Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 72 (5 milliseconds)
English
Persian
avaricious
طماع زیاده جو
Other Matches
greedy
طماع
greedier
طماع
greediest
طماع
ravined
طماع
vulturine
لاشخورصفت طماع
intemperate
زیاده رو
de trop
زیاده
indulgent
زیاده رو
fulsomely
زیاده از حد
supernumerary
زیاده
distemperate
زیاده رو
infrugal
زیاده رو
more and more
زیاده و زیاده
kow-tow
زیاده
kow-towed
زیاده
excesses
زیاده از حد
overmuch
زیاده از حد
overly
زیاده
kow-tows
زیاده
kow-towing
زیاده
excess
زیاده از حد
ultraism
زیاده روی
intemperance
زیاده روی
hairsplitting
موشکافی زیاده از حد
hyperaesthetic
زیاده از حد حساس
hyperpragia
زیاده اندیشی
immoderation
زیاده روی
inordinacy
زیاده روی
inordinateness
زیاده روی
to pieces
<idiom>
خیلی زیاده
self indulgence
زیاده روی
extorter
زیاده ستان
extorsion
زیاده ستانی
avarice
زیاده جویی
acquisitive
زیاده طلب
extortionary
زیاده ستان
extortionate
زیاده ستان
extortion
زیاده ستانی
exorbitance
زیاده روی
surfeit
زیاده روی
excess clearance
تولرانس زیاده از حد
superheat
زیاده از حد گرم کردن
extravagance
زیاده روی بی اعتدالی
extravagances
زیاده روی بی اعتدالی
indulgences
زیاده روی افراط
indulgence
زیاده روی افراط
austerity
ریاضت سادگی زیاده از حد
exceeding
زیاده روی زیادتی
richest
زیاده چرب یا شیرین
rich
زیاده چرب یا شیرین
richer
زیاده چرب یا شیرین
insobriety
زیاده روی در میگساری
inexpressibly
بیش از اندازه زیاده از حد
lay it on thick
<idiom>
زیاده حداز کسی تمجیدکردن
crapulence
زیاده روی درخوردونوش بی اعتدالی
He is too clever(smart,shrewd).
زیاده از حد زرنگ (نا قلا) است
hypercriticize
زیاده خرده گیری کردن
intemperately
ازروی افراط با زیاده روی
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
over-
پیشوندی بمعنی زیادو زیاده و بیش
over
پیشوندی بمعنی زیادو زیاده و بیش
To go too far .
شور کاری را درآوردن ( زیاده روی )
supererogation
زیاده روی درکار خوش خدمتی
to push your luck
[British English]
to press your luck
[American English]
زیاده روی کردن
[شورکاری را در آوردن]
[اصطلاح مجازی]
ultraist
کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
packing
قرار دادن حجم زیاده داده در فضاهای ذخیره سازی کوچک
indulging
زیاده روی کردن شوخی کردن
indulges
زیاده روی کردن شوخی کردن
indulged
زیاده روی کردن شوخی کردن
indulge
زیاده روی کردن شوخی کردن
overweary
زیاده خسته کردن خسته شدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com