English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 157 (8 milliseconds)
English Persian
abolitionist طرفدار برانداختن
Other Matches
nationalist طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalists طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
exterminates برانداختن
exterminated برانداختن
abolish برانداختن
abolishes برانداختن
abolishing برانداختن
to hurl down برانداختن
exterminate برانداختن
to bear down برانداختن
overtumble برانداختن
exterminating برانداختن
to blot out محوکردن برانداختن
over ride لغو کردن برانداختن
overturned واژگون کردن برانداختن
overturn واژگون کردن برانداختن
subversion برانداختن از بین بردن
subverts برانداختن موقوف کردن
subverting برانداختن موقوف کردن
subverted برانداختن موقوف کردن
subvert برانداختن موقوف کردن
overturns واژگون کردن برانداختن
antiquate برانداختن منسوخ کردن
hydra چیزی که برانداختن ان دشوار است
putsches توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
putsch توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
party طرفدار
adherents طرفدار
advocator طرفدار
partisan طرفدار
votary طرفدار
exponents طرفدار
partisans طرفدار
insurrectionist طرفدار
pro- طرفدار
pro طرفدار
exponent طرفدار
advocates طرفدار
advocated طرفدار
advocate طرفدار
partizan طرفدار
advocating طرفدار
partizan etc طرفدار
partial طرفدار
cohort طرفدار
adherent طرفدار
factioneer طرفدار
cohorts طرفدار
one-sided طرفدار
risk lover طرفدار ریسک
risk lover طرفدار خطر
soccer fan [soccer supporter] [American English] طرفدار فوتبال
nudist طرفدار برهنگی
reformers طرفدار نهضت
to count طرفدار شمردن
monopolist طرفدار انحصار
factionary طرفدار یک فرقه
democrate طرفدار دمکراسی
he is on our side طرفدار مااست
absolutist طرفدار استبداد
papist طرفدار پاپ
interventionist طرفدار مداخله
keynesianism طرفدار کینز
football fan [British English] طرفدار فوتبال
reformer طرفدار نهضت
royalist طرفدار سلطنت
royalists طرفدار سلطنت
centralist طرفدار تمرکز
activists طرفدار عمل
centralists طرفدار تمرکز
activist طرفدار عمل
prohibitionist طرفدار منع مسکرات
partialist شخص طرفدار یا معتصب
theocrat طرفدار یزدان سالاری
negrophile طرفدار سیاه پوست
mutualist طرفدار اصول همدستی
mongamist طرفدار داشتن یک همسر
federalist طرفدار دولت فدرال
proponent توضیح دهنده طرفدار
teetotalist طرفدار منع مسکرات
proponents توضیح دهنده طرفدار
theorists طرفدار استدلال نظری
football fan [American English] طرفدار فوتبال آمریکایی
radical طرفدار اصلاحات اساسی
radicals طرفدار اصلاحات اساسی
world federalist طرفدار حکومت جهانی
protectionism مکتب طرفدار حمایت
theorist طرفدار استدلال نظری
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
equalitarian طرفدار تساوی انسان
libertarians طرفدار ازادی اراده
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
feminist طرفدار حقوق زنان
communists طرفدار مرام اشتراکی
feminists طرفدار حقوق زنان
communist طرفدار مرام اشتراکی
revivalists طرفدار احیای مذهبی
aesthete طرفدار صنایع زیبا
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
revivalist طرفدار احیای مذهبی
libertarian طرفدار ازادی اراده
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
autonomist طرفدار استقلال داخلی
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
protectionists طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
protectionist طرفدار حمایت از مصنوعات داخلی
academic طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
adhering طرفدار بودن وفا کردن
adheres طرفدار بودن وفا کردن
fan پشتیبان [طرفدار] [هوادار] [ورزش]
centrist wing طرفدار جناح میانه رو [سیاست]
humanitarian طرفدار کاهش الام بشر
suffragette زن طرفدار حق رای وانتخاب زنان
feudalist طرفدار اصول ملوک الطوایف
protectionist طرفدار حمایت از صنایع داخلی
adequateness طرفدار بودن وفا کردن
literalist طرفدار معنی یا ترجمه لفظی
suffragettes زن طرفدار حق رای وانتخاب زنان
mercantilist طرفدار سیاست موازنه اقتصادی
adhere طرفدار بودن وفا کردن
sympathizers طرفدار همفکر پشتیبان فکری
adhered طرفدار بودن وفا کردن
sympathisers طرفدار همفکر پشتیبان فکری
sympathizer طرفدار همفکر پشتیبان فکری
spiritualists طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
spiritualist طرفدار اصول روحانیت ومعنویت
imperialist طرفدار حکومت امپریالیستی استعمار طلب
teetotallers طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
teetotaller طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
socialists سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
revivalist طرفدار احیای آداب و رسوم قدیمی
presbyteral طرفدار اصول پرسبیتری وابسته به کشسش ها
socialist سوسیالیست طرفدار توزیع وتعدیل ثروت
reformer پیشوای اصلاحات طرفدار دگرگونی اساسی
reformers پیشوای اصلاحات طرفدار دگرگونی اساسی
municipalist طرفدار نظارت یا اقدامات شهر داری
manchester school مکتب انگلیسی طرفدار ازادی مبادله
segregationist طرفدار جدایی نژاد سفید وسیاه
teetotaler طرفدار منع استعمال مشروبات الکلی
voluntaryist طرفدار سربازگیری از میان مردم داوطلب
Zionist طرفدار نهضت تمرکز یهود در فلسطین صهیونیست
lancastrian در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
authoritarians طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
authoritarian طرفدار تمرکز قدرت در دست یکنفر یا یک هیئت
Zen فرقه بوداییان طرفدار تفکر وعبادت وریاضت
irredentist طرفدار برگرداندن همه جاهایی که ایتالیایی حرف میزنند به ایتالیا
hipster شخص طرفدار امور جدیدوبیسابقه مانند مواد مخدره وغیره
groundhopper [British English] طرفدار فوتبال که مرتب همه بازیهای دور [از خانه] تیم خود را دیدار میکند.
tammany انجمن تامانی نیویورک وابسته بانجمن طرفدار کسب نفوذ سیاسی وبلدی بوسیله رشاء
Marxist طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxists طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
nationalists ملت دوست طرفدار ملت
nationalist ملت دوست طرفدار ملت
naturist طرفدار برهنگی [برهنگی گرا]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com