English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
English Persian
retentive ضبط کننده قابض
Search result with all words
constringent قابض- جمع کننده-فشاردهنده- فشاراور
Other Matches
obstruent قابض
astrictive قابض
astringent قابض
obstruent داروی قابض
astringent سفت داروی قابض
styptic قابض خون بند
prehensile قابض مخصوص گرفتن و چیدن برگ
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
fluxing oil اب کننده
refutatory رد کننده
catterer پچ پچ کننده
repudiationist رد کننده
wheezy خس خس یا خر خر کننده
solvent اب کننده
solvents اب کننده
rebutter رد کننده
attacking تک کننده
doer کننده
doers کننده
noncommittal رد کننده
ear-splitting کر کننده
renunciant رد کننده
puffer پف کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
wheezier خس خس یا خر خر کننده
prattfall پچ پچ کننده
trackers پی کننده
tracker پی کننده
attenuant اب کننده
bandwidth یچ کننده
whisperer پچ پچ کننده
fillet پر کننده
benders خم کننده
filleted پر کننده
bender خم کننده
commulator یک سو کننده
filleting پر کننده
fillets پر کننده
refuser رد کننده
renunciant کننده
refutative رد کننده
prater پچ پچ کننده
squasher له کننده
crepitant خش خش کننده
mauler له کننده
mumbler من من کننده
fizzy کف کننده
abjurer or abjuror کننده
solver حل کننده
fillers پر کننده
mitigatory کم کننده
bidders کننده
mitigative کم کننده
bidder کننده
filler پر کننده
deflective کج کننده
squelcher له کننده
deletive حک کننده
spurner رد کننده
skittish رم کننده
thinner کم کننده
surfy کف کننده
crusher له کننده
hopper لی لی کننده
swooner غش کننده
sensor حس کننده
syncopator غش کننده
percutient دق کننده
jaberer پچ پچ کننده
hoppers لی لی کننده
determinative تعیین کننده
emulous هم چشمی کننده
destruction fire تیرمنهدم کننده
excomminucator تکفیر کننده
dilutor رقیق کننده
diluter رقیق کننده
excommunicative بیرون کننده
diriment باطل کننده
discriminator تفکیک کننده
destructor تخریب کننده
discriminant مشخص کننده
erumpent فوران کننده
eruptive فوران کننده
estimator تخمین کننده
nullifier باطل کننده
estimator براورد کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com