Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
state of the realm
طبقات اجتماعی یا سیاسی کشور
Other Matches
classless
بدون طبقات اجتماعی یا اقتصادی
immunity
مصونیت سیاسی مصونیت دیپلماسی عدم تبعیت مامور سیاسی خارجی ازمقررات قانونی کشور مرسل الیه است
sociopolitical
اجتماعی- سیاسی
politico social
سیاسی اجتماعی
politico social
سیاسی و اجتماعی
woman's rights
حقوق اجتماعی و سیاسی نسوان
ostracising
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracizes
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracised
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracizing
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
to send a message to somebody
پیامی به کسی فرستادن
[سیاسی یا اجتماعی]
ostracises
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracize
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
ostracized
ازحقوق اجتماعی و سیاسی محروم کردن
national strategy
مجموعه تدابیر سیاسی اقتصادی اجتماعی و نظامی ملی
geopolitics
درمشی سیاسی و سیاست خارجی کشور
persona grata
نماینده سیاسی مورد قبول کشور دیگر
subversion
نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
strategies
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
satellite
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
satellites
ماهواره اقمار یک کشور یا کشورهای وابسته سیاسی و نظامی
strategy
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
strategic
استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
policy of contianment
سیاست بازدارندگی اعمال سیاستی که باعث تحدید و توقف اقدامات سیاسی کشور دیگری بشود
satyagraha
اصطلاح ابداعی گاندی پیشوای نهضت ملی هند برای به کار بردن قدرت روحی به جای خشونت وشدت عمل برای وصول به اهداف سیاسی و اجتماعی
republics
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republic
حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
apolitical
دارای شخصیت غیر سیاسی بی علاقه بامور سیاسی
self determination
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
political ties
هم بستگیهای سیاسی وابستگیهای سیاسی اتحادسیاسی
political circles
محافل سیاسی دوایر سیاسی
politics
علم سیاسی امور سیاسی
Burundi
کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession
تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
extraditing
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradite
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited
مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
provincialism
اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
reestablishment of diplomatic relations
برقراری مجدد روابط سیاسی اعاده روابط سیاسی
innocent passage
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
politic
سیاسی نماینده سیاسی
folia
طبقات
tag rag
طبقات
economic classes
طبقات اقتصادی
categories of maintenance
طبقات نگهداری
high-class
از طبقات بالا
stratification
تشکیل طبقات
folia
طبقات نازک
coal measures
طبقات زغال خیز
across the board
شامل تمام طبقات
nobs
کسیکه از طبقات بالاباشد
ragtag
توده طبقات پست
ratag
طبقات پایین اجتماع
the rabble
طبقات پایین اجتماع
nob
کسیکه از طبقات بالاباشد
macro
طبقات و عملیات در یک تابع
The various strata of society.
طبقات مختلف اجتماع
letter of recall
نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
rabble
توده طبقات پست ازدحام
castes
طبقات مختلف مردم هند
caste
طبقات مختلف مردم هند
Brahmins
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
Brahmin
آدم با فرهنگ از طبقات بالا
goodies
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
goody
زن کامل و محترمه از طبقات پایین
upper classes
وابسته به طبقات بالای اجتماع
upper class
وابسته به طبقات بالای اجتماع
rank
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
ranked
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
ranks
طبقات صفوف یکان سلسه مراتب
tectonics
مبحث ساختمان طبقات زمین شناسی
index fossil
سنگواره شاخص طبقات زمین شناسی
stratification
تشکیل طبقات زمین چینه بندی
interlaminate
در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن
stratigraphy
وضع وساختمان طبقات زمین چینه شناسی
inter laminate
[در بین ورقه ها یا طبقات متناوب قرار دادن]
staged
تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
nonaligned
کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
germ layer
یکی از طبقات سلول ابتدایی جنین پس از تکمیل مرحله گاسترولا
advection
جابجایی و حرکت طبقات اتمسفری بصورت افقی و تحت تاثیر گرما
ichthyosaurus
یکجور خزندهء بزرگ ماهی مانند در دورهء دوم طبقات الارضی
isonomy
برابری در حقوق سیاسی برابری سیاسی
country cover diagram
دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
tertiery
پر سومین ردیف بال مرغ سومین دوره طبقات الارضی
rawin
دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
rand
لبه برامدگی لبه طبقات سنگ نوار
politicos
سیاسی
political
سیاسی
politico
سیاسی
diplomatic
سیاسی
socio political
سیاسی
state prisoners
زندانیان سیاسی
politics
اصول سیاسی
politic
زندانی سیاسی
asylum
حق پناهندگی سیاسی
asylums
حق پناهندگی سیاسی
state prisoners
محبوسین سیاسی
politically
از لحاظ سیاسی
current affairs
رویدادهایاجتماعی و سیاسی
prisoners of state
محبوسین سیاسی
prisoners of state
زندانیان سیاسی
terror
ادمکشی سیاسی
political science
علوم سیاسی
diplomatic corps
هیات سیاسی
Political opponents .
