Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (15 milliseconds)
English
Persian
retrospective
عطف کننده بماسبق
retrospectives
عطف کننده بماسبق
Search result with all words
retrospect
عطف بماسبق کننده
Other Matches
retroactivity
عطف بماسبق
retroaction
عطف بماسبق
ex post facto
عطف بماسبق
retroact
عطف بماسبق کردن
retrospectively
چنانکه شامل گذشته شودیاعطف بماسبق کند
the law is not retroactive
قانون شامل گذشته نمیشود قانون عطف بماسبق نمیکند
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
bandwidth
یچ کننده
benders
خم کننده
commulator
یک سو کننده
refuser
رد کننده
wheezy
خس خس یا خر خر کننده
refutative
رد کننده
solvent
اب کننده
solvents
اب کننده
filleted
پر کننده
whisperer
پچ پچ کننده
noncommittal
رد کننده
fillet
پر کننده
rebutter
رد کننده
doer
کننده
doers
کننده
wheeziest
خس خس یا خر خر کننده
wheezier
خس خس یا خر خر کننده
renunciant
کننده
trackers
پی کننده
fluxing oil
اب کننده
tracker
پی کننده
repudiationist
رد کننده
prattfall
پچ پچ کننده
catterer
پچ پچ کