English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 94 (7 milliseconds)
English Persian
lowest common denominator عامه پسند
lowest common denominators عامه پسند
Search result with all words
popularised مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularises مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularize مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizes مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizing مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
Other Matches
omnibuses عامه
plebs عامه
omnibus عامه
public عامه
the common people عامه
the public عامه
public عامه اشکار
public works فواید عامه
folkway عقیده عامه
endowments to the public اوقاف عامه
public interests مصالح عامه
public interest منافع عامه
popularity جلب محبوبیت عامه
popularity قابل قبول عامه
endowment for the benefit of the public وقف بر مصالح عامه
conventional مورد قبول عامه
putative مفروض مورد قبول عامه
ochlocracy حکومت عامه یا گروهی ازمردم
plebiscitary وابسته به اراعموم اهالی مبنی بر یا افهارعقیده عامه
jack johnson د راصطلاح عامه سربازها نارنجک بزرگ المانی
newsworthy قابل توجه عامه برای درج درروزنامه
public information اطلاعات مورد نیاز عامه مردم وافکار عمومی
approbation پسند
choicer پسند
choice پسند
choices پسند
choicest پسند
utilitarianism بدی هرچیزی بسته بدرجه سودمندی ان برای عامه مردم است
mainline همه پسند
mainlined همه پسند
mainlines همه پسند
mainlining همه پسند
food preference پسند غذایی
startling <adj.> قابل پسند
stupendous <adj.> قابل پسند
wonderful <adj.> قابل پسند
wondrous <adj.> قابل پسند
prodigious <adj.> قابل پسند
amazing <adj.> قابل پسند
astonishing <adj.> قابل پسند
astounding <adj.> قابل پسند
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> قابل پسند
marvellous [British] <adj.> قابل پسند
marvelous [American] <adj.> قابل پسند
fuddy-duddy دیر پسند
savoury مورد پسند
picksome مشکل پسند
miminy piminy مشکل پسند
hard to please مشکل پسند
f.in taste مشکل پسند
popularly بطورعوام پسند
admirable <adj.> قابل پسند
popular مردم پسند
popular توده پسند
fastidious مشکل پسند
admiration پسند تحسین
admires پسند کردن
admired پسند کردن
admire پسند کردن
admiring پسند امیز
savory مورد پسند
self affected خود پسند
self conscious خود پسند
xerophytes خشکی پسند
zerophytes خشکی پسند
dodo کهنه پسند
dodoes کهنه پسند
vervain گل شاه پسند
dodos کهنه پسند
finicky دیر پسند
fuddy-duddies دیر پسند
verbena گل شاه پسند
mangroves خانواده شاه پسند
vulgarizer عوام پسند کننده
by popular [demand] request درخواست توده پسند
flavoursome مورد پسند [غذا]
miminy piminy دیر پسند خودساز
mangrove خانواده شاه پسند
lantana شاه پسند گرمسیری
finicking جلوه فروش مشکل پسند
lemon plant یکجور گل شاه پسند که بوی ابلیمو میدهد
chap book کتابچه اشعاروادبیات عوام پسند که دوره گردان می فروشند
dedications اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
dedication اهداء کردن اهداء وقف بر مصالح عامه اختصاص اموال خصوصی جهت مصارف و منافع عمومی
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
Recent search history
Search history is off. Activate
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com