مخالفین سیاسی
state criminals
مجرمین سیاسی
political economy
اقتصاد سیاسی
political economy
اتصاد سیاسی
diplomatic immunity
مصونیت سیاسی
terrors
ادمکشی سیاسی
state criminals
مقصرین سیاسی
politician
مرد سیاسی
hatchet man
<idiom>
کارهای سیاسی
diplomatic channels
طرق سیاسی
arithmetic , political
اقتصاد سیاسی
public life
زندگی سیاسی
refugee
پناهنده سیاسی
terrorists
ادمکش سیاسی
terrorist
ادمکش سیاسی
refugees
پناهنده سیاسی
politicians
مرد سیاسی
anarchy
بی ترتیبی سیاسی
diplomatic officer
مامور سیاسی
diplomatic passport
پاسپورت سیاسی
political offence
جرم سیاسی
political offences
جرائم سیاسی
diplomatic passport
تذکره سیاسی
envoy
فرستاده سیاسی
diplomatic privileges
امتیازات سیاسی
political mission
ماموریت سیاسی
political mission
هیئت سیاسی
demarche
اقدام سیاسی
political forces
نیروهای سیاسی
political debate
بحث سیاسی
political debate
منازعه سیاسی
talk politics
گفتگوی سیاسی
political isolation
انزوای سیاسی
diplomatic agent
مامور سیاسی
political matters
مسائل سیاسی
diplomatic mission
هیئت سیاسی
diplomatic relations
روابط سیاسی
envoys
فرستاده سیاسی
political rights
حقوق سیاسی
political psychology
روانشناسی سیاسی
ecclesia
مجلس سیاسی
courier
پیک سیاسی
couriers
پیک سیاسی
politicking
فعالیت سیاسی
envoyship
نمایندگان سیاسی
escapism
انزوای سیاسی
diplomatic representation
نمایندگی سیاسی
political propaganda
تبلیغات سیاسی
unit categories
انواع مختلف یکانها یا انواع طبقات یکانها از نظر استعدادو سازمان و امادگی رزمی
socio political
اجتماعی
socio economic
اجتماعی
societal
اجتماعی
public
اجتماعی
anti-social
ضد اجتماعی
communally
اجتماعی
communal
اجتماعی
anti social
ضد اجتماعی
social
اجتماعی
ecclesiastics
اجتماعی
ecclesiastic
اجتماعی
the herd instinct
حس اجتماعی
Republican
اجتماعی
processionary
اجتماعی
Republicans
اجتماعی
diplomat
رجل سیاسی دیپلمات
to talk politics
گفتگوی سیاسی کردن
old guard
محافظه کار سیاسی
politico military
عملیات سیاسی نظامی
non political offence
جرم غیر سیاسی
neutralism
حفظ بی طرفی سیاسی
titular charge daffaires
متصدی شغل سیاسی
politico military
امور سیاسی نظامی
politick
جنبه سیاسی دادن به
Religious (political) fanaticism
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
rupture of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
roorback
اتهامات کذب سیاسی
statesmen
رجل سیاسی زمامدار
neutral state
حالت بی طرفی سیاسی
breach of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
interruption of diplomatic relations
قطع روابط سیاسی
geopolitical
وابسته به جغرافیای سیاسی
diplomatic corps
هیات نمایندگان سیاسی
political scientists
ویژه گر علوم سیاسی
political scientist
ویژه گر علوم سیاسی
state
سیاسی رسمی وضع
a newspaper's political affiliation
وابستگی سیاسی روزنامه ها
state-
سیاسی رسمی وضع
stated
سیاسی رسمی وضع
states
سیاسی رسمی وضع
stating
سیاسی رسمی وضع
severance of diaplomatic relations
قطع روابط سیاسی
isonomy
تساوی سیاسی و حقوقی
hanse
اتحادیه بازرگانی یا سیاسی
isopolity
برابری در حقوق سیاسی
junto
دسته بندی سیاسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com