English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
white supremacist طرفدار تفوق نژادی سفیدپوستان
Other Matches
nationalist طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
nationalists طرفدار استقلال ملی طرفدار برتری ملت خود
terai کلاه لبه پهن نمدی سفیدپوستان مناطق حاره
racially نژادی
racial نژادی
ethnical نژادی
phyletic نژادی
ethnic نژادی
eugenics به نژادی
ethnicity نژادی
paramountcy تفوق
preminence تفوق
headships تفوق
headship تفوق
predominancy تفوق
predominance تفوق
advantage تفوق
preemimence تفوق
transcendence or cy تفوق
pre eminence تفوق
paramountey تفوق
pre-eminence تفوق
superiority تفوق
hegemony تفوق
transcendence تفوق
supremacy تفوق
ecellency تفوق
racial unconscious ناهشیار نژادی
ethnocentric طرفداربرتری نژادی
phylogeny تکامل نژادی
racial segregation تفکیک نژادی
racial prejudice تعصب نژادی
racism تبعیض نژادی
racial memory حافظه نژادی
racial discrimination تبعیض نژادی
abyssinian نژادی از گربه
eugenic وابسته به به نژادی
racial prejudice پیشداوری نژادی
segregation تبعیض نژادی
interrace بین نژادی
racialism خصوصیات نژادی
gerontomorphosis پیر نژادی
interracial بین نژادی
racialism تبعیضات نژادی
color line مانع نژادی
multiracial چند نژادی
excellence خوبی تفوق
air superiority تفوق هوایی
superiority ارشدیت تفوق
domination استیلا تفوق
overmatch تفوق یافتن
excelled تفوق جستن بر
dominate تفوق یافتن
ascendance تفوق برتری
dominates تفوق یافتن
masterdom تسلط تفوق
humdingers تفوق برجسته
humdinger تفوق برجسته
dominated تفوق یافتن
influencing برتری تفوق
to gain the upper hand تفوق جستن
influence برتری تفوق
excel تفوق جستن بر
influenced برتری تفوق
influences برتری تفوق
vantage تفوق فرصت
fire superiority تفوق اتش
excelling تفوق جستن بر
excels تفوق جستن بر
ascendancy سلطه تفوق
ascendency سلطه تفوق
immunogenetics مبحث مصونیت نژادی
phylogenetic وابسته به تکامل نژادی
phylogenic وابسته به تکامل نژادی
miscegenation زناشویی میان نژادی
linebreed اصلاح نژادی کردن
outnumbered با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
outnumbering با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
outnumbers با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
out maneuver تفوق جستن در مانور
prepotency غلبه تفوق بسیار
insurmountable غیر قابل تفوق
insurmountably بطور غیرقابل تفوق
ultramontane تفوق مطلق پاپ
outnumber با تعدادزیادتر تفوق یافتن بر
prevalence تفوق درجه شیوع
scscalable تفوق پذیر بالارفتنی
strain صفت موروثی خصوصیت نژادی
strains صفت موروثی خصوصیت نژادی
desegregate تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregating تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregates تفکیک نژادی را فسخ کردن
desegregated تفکیک نژادی را فسخ کردن
racy دارای صفات اصلی و نژادی
shropshire نژادی از گوسفند بی شاخ انگلیسی
segregating تبعیض نژادی قائل شدن
phylogeny تاریخ نژادی جانور یا گیاه
segregates تبعیض نژادی قائل شدن
segregate تبعیض نژادی قائل شدن
teutonism عقیده برتری نژادی المان
superable تفوق یافتنی فائق شدنی
surpassed بهتر بودن از تفوق جستن
surpass بهتر بودن از تفوق جستن
surpasses بهتر بودن از تفوق جستن
