English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
variable slide طول عقب نشینی متغیر
Search result with all words
variable recoil سیستم عقب نشینی متغیر دستگاه عقب نشینی متغیر
Other Matches
declaring معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declares معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
declare معرفی کردن متغیر یا معادل قرار دادن متغیر به یک عدد در یک برنامه کامپیوتری
backpedal عقب نشینی در مقابل حریف عقب نشینی
withdrawals عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
withdrawal عملیات عقب نشینی اختیاری عقب نشینی
recoilless جنگ افزار بدون عقب نشینی بدون عقب نشینی
sedimentation ته نشینی
settling ته نشینی
nightlife شب نشینی
sedimentation ته نشینی
subsidence ته نشینی
wakes شب نشینی
wake شب نشینی
evening party شب نشینی
adsorption رو نشینی
sedinentation ته نشینی
illuviation ته نشینی
an eveing party شب نشینی
precipitation ته نشینی
waked شب نشینی
sedimentary ته نشینی
recoils پی نشینی
recoiling پی نشینی
deposits ته نشینی
recoil پی نشینی
recoiled پی نشینی
soiree شب نشینی
soirTes شب نشینی
deposit ته نشینی
retrocedence پس نشینی
soirees شب نشینی
to burn the midnighoil شب نشینی کردن
solitariness گوشه نشینی
recoils عقب نشینی
recoiling عقب نشینی
katabasis عقب نشینی
line of retreat خط عقب نشینی
to burn the midnight oil شب نشینی کردن
recesses عقب نشینی
retreats عقب نشینی
recess عقب نشینی
tenantry اجاره نشینی
urbanization شهر نشینی
retreated عقب نشینی
retrocession عقب نشینی
seclusion گوشه نشینی
retreat عقب نشینی
suburbia حومه نشینی
recoil عقب نشینی
sedimentation pond حوضچه ته نشینی
sequestered life گوشه نشینی
silting رسوب ته نشینی
ruralize ده نشینی کردن
sanctuaries حق بست نشینی
retreating عقب نشینی
nomadism کوچ نشینی
sanctuary حق بست نشینی
recoiled عقب نشینی
retrocedence عقب نشینی
reclvsion گوشه نشینی
fallback عقب نشینی
break ground عقب نشینی
hypostatic ناشی از ته نشینی
hutment کلبه نشینی
electrostatic procipitation ته نشینی الکترواستاتیک
cotenancy هم اجاره نشینی
eremitism گوشه نشینی
eremitic life گوشه نشینی
settlement ته نشینی مسکن
settlements ته نشینی مسکن
urbanism شهر نشینی
drop back <idiom> عقب نشینی کردن
retreating عقب نشینی کردن
setbacks فشار عقب نشینی
retreated عقب نشینی کردن
give ground <idiom> عقب نشینی کردن
retreat عقب نشینی کردن
rocket propulsion فشارعقب نشینی موشک
pull away عقب نشینی کردن
ebb current عقب نشینی اب دریا
setback فشار عقب نشینی
recoil mechanism مکانیسم عقب نشینی
retirement عقب نشینی اختیاری
backblast موج عقب نشینی
retreats عقب نشینی کردن
colonial معماری کوچ نشینی
companionship مصاحبت پهلو نشینی
To retreat. To withdraw. عقب نشینی کردن
to beat a retreat عقب نشینی کردن
to beat a retreat کوس عقب نشینی
blowback ضربه عقب نشینی
to fall back عقب نشینی کردن
backblast شعله عقب نشینی
to give ground عقب نشینی کردن
to lose ground عقب نشینی کردن
urbanistic وابسته بشهر نشینی
urbanist وابسته بشهر نشینی
sink ته نشینی حفره یاگودال
to sound the retreat شیپورعقب نشینی زدن
sinks ته نشینی حفره یاگودال
recoil mechanism دستگاه عقب نشینی
back pressure فشار عقب نشینی
subornation زیر پا نشینی اغواء
scuttling عقب نشینی روزنه
long recoil عقب نشینی طولانی
scuttle عقب نشینی روزنه
short recoil عقب نشینی کوتاه
scuttled عقب نشینی روزنه
withdraws عقب نشینی کردن
withdraw عقب نشینی کردن
