English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (6 milliseconds)
English Persian
counter espionage ضد جاسوسی
counter-espionage ضد جاسوسی
counterespionage ضد جاسوسی
Search result with all words
intelligence خبرگیری جاسوسی
spied جاسوسی کردن
spies جاسوسی کردن
spy جاسوسی کردن
espied جاسوسی کردن
espies جاسوسی کردن
espy جاسوسی کردن
espying جاسوسی کردن
fink اعتصاب شکن جاسوسی کردن
finks اعتصاب شکن جاسوسی کردن
stag جاسوسی کردن
stags جاسوسی کردن
fifth column دستگاه جاسوسی
espionage جاسوسی
espionage جاسوسی کردن کسب خبر از دشمن کردن مراقبت دشمن
counterintelligence سازمان ضد جاسوسی
counterspy مامور ضد جاسوسی
espial جاسوسی
espial عملیات جاسوسی
espial جاسوسی عمل مخفی انجام دادن
espial officer افسر عملیات جاسوسی
fifth cloumn مامورین سازمانهای جاسوسی
he was shot for a spy او به جرم جاسوسی تیرباران شد
industrial espionage جاسوسی صنعتی
industrial espionage جاسوسی در صنعت
nark مامور خفیه پلیس جاسوسی کردن
pickeer لاس زدن جاسوسی کردن
spial عملیات جاسوسی
spial جاسوسی کردن
spial officer افسر عملیات جاسوسی
spionnage جاسوسی
spionnage جاسوسی کردن
Big Brother دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
Counter – espionage operations k. عملیات ضد جاسوسی
spying عمل جاسوسی
to spy جاسوسی کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com