English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 40 (3 milliseconds)
English Persian
membership عضویت
memberships عضویت
fellowship عضویت
fellowships عضویت
Other Matches
membership group گروه عضویت
membership character ویژگی عضویت
maintenance of membership حمایت از عضویت
membership of the parliament عضویت پارلمان
group membership عضویت گروهی
entered داخل عضویت شدن
membership of legislative assembly عضویت مجلس مقننه
ipso facto عضویت خود بخودی
adhesion انضمام قبول عضویت
card-carrying دارای کارت عضویت
seceding از عضویت خارج شدن
secedes از عضویت خارج شدن
seceded از عضویت خارج شدن
secede از عضویت خارج شدن
enters داخل عضویت شدن
enter داخل عضویت شدن
enroll عضویت دادن درفهرست واردکردن
clubbabble قابل عضویت درباشگاه یامجمع
enrol عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrols عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolls عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolling عضویت دادن درفهرست واردکردن
enrolled عضویت دادن درفهرست واردکردن
closed shops قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
closed shop قانون عضویت اجباری دراتحادیههای کارگری
yellow dog contract قراردادی که براساس ان کارگر حق عضویت در اتحادیه کارگری را ندارد
panel صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
panels صورت اساسی افراد واجدشرایط برای عضویت هیات منصفه
noblemen شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
nobleman شخصی که از طبقه اعیان و شایسته عضویت درمجلس اعیان باشد
presbytery داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
presbyteries داداگاه روحانی که کشیش وغیر کشیش در ان عضویت دارند
maintenance of membership هرکس حق اشتغال به کار دارد لیکن اگر عضو اتحادیهای باشدباید در صورت عضویت ان تازمان تعیین شده باقی بماندوالا شغلش را از دست خواهدداد
card کارت تبریک کارت عضویت
cards کارت تبریک کارت عضویت
union shop یکی از اصول سیستم سندیکایی که به موجب ان کارگرانی که عضو اتحادیه نیستند می توانند استخدام شوند ولی پس از استخدام باید به عضویت اتحادیه درایند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com