sedimentation analysis تجزیه بروش ته نشینی
scuttles عقب نشینی روزنه
forced withrawal عقب نشینی اجباری
blowback عقب نشینی خودکار
recoil system سیستم عقب نشینی توپ
recoiled عقب نشینی کردن توپ
recoil pit چاله عقب نشینی لوله
recoil operated مجهز به دستگاه عقب نشینی
setbacks نیروی عقب نشینی توپ
recoilless rifle تفنگ بدون عقب نشینی
recoil عقب نشینی کردن توپ
alluvial ته نشینی مربوط به رسوب و ته نشین
setback نیروی عقب نشینی توپ
to have a knock back عقب نشینی کردن [در موقعیتی]
cloisters صومعه گوشه نشینی کردن
cloister صومعه گوشه نشینی کردن
straddles میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
long recoil طول عقب نشینی زیاد
they are in full retreat سخت عقب نشینی می کنند
to sound the retire شیپور عقب نشینی زدن
insula دستگاه عمارت اجاره نشینی
breakdowns ته نشینی مواد معلق دردوغاب
breakdown ته نشینی مواد معلق دردوغاب
hightail باسرعت عقب نشینی کردن
hermitic وابسته بگوشه نشینی زهدامیز
counter recoil برگشتن لوله پس از عقب نشینی
crawfish ازموضعی عقب نشینی کردن
a white collar job کار پشت میز نشینی
straddled میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
straddle میان دو پا قراردادن گشاد نشینی
recoiling عقب نشینی کردن توپ
recoils عقب نشینی کردن توپ
obmutescence خاموش نشینی سکوت عمدی
retreating عقب نشینی کناره گیری
retreats عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreats عقب نشینی کناره گیری
retreating عقب نشینی اجباری بازگشتن
to sound a retreat شیپور عقب نشینی زدن
retreat عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی کناره گیری
retreated عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat عقب نشینی اجباری بازگشتن
retreat گوشه نشینی [گروهی برای مدتی]
back pressure فشاراگزوز فشار عقب نشینی اگزوز
retire عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
The army had to retreat from the battlefield. ارتش مجبور به عقب نشینی از میدان جنگ شد.
retires عقب نشینی کردن به دلخواه بازنشسته شدن
blenching جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenches جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blench جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
blenched جمع شدن و عقب نشینی کردن برگشتن
To draw in ones houns . Toback down . To retreat. ماست ها را کیسه کردن ( عقب نشینی از روی ترس )
recoil operated مسلح شونده به وسیله عقب نشینی الات متحرک
indignant متغیر
conversional متغیر
vicissitudinous متغیر
average variable cost متغیر
fitful متغیر
unsteady متغیر
variables متغیر
varier متغیر
technical متغیر
variable متغیر
floating متغیر
variative متغیر
unsteadily متغیر
uneven متغیر
protean متغیر
fluid متغیر
variant متغیر
transitive متغیر
fluids متغیر
variate متغیر
jet propulsion نیروی عقب نشینی حاصله از فشار گازفشار خروج گاز
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
beauty is in the eyes of the beholder <proverb> اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
endogenous variable متغیر داخلی
floating debt بدهی متغیر
fluctuating rate نرخ متغیر
flukey متغیر غیرثابت
variable time زمان متغیر
discrete variable متغیر ناپیوسته
global variable متغیر سراسری
variable stars ستارگان متغیر
variable name نام متغیر
variable load بار متغیر
variable input داده متغیر
variable input نهاده متغیر
variable inductance القاگری متغیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com