English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
English Persian
mog عازم شدن دزدانه رفتن
Other Matches
bound عازم رفتن مهیا
out bound عازم بیرون رفتن از بندر
larcenous دزدانه
thievish دزدانه
sneakingly دزدانه
peeks نگاه دزدانه
peeking نگاه دزدانه
keek نگاه دزدانه
peeked نگاه دزدانه
peek نگاه دزدانه
to stael a look دزدانه نگاه کردن
keek نگاه دزدانه کردن
to look through ones fingers نگاه دزدانه کردن
delayed steal دزدانه گریختن بسوی پایگاه هنگام پرتاب توپگیر
westbound عازم
he set out for the village عازم ده شد
goer عازم
embark عازم شدن
leave عازم شدن
pull out عازم شدن
southbound عازم جنوب
leaving عازم شدن
embarked عازم شدن
northbound عازم شمال
going رایج عازم
pull-outs عازم شدن
pull-out عازم شدن
stouten عازم شدن
off مقابل عازم
skidoo عازم شدن
embarking عازم شدن
off عازم بسوی
set out عازم شدن
destined عازم براه
skiddoo عازم شدن
embarks عازم شدن
leadoff عازم شدن
ocean bound عازم دریا یااقیانوس
start on the journey عازم سفر شدن
vamoose بسرعت عازم شدن
outstand عازم دریا شدن
earth-bound عازم کرهی زمین
put out از ساحل عازم شدن
to start on a journey عازم سفری شدن
to set out عازم شدن [گردش]
we left for paris عازم پاریس شدیم
to head off عازم شدن [گردش]
head عازم شدن سرپل گرفتن
puts تعبیرکردن عازم کاری شدن
putting تعبیرکردن عازم کاری شدن
put تعبیرکردن عازم کاری شدن
outbound عازم ناحیه دور دست
homecomings عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
homecoming عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
pussyfoot دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
mouch راه رفتن دولادولاراه رفتن
outward bound عازم بیرون روانه بیرون
trotting یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trots یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parading سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade سان رفتن رژه رفتن محل سان
parades سان رفتن رژه رفتن محل سان
snipped کش رفتن
snipping کش رفتن
snip کش رفتن
pilfers کش رفتن
departures رفتن
short-change کش رفتن
abstracts کش رفتن
sinks ته رفتن
snitched کش رفتن
abstract کش رفتن
abstracting کش رفتن
snitching کش رفتن
recede پس رفتن
receded پس رفتن
snitch کش رفتن
recedes پس رفتن
snitches کش رفتن
receding پس رفتن
short-changed کش رفتن
short-changes کش رفتن
sink ته رفتن
gangs رفتن
crawls رفتن
make off در رفتن
gang رفتن
to peter out پس رفتن
crawled رفتن
jauk ور رفتن
crawl رفتن
glom on to کش رفتن
meddle ور رفتن
hang around ور رفتن
go off در رفتن
mog رفتن
nim کش رفتن
fribble ور رفتن
short-changing کش رفتن
pilfering کش رفتن
pilfered کش رفتن
pilfer کش رفتن
filched کش رفتن
filch کش رفتن
pullback پس رفتن
putter ور رفتن
puttered ور رفتن
puttering ور رفتن
putters ور رفتن
fall into a rage از جا در رفتن
go over به ان سو رفتن
departure رفتن
betake رفتن
retracts تو رفتن
retracting تو رفتن
retracted تو رفتن
retract تو رفتن
to go to mess رفتن
to go to the bottom ته رفتن
swipe کش رفتن
to whisk away or off رفتن
go رفتن
to go bang در رفتن
to foot it رفتن
to get away رفتن
going رفتن
to get one's monkey up از جا در رفتن
to get over رفتن از
retrograde پس رفتن
to go back ward پس رفتن
to go backward پس رفتن
to hang back پس رفتن
swiped کش رفتن
swiping کش رفتن
niggles ور رفتن
retires پس رفتن
to run off در رفتن
shrinks اب رفتن
shrinking اب رفتن
shrink اب رفتن
to skirt along the coast رفتن
To go رفتن
niggled ور رفتن
niggle ور رفتن
to take to ones heels در رفتن
goes رفتن
to make ones getaway در رفتن
to pair off رفتن
retire پس رفتن
to sleep fast رفتن
twiddling ور رفتن
meddled ور رفتن
to d.deep in to فر رفتن در
to do out of کش رفتن
admit رفتن
to break loose در رفتن
to do a guy در رفتن
break loose در رفتن
to fall away رفتن
to boil over سر رفتن
meddles ور رفتن
hedge در رفتن
hedged در رفتن
hedges در رفتن
twiddles ور رفتن
twiddled ور رفتن
twiddle ور رفتن
regress پس رفتن
to fall away پس رفتن
regressing پس رفتن
filching کش رفتن
to flow over سر رفتن
bleneh پس رفتن
filches کش رفتن
admitting رفتن
regressed پس رفتن
regresses پس رفتن
snook کش رفتن
to fly off در رفتن
to fall short کم رفتن
admits رفتن
faintest از حال رفتن
fainter از حال رفتن
retires عقب رفتن
sightings نشانه رفتن
stall در گل فرو رفتن
taxiing باتاکسی رفتن
sighting نشانه رفتن
stalling در گل فرو رفتن
faints از حال رفتن
toboggans باسورتمه رفتن
taxies باتاکسی رفتن
taxied باتاکسی رفتن
taxi باتاکسی رفتن
toboggan باسورتمه رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com