuckoo clocks
ساعت دیواری زنگی که در سرساعت صدایی شبیه صدای فاخته میکند
chortled
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortle
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortling
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
chortles
صدای خرخرکردن صدای خرناس کردن
vociferation
نعره
lowing
نعره
slogan
نعره
slogans
نعره
yelling
صدا نعره
yells
نعره کشیدن
yelling
نعره کشیدن
blat
نعره زدن
yells
صدا نعره
yell
نعره کشیدن
yelled
نعره کشیدن
to bellow forth
با نعره گفتن
vociferance
فریاد و نعره
to yell out
با نعره گفتن
yell
صدا نعره
yelled
صدا نعره
twanged
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
troat
نعره گوزن نرهنگام مستی یاشهوت
gooseneck
هر چیزی شبیه گردن غاز هرچیز شبیه U
tinkle
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkling
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkled
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
tinkles
صدای جرنگ صدای جرنگ جرنگ کردن طنین داشتن
honked
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honk
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honks
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
honking
صدای خوک یاگراز صدای غاز وحشی یا بوق ماشین وامثال ان
acrophony
صدای حرف اول کلماتی که معرف خود ان کلمه باشدمانند صدای a درالف
synthesizers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesisers
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voicing
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
synthesizer
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voices
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
voice
وسیلهای که صدای مشابه صدای انسان تولید میکند
contralto
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
contraltos
زیرترین صدای مردانه بم ترین صدای زنانه
pinnulated
شبیه برگچه شبیه بالچه
pinnulate
شبیه برگچه شبیه بالچه
likening
شبیه کردن
likens
شبیه کردن
liken
شبیه کردن
likened
شبیه کردن
phut
تق صدای ترکیدن بادکنک صدای گلوله
monophthong
صدای ساده وتنها صدای بسیط
simulating
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulate
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
simulates
شبیه سازی کردن تشبیه کردن
imagery
شبیه سازی عکاسی کردن
assimilate
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilating
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilates
هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilated
هم جنس کردن شبیه ساختن
simulating
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulates
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
simulate
شباهت داشتن به شبیه سازی کردن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
swish
صدای فش فش کردن
swished
صدای فش فش کردن
swishes
صدای فش فش کردن
swishing
صدای فش فش کردن
crepitate
صدای خش خش کردن
plink
صدای دق دق کردن
swoosh
صدای خش خش کردن
to blate
مع مع کردن
[صدای بز]
skirl
صدای زیر صدای نی انبان
bellowing
صدای گاو کردن
bellowed
صدای غرش کردن
bellowed
صدای گاو کردن
bleated
صدای بزغاله کردن
sizzle
صدای هیس کردن
chirr
صدای ملخ کردن
bellow
صدای غرش کردن
sizzled
صدای هیس کردن
keck
صدای قی کردن دراوردن
pings
صدای غژایجاد کردن
ping
صدای غژایجاد کردن
sizzling
صدای هیس کردن
bleat
صدای بزغاله کردن
sizzles
صدای هیس کردن
pinged
صدای غژایجاد کردن
bellowing
صدای غرش کردن
bleating
صدای بزغاله کردن
pinging
صدای غژایجاد کردن
whooshing
صدای صفیرایجاد کردن
gee
صدای هی و هین کردن
whooshed
صدای صفیرایجاد کردن
bellow
صدای گاو کردن
whooshes
صدای صفیرایجاد کردن
whoosh
صدای صفیرایجاد کردن
bleats
صدای بزغاله کردن
turn down
<idiom>
کم کردن صدای بلند
to feel like something
احساس که شبیه به چیزی باشد کردن
[مثال پارچه]
digital sorting
روش مرتب کردن شبیه ماشینهای جدول بندی
squeaking
با صدای جیغ صحبت کردن
screak
صدای گوشخراش ایجاد کردن
zoomed
با صدای وزوز حرکت کردن
screeck
صدای گوشخراش ایجاد کردن
zoom
با صدای وزوز حرکت کردن
squeaks
با صدای جیغ صحبت کردن
squeak
با صدای جیغ صحبت کردن
vociferate
با صدای بلند ادا کردن
squeaked
با صدای جیغ صحبت کردن
stridulate
تولید صدای گوشخراش کردن
zooms
با صدای وزوز حرکت کردن
escry
فریاد و غریو جنگی سردادن نعره جنگی
squish
صدای شکستن یا پرتاب چیزی له کردن
diphthongize
تلفظ کردن دو صدای جداگانه در یک وهله
distort
صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
distorts
صدای نامفهوم از بی سیم بی قواره کردن
snuffling
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffle
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
plodded
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
snuffled
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
whish
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
snuffles
زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
plodding
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plods
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plod
اهسته ومحکم حرکت کردن صدای پا
plash
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
double leg and inside turnover
دوخم با عوض کردن دست شبیه سر و ته یکی مخالف یایک پا رو کار
snap
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
boh
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
To speak in a low voice.
آهسته صحبت کردن ( با صدای کوتاه ،یواش )
boo
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
snaps
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
booed
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
snapping
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
booing
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boos
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
snapped
شکستن صدای شلاق با سرعت عمل کردن
crackle
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
crackles
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
plegaphonia
گوش کردن صدای سینه هنگام دق خشکنای
quacks
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
crackled
صدای انفجار وشکستگی تولید کردن شکستن
quacking
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quacked
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
quack
صدای اردک کردن دوای قلابی دادن
creaking
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creak
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaks
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
creaked
غژغژ کردن صدای لولای روغن نخورده جیرجیرکفش
microphonics
انعکاس صدای کار کردن ماشین الات در میکروفن
to blast something
با صدای خیلی بلند بازی کردن
[آلت موسیقی]
poop
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
riprap
سنگچینی بی ترتیب صدای وزش باد تند سنگریزی کردن
Susurrus
صدای آرام و ملایم، مثل خش خش یا صدای آرام باد
voicing
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voices
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
voice
وارد کردن اطلاعات به کامپیوتر با استفاده از سیستم مشخیص صدا و صدای کاربر
thumps
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thump
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumping
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
thumped
صدای تلپ با صدای تلپ تلپ زدن یاراه رفتن
squelch circuit
یک نوع مدار رادیویی است که وفیفه ان کم کردن صداهای اضافی متن پیامها و یا ازبین بردن خرخر صدای رادیواست
clatter
جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clatters
جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clattered
جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
clattering
جغ جغ یا تلق تلق کردن صدای بهم خوردن اشیایی مثل بشقاب
plunk
صدای تند وخشن دراوردن قار قار کردن
croquet
بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
crunched
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunch
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
crunches
صدای خرد کردن یا خرد شدن چیزی زیر دندان یا زیر چرخ وغیره
plink
صدای دنگ دنگ کردن
similar
<adj.>
شبیه
imitations
شبیه
imitation
شبیه
similar to that
شبیه به ان
medals
شبیه
personator
شبیه
nearest
شبیه
simulant
شبیه
nearing
شبیه
similar
شبیه
nearer
شبیه
neared
شبیه
near-
شبیه
feathery
شبیه به پر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com