sclav ect عضو نژادی که شامل مردم خاوراروپاباشد
africander اروپایی نژادی که درافریقای جنوبی زاده شد
eugenic از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
manifest destiny لوازم قهری بسط وتوسعه نژادی
to get the upper hand برتری جستن تفوق پیدا کردن
henpeck سعی کردن برای تفوق یافتن
white supremacy تفوق سفید پوستان برنژادهای دیگر
dysgenics مبحث مطالعه فساد نسل وتباهی نژادی
cacogenesis فساد نژادی دراثر حفظ وابقاء صفات بد
inviable عاجز از ادامه بقا در اثرساختمان نژادی و ارثی
Racial prejudice prevails in some countries. دربرخی کشورها تعصبات نژادی وجود دارد
ultramontanism سکونت در ارتفاعات زیاد اعتقاد به تفوق مطلق پاپ
pelasgic نام نخستین نژادی که دریونان و جزیرههای خاورمدیترانه ساکن شدند
lore فرهنگ نژادی افسانه هاوروایات قومی فاصله بین چشم ومنقار
karakul کاراکول [نژادی از گوسفند آسیائی با رنگ طبیعی سیاه، خاکستری و گاهی قهوه ای]
votary طرفدار
insurrectionist طرفدار
cohort طرفدار
factioneer طرفدار
partizan etc طرفدار
partizan طرفدار
advocator طرفدار
pro- طرفدار
partisan طرفدار
partial طرفدار
adherents طرفدار
advocate طرفدار
adherent طرفدار
one-sided طرفدار
cohorts طرفدار
party طرفدار
advocated طرفدار
advocates طرفدار
exponent طرفدار
exponents طرفدار
partisans طرفدار
pro طرفدار
advocating طرفدار
monopolist طرفدار انحصار
papist طرفدار پاپ
activists طرفدار عمل
keynesianism طرفدار کینز
activist طرفدار عمل
risk lover طرفدار ریسک
royalist طرفدار سلطنت
royalists طرفدار سلطنت
football fan [British English] طرفدار فوتبال
soccer fan [soccer supporter] [American English] طرفدار فوتبال
to count طرفدار شمردن
centralist طرفدار تمرکز
centralists طرفدار تمرکز
risk lover طرفدار خطر
interventionist طرفدار مداخله
abolitionist طرفدار برانداختن
he is on our side طرفدار مااست
nudist طرفدار برهنگی
factionary طرفدار یک فرقه
absolutist طرفدار استبداد
democrate طرفدار دمکراسی
reformers طرفدار نهضت
reformer طرفدار نهضت
equalitarian طرفدار تساوی انسان
theocrat طرفدار یزدان سالاری
world federalist طرفدار حکومت جهانی
supply side economics اقتصاد طرفدار عرضه
aristocrate طرفدار حکومت اشراف
federalist طرفدار دولت فدرال
parliamentarian طرفدار حکومت پارلمانی
parliamentarians طرفدار حکومت پارلمانی
prohibitionist طرفدار منع مسکرات
football fan [American English] طرفدار فوتبال آمریکایی
proponents توضیح دهنده طرفدار
radical طرفدار اصلاحات اساسی
autonomist طرفدار استقلال داخلی
teetotalist طرفدار منع مسکرات
radicals طرفدار اصلاحات اساسی
protectionism مکتب طرفدار حمایت
theorists طرفدار استدلال نظری
proponent توضیح دهنده طرفدار
theorist طرفدار استدلال نظری
communist طرفدار مرام اشتراکی
mongamist طرفدار داشتن یک همسر
feminists طرفدار حقوق زنان
mutualist طرفدار اصول همدستی
negrophile طرفدار سیاه پوست
aesthetes طرفدار صنایع زیبا
aesthete طرفدار صنایع زیبا
communists طرفدار مرام اشتراکی
partialist شخص طرفدار یا معتصب
libertarian طرفدار ازادی اراده
revivalist طرفدار احیای مذهبی
libertarians طرفدار ازادی اراده
feminist طرفدار حقوق زنان
revivalists طرفدار احیای مذهبی
academic طرفدار حکمت و فلسفه افلاطون
protectionists طرفدار حمایت از صنایع داخلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com