English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 47 (4 milliseconds)
English Persian
Tories عضو حزب محافظه کارانگلیس
Tory عضو حزب محافظه کارانگلیس
Other Matches
conservatives محافظه کار
conservatives محافظه کارانه
unprogressive محافظه کار
conservativeness محافظه کاری
hunkerism محافظه کاری
old line محافظه کار
low key <adj.> محافظه کارانه
standpat محافظه کار
toryism محافظه کاری
conservative محافظه کارانه
stick-in-the-muds محافظه کار
stick in the mud محافظه کار
stuffy محافظه کار
Tories محافظه کار
stick-in-the-mud محافظه کار
conservatism محافظه گرائی
conservative محافظه کار
Tory محافظه کار
conservatism محافظه کاری
sit on a lead بازی محافظه کارانه
sit on the ball بازی محافظه کارانه
low key posture رویه محافظه کارانه
ultraconservative بیش از حد محافظه کار
old guard محافظه کار سیاسی
conservatism سیاست محافظه کاری
protect a lead بازی محافظه کارانه
guardedly از روی محافظه کاری
conservative estimate براورد محافظه کارانه
Conservative Party حزب محافظه کار
conservatively از روی محافظه کاری
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
old fashioned کهنه پرست محافظه کار
Tory وابسته به حزب محافظه کار
exoskeleton پوشش محافظه خارجی حیوان
Tories وابسته به حزب محافظه کار
mossyback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
toryism اصول وعقاید حزب محافظه کار
mossback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
co axial cable کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxing کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxes کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxed کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coax کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
conservatism عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com