English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
unmistakable عاری از سوء تفاهم
Other Matches
cordial understanding تفاهم قلبی و صمیمانه حسن تفاهم
concerts تفاهم
rapport تفاهم
understanding تفاهم
understandings تفاهم
concert تفاهم
misunderstandings سوء تفاهم
memorandum of understanding یادداشت تفاهم
memorandum of understanding تفاهم نامه
misapprehensions سوء تفاهم
imbroglio سوء تفاهم
imbroglios سوء تفاهم
misunderstanding سوء تفاهم
malentendu سوء تفاهم
good understanding حسن تفاهم
misapprehension سوء تفاهم
cross-purposes عدم تفاهم
council of entent شورای حسن تفاهم
misunderstood سوء تفاهم کردن
misunderstands سوء تفاهم کردن
misunderstand سوء تفاهم کردن
gaingiving سوء تفاهم اشتباه
amity روابط حسنه حسن تفاهم
to come to an explanation سوء تفاهم یا اختلافی رارفع کردن
unmistakable خالی از اشتباه و سوء تفاهم بی تردید
unmistakably خالی از اشتباه و سوء تفاهم بی تردید
ententes روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
entente روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
ententes cordiales روابط حسنه دولتهای متحابه ودوست حسن تفاهم
bankrupt of عاری از
fogless عاری از مه
bare of عاری از
barren <adj.> عاری
barer عاری
bared عاری
barest عاری
baring عاری
bare عاری
naked <adj.> عاری
devoid عاری
void عاری
bares عاری
naked of عاری از
blate عاری ازاحساسات
emotionless عاری از احساسات
fanciless عاری ازوهم
fanciless عاری ازتصور
riteless عاری از تشریفات
truistic عاری از لطف
truthless عاری از حقیقت
unblushing عاری از شرم
unexpressive عاری ازمعنی
ungraceful عاری از متانت
airless عاری از هوا
fancy free عاری از خیال
devest عاری کردن
denuding عاری ساختن
irresponsible عاری از حس مسئولیت
unbiased عاری ازتعصب
unconscious عاری ازهوش
unconsciously عاری ازهوش
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
denudes عاری ساختن
sketchy عاری ازجزئیات
sketchily عاری ازجزئیات
heartless عاری ازاحساسات
void بلاتصدی عاری از
sketchiest عاری ازجزئیات
lifeless عاری از زندگی
sketchier عاری ازجزئیات
unbias بیغرض عاری ازتعصب
useless عاری از فایده باطله
visionless عاری از تطور والهام
resistless عاری از نیروی مقاومت
selfless عاری از نفس پرستی
prosaically بطور عاری ازلطافت
platitudinarian عاری از لطف ومزه
dreamless عاری از خواب دیدن
prosily بطور عاری از لطافت
disbranch عاری ازشاخه کردن
freedom from defect عاری بودن ازعیب
uninspired عاری از تازگی و لطف
fancy free بی علاقه عاری از عشق
vacuity تهی گری عاری بودن
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
prosish کسل کننده عاری از لطافت
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
cosmopolitanism سیستم " جهان وطنی " اعتقاد به لزوم حسن تفاهم واحترام متقابل بین کلیه ملل واقوام عالم
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divested محروم کردن عاری کردن
divesting محروم کردن عاری کردن
divests محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com