English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (19 milliseconds)
English Persian
abuser ضایع کننده
abusers ضایع کننده
Other Matches
waste ضایع
wastes ضایع
wastery باطل ضایع
wastry باطل ضایع
fordo ضایع کردن
addle : ضایع کردن
addle ضایع شدن
foredo ضایع کردن
spoils ضایع کردن
spoil ضایع کردن
kills ضایع کردن
to make a hash of ضایع کردن
kill ضایع کردن
spoiled ضایع کردن
to play the deuce with ضایع کردن
spoiling ضایع کردن
undo ضایع کردن
undoes ضایع کردن
go bad ضایع شدن
to be spoiled ضایع کردن
to be off [British E] ضایع کردن
waste ضایع کردن
defacement ضایع یا محوکردن
wastes ضایع کردن
rotting ضایع شدن
rotted ضایع شدن
rots ضایع شدن
rot ضایع شدن
to make a mess of ضایع کردن
lost از دست رفته ضایع
to turn to account بهرمندشدن از ضایع نکردن
time flies <proverb> عمر ضایع مکن ای دل که جهان می گذرد
to languish ضایع شدن [به خاطر جایی یا وضعیتی ناخوشایند]
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
ill treat سوء استفاده کردن ضایع کردن
spoil غارت کردن ضایع کردن
abuse سو استفاده کردن از ضایع کردن
spoiling غارت کردن ضایع کردن
wastes تلف کردن ضایع کردن
spoils غارت کردن ضایع کردن
abusing سو استفاده کردن از ضایع کردن
abuses سو استفاده کردن از ضایع کردن
abused سو استفاده کردن از ضایع کردن
spoiled غارت کردن ضایع کردن
waste تلف کردن ضایع کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
squasher له کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
doers کننده
mumbler من من کننده
attacking تک کننده
squelcher له کننده
doer کننده
prater پچ پچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
noncommittal رد کننده
commulator یک سو کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
mauler له کننده
ear-splitting کر کننده
surfy کف کننده
repudiationist رد کننده
fluxing oil اب کننده
crusher له کننده
renunciant کننده
whisperer پچ پچ کننده
renunciant رد کننده
crepitant خش خش کننده
bender خم کننده
swooner غش کننده
trackers پی کننده
catterer پچ پچ کننده
deletive حک کننده
tracker پی کننده
deflective کج کننده
mitigatory کم کننده
syncopator غش کننده
fizzy کف کننده
benders خم کننده
puffer پف کننده
fillers پر کننده
mitigative کم کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
percutient دق کننده
filleted پر کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com