English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
sidestep صعود پلهای از پهلو
sidestepped صعود پلهای از پهلو
sidestepping صعود پلهای از پهلو
sidesteps صعود پلهای از پهلو
Other Matches
sidestep traverse صعود پلهای همراه باسرخوردن بجلو
stepped up separation حرکت پلهای هواپیماها ارایش پلهای در حرکات هوایی
vertical scale عقربه نشان دهنده میزان صعود هواپیما عقربه صعود مقیاس ارتفاع
They were walking three abreast. سه نفری پهلو به پهلو قدم می زدند
To toss and turn. To roll over. از پهلو به پهلو غلتیدن (درخواب وغیره )
line abreast کشتی هایی که پهلو به پهلو می روند
elevation tracking دستگاه تعقیب صعود هواپیما تعقیب صعود یا بالا رفتن
climb mode روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
galncing collision برخورد پهلو به پهلو
side by side columns ستونهای پهلو به پهلو
collateral پهلو به پهلو متوازی
multiple contact switch کلید پلهای
quantize پلهای کردن
incrementally تغییرات پلهای
variable speed drive محرکه پلهای
decrement کاستن پلهای
decrementation کاهش پلهای
companionways نرده پلهای
companionway نرده پلهای
quantizer پلهای کننده
stepping switch گزینه پلهای
step function تابع پلهای
fiddle blocks قرقره پلهای
deflection potentiometer پتانسیومتر پلهای
variable speed transmission گیربکس پلهای
topside پلهای باز ناو
stepwise elution analysis تجزیه شستشوی پلهای
cone pulley drive محرکه صفحه پلهای
cross wall دیوار پلهای عرضی
step drawdown test ازمایش لغت پلهای در چاه
decrement میزان کاهش کاستن پلهای
burn one's bridges behind one <idiom> پلهای پشت سرش راخراب کردن
tusk tenon زبانه یا گیرهای که دارای زبانههای کوچکتری باشدبطوری که رویهم بشکل پله یاتضاریس پلهای درایند
ascension صعود
ascents صعود
pull up صعود
ascent صعود
ascendance صعود
escalade صعود
bulge صعود
bulged صعود
bulges صعود
bulging صعود
climbing صعود
climbs صعود
climb صعود
climbed صعود
rises خیز صعود
mounts صعود ترفیع
free climbing صعود ازاد
up صعود کردن
herringbone step صعود جناقی
upping صعود کردن
layback صعود دولفری
mountant صعود کننده
soars صعود کردن
rises صعود طلوع
rise خیز صعود
rise صعود طلوع
alpinism صعود سبکبار
artificial climbing صعود مصنوعی
ascending صعود کننده
back and knee climbing صعود تنورهای
balance climbing صعود تعادلی
clear way محوطه صعود
angle of departure زاویه صعود
consecutive climbing صعود نوبتی
continuous climbing صعود طبیعی
soared صعود کردن
soar صعود کردن
climbing صعود کردن
rate of climb میزان صعود
climb صعود کردن
climbed صعود کردن
upped صعود کردن
climbs صعود کردن
vertical speed سرعت صعود
mount صعود ترفیع
bring up صعود با حمایت از بالا
aircraft climb corridor دالان صعود هواپیما
rising درحال ترقی یا صعود
ups and downs صعود وافول اقبال
climb corridor دالان صعود هواپیما
boiling point elevation صعود نقطه جوش
phenolic epoxy خانوادهای از رزینها وچسبها که در مشتقات فنل کاربرد فراوان دارند و درهمه انها پلهای اکسیژن رابط رادیکالهای هیدروکربنی وجود دارد
assumption جشن صعود مریم باسمان
vertical speed سرعت صعود عمودی هواپیما
vertical takeoff سرعت صعود اولیه هواپیما
boiling point elevation constant ثابت صعود نقطه جوش
cloud top height ارتفاع صعود قارچ اتمی
angle of departure زاویه صعود هواپیما از روی باند
climbing wax واکس مخصوص صعود دراسکی نوردیک
hang off مکث کوتاه غواص در زیر اب در صعود
sideling از پهلو
side arm از پهلو
laterally از پهلو
nip and tuck پهلو به پهلو
side by side پهلو به پهلو
three sided سه پهلو
yoko پهلو
decagon ده پهلو
ship side پهلو
side view از پهلو
sexangle شش پهلو
one sided یک پهلو
sidewards از پهلو
sideward از پهلو
sidling از پهلو
sideways از پهلو
triangle سه پهلو سه بر
hexagons شش پهلو
hexagon شش پهلو
two edged دو پهلو
two-edged دو پهلو
abreast پهلو به پهلو
one-sided یک پهلو
triangles سه پهلو سه بر
by از پهلو
side پهلو
flanking پهلو
along side در پهلو
broadside به پهلو
sides پهلو
handing پهلو
broadsides به پهلو
flank پهلو
hand پهلو
flanked پهلو
decompression stop مکث غواص کوتاه در عمقهای معین در صعود
slides حرکت از پهلو
side blown converter مبدل پهلو دم
slide حرکت از پهلو
list یک پهلو شدن
side پهلو کناره
pulmonitis سینه پهلو
septilateral هفت پهلو
skidded به پهلو سریدن
skid به پهلو سریدن
broadside ناو به پهلو
quinquelat eral پنج پهلو
sides پهلو کناره
quindec agon پانزده پهلو
scalene نابرابر پهلو
sidestroke شنای پهلو
yoko geri ضربه به پهلو
polygon بسیار پهلو
polygons بسیار پهلو
heptagonal هفت پهلو
broadsides ناو به پهلو
double talk جمله دو پهلو
double entendre حرف دو پهلو
double-entendres حرف دو پهلو
double entendres حرف دو پهلو
slab sided پهن پهلو
sideway فرعی از پهلو
equilateral دو پهلو برابر
prevarication حرف دو پهلو
sideswipes پهلو زدن به
multivocal چند پهلو
pentagon پنج پهلو
transfers پهلو- رفت
transferring پهلو- رفت
transfer پهلو- رفت
many-sided چند پهلو
many sided چند پهلو
pneumonia سینه پهلو
lateral flexion خم شدن به پهلو
it has sides سه پهلو دارد
multilateral چند پهلو
sideswipe پهلو زدن به
octagons هشت پهلو
goosewing دو پهلو بادبان
pentagons پنج پهلو
pitch diameter قطر پهلو
peripeneumony سینه پهلو
skidding به پهلو سریدن
pentangular پنج پهلو
along side پهلو به پهلوی
octagon هشت پهلو
skids به پهلو سریدن
polygonal بسیار پهلو
octangular هشت پهلو
vertical replenishment تجدید تدارکات از راه هوا صعود و فرود عمودی
equilateral triangle سه پهلو برابر [ریاضی]
equiangular triangle سه پهلو برابر [ریاضی]
quadrilateral چهار پهلو چهارضلعی
crab به پهلو حرکت کردن
crabs به پهلو حرکت کردن
yoma tsuki ضربه با دو دست به پهلو
To sleep on ones side. روی پهلو خوابیدن
companionship مصاحبت پهلو نشینی
quadrilaterals چهار پهلو چهارضلعی
equivocal دارای ابهام دو پهلو
lateralrelationship نسبت در خط افقی از پهلو
palter دو پهلو سخن گفتن
sidewinder ضربت سنگین از پهلو
harbourage پهلو گرفتن در بندر
pinwheel چرخش از پهلو بدوربارفیکس
pneumococcus میکرب سینه پهلو
blast valve سوپاپ ازاد کننده هوای گرم برای صعود بالن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com