English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 74 (5 milliseconds)
English Persian
platitudinarian عاری از لطف ومزه
Other Matches
bared عاری
bares عاری
barest عاری
baring عاری
barren <adj.> عاری
fogless عاری از مه
naked of عاری از
bankrupt of عاری از
barer عاری
bare of عاری از
bare عاری
naked <adj.> عاری
void عاری
devoid عاری
emotionless عاری از احساسات
devest عاری کردن
blate عاری ازاحساسات
unbiased عاری ازتعصب
heartless عاری ازاحساسات
lifeless عاری از زندگی
fanciless عاری ازوهم
fanciless عاری ازتصور
fancy free عاری از خیال
riteless عاری از تشریفات
truistic عاری از لطف
airless عاری از هوا
ungraceful عاری از متانت
unexpressive عاری ازمعنی
unblushing عاری از شرم
truthless عاری از حقیقت
unconscious عاری ازهوش
irresponsible عاری از حس مسئولیت
sketchily عاری ازجزئیات
sketchiest عاری ازجزئیات
sketchy عاری ازجزئیات
sketchier عاری ازجزئیات
unconsciously عاری ازهوش
denude عاری ساختن
denuded عاری ساختن
denudes عاری ساختن
denuding عاری ساختن
void بلاتصدی عاری از
selfless عاری از نفس پرستی
resistless عاری از نیروی مقاومت
prosily بطور عاری از لطافت
prosaically بطور عاری ازلطافت
unmistakable عاری از سوء تفاهم
uninspired عاری از تازگی و لطف
useless عاری از فایده باطله
fancy free بی علاقه عاری از عشق
visionless عاری از تطور والهام
dreamless عاری از خواب دیدن
unbias بیغرض عاری ازتعصب
disbranch عاری ازشاخه کردن
freedom from defect عاری بودن ازعیب
vacuity تهی گری عاری بودن
prosish کسل کننده عاری از لطافت
abstract جوهرگرفتن از عاری از کیفیات واقعی
abstracting جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
abstracts جوهرگرفتن از عاری ازکیفیات واقعی
poker face دارای قیافهی عاری از بیان
sexless عاری از جذبه یا میل جنسی
dismantle عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantled عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantles عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
dismantling عاری ازسلاح یا اثاثه کردن
hardball فعالیت سخت و عاری از ملاحظه و مروت
of no scruples عاری ازدقت زیاد دراداب ومانندان
abio کلمه ایست که بصورت پیشوندبکار رفته و بمعنی بدون زندگی و عاری از حیات است
divests محروم کردن عاری کردن
divested محروم کردن عاری کردن
divest محروم کردن عاری کردن
divesting محروم کردن عاری کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com