English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (41 milliseconds)
English Persian
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
Other Matches
hermitical وابسته به گوشه نشینی وابسته بزاهدهای گوشه نشین
seclusion گوشه نشینی
solitariness گوشه نشینی
eremitism گوشه نشینی
eremitic life گوشه نشینی
reclvsion گوشه نشینی
sequestered life گوشه نشینی
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
inclusus گوشه نشینی که در غاریا کلبهای می نشست ودرجهانیان رابروی خود می بست
cornering گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corner گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
corners گوشه دار کردن گوشه گذاشتن به
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
ruralize ده نشینی کردن
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
to give ground عقب نشینی کردن
to beat a retreat عقب نشینی کردن
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
withdraws عقب نشینی کردن
to fall back عقب نشینی کردن
withdraw عقب نشینی کردن
pull away عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
retreats عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کردن
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
retreated عقب نشینی کردن
retreat عقب نشینی کردن
recoiled عقب نشینی کردن توپ
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
recoils عقب نشینی کردن توپ
recoil عقب نشینی کردن توپ
recoiling عقب نشینی کردن توپ
acute angle گوشه تیز گوشه تند
eremitic گوشه نشینانه گوشه گیر
monasteries صومعه
nunnery صومعه
monastery صومعه
nunneries صومعه
convents صومعه
convent صومعه
abbey صومعه
mninster صومعه
abbeys صومعه
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
prioress رئیسه صومعه
cloistral وابسته به صومعه
common-house نشیمنگاه صومعه
prior رئیس صومعه
friary صومعه خانقاه
ambulatory رواق صومعه
portress زن دربان صومعه
friar راهب صومعه
friars راهب صومعه
cenobite صومعه نشین
porteress زن دربان صومعه
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
calefactory [اتاق گرم صومعه]
laura صومعه کلیسای شرقی
abbess رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
claustral صومعه نشین وابسته بدیر یاصومعه
abbesses رئیسه صومعه زنان تارک دنیا
t mitre the square گوشه نودزینه را نیم کردن
leering از گوشه چشم نگاه کردن
leered از گوشه چشم نگاه کردن
leer از گوشه چشم نگاه کردن
leers از گوشه چشم نگاه کردن
miter گوشه 09 درجه را نصف کردن
pull over <idiom> متوقف کردن ماشین گوشه جاده
to be in the pouts در گوشه ای نشستن و قهر کردن [اصطلاح مجازی]
to have the pout در گوشه ای نشستن و قهر کردن [اصطلاح مجازی]
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
rifle توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
rifles توپ بدون عقب نشینی خان تفنگ خان کشی کردن
fall back تغییر موضع به عقب دادن عقب نشینی کردن
cls در -MS DOS دستور سیستم به معنای پاک کردن صفحه نمایش و قرار دادن نشانه گر در بالای صفحه گوشه سمت چپ
deposit ته نشینی
illuviation ته نشینی
deposits ته نشینی
recoil پی نشینی
precipitation ته نشینی
wake شب نشینی
nightlife شب نشینی
wakes شب نشینی
waked شب نشینی
sedinentation ته نشینی
an eveing party شب نشینی
settling ته نشینی
sedimentary ته نشینی
retrocedence پس نشینی
sedimentation ته نشینی
recoils پی نشینی
recoiling پی نشینی
recoiled پی نشینی
subsidence ته نشینی
adsorption رو نشینی
soiree شب نشینی
soirees شب نشینی
soirTes شب نشینی
sedimentation ته نشینی
evening party شب نشینی
hutment کلبه نشینی
recoiled عقب نشینی
recoiling عقب نشینی
urbanism شهر نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
tenantry اجاره نشینی
recoils عقب نشینی
settlements ته نشینی مسکن
urbanization شهر نشینی
sanctuaries حق بست نشینی
sanctuary حق بست نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
break ground عقب نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
settlement ته نشینی مسکن
retreat عقب نشینی
retrocedence عقب نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
retreats عقب نشینی
recess عقب نشینی
recesses عقب نشینی
fallback عقب نشینی
cotenancy هم اجاره نشینی
suburbia حومه نشینی
nomadism کوچ نشینی
silting رسوب ته نشینی
katabasis عقب نشینی
recoil عقب نشینی
retreated عقب نشینی
retreating عقب نشینی
retrocession عقب نشینی
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
urbanist وابسته بشهر نشینی
to beat a retreat کوس عقب نشینی
long recoil عقب نشینی طولانی
short recoil عقب نشینی کوتاه
scuttling عقب نشینی روزنه
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
scuttles عقب نشینی روزنه
subornation زیر پا نشینی اغواء
scuttled عقب نشینی روزنه
colonial معماری کوچ نشینی
ebb current عقب نشینی اب دریا
retirement عقب نشینی اختیاری
scuttle عقب نشینی روزنه
setback فشار عقب نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
setbacks فشار عقب نشینی
companionship مصاحبت پهلو نشینی
urbanistic وابسته بشهر نشینی
sinks ته نشینی حفره یاگودال
backblast موج عقب نشینی
forced withrawal عقب نشینی اجباری
sink ته نشینی حفره یاگودال
blowback عقب نشینی خودکار
blowback ضربه عقب نشینی
backblast شعله عقب نشینی
back pressure فشار عقب نشینی
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setback نیروی عقب نشینی توپ
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
long recoil طول عقب نشینی زیاد
retreats عقب نشینی کناره گیری
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
variable slide طول عقب نشینی متغیر
recoil pit چاله عقب نشینی لوله
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
retreat عقب نشینی کناره گیری
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com