English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (6 milliseconds)
English Persian
heartless عاری ازاحساسات
blate عاری ازاحساسات
Other Matches
sentiment ضعف ناشی ازاحساسات
barer عاری
baring عاری
barren <adj.> عاری
bare of عاری از
naked of عاری از
fogless عاری از مه
bankrupt of عاری از
barest عاری
bares عاری
naked <adj.> عاری
bared عاری
bare عاری
void عاری
devoid عاری
airless عاری از هوا
truistic عاری از لطف
truthless عاری از حقیقت
lifeless عاری از زندگی
devest عاری کردن
emotionless عاری از احساسات
fanciless عاری ازوهم
fanciless عاری ازتصور
fancy free عاری از خیال
ungraceful عاری از متانت
unexpressive عاری ازمعنی
unblushing عاری از شرم
riteless عاری از تشریفات
unbiased عاری ازتعصب
sketchier عاری ازجزئیات
sketchiest عاری ازجزئیات
sketchily عاری ازجزئیات
unconscious عاری ازهوش
unconsciously عاری ازهوش
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
irresponsible عاری از حس مسئولیت
void بلاتصدی عاری از
denuding عاری ساختن
denudes عاری ساختن
sketchy عاری ازجزئیات
unbias بیغرض عاری ازتعصب
platitudinarian عاری از لطف ومزه
resistless عاری از نیروی مقاومت
selfless عاری از نفس پرستی
prosaically بطور عاری ازلطافت
fancy free بی علاقه عاری از عشق
visionless عاری از تطور والهام
unmistakable عاری از سوء تفاهم
uninspired عاری از تازگی و لطف
prosily بطور عاری از لطافت
useless عاری از فایده باطله
freedom from defect عاری بودن ازعیب
disbranch عاری ازشاخه کردن
dreamless عاری از خواب دیدن
vacuity تهی گری عاری بودن
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
prosish کسل کننده عاری از لطافت
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divested محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
divesting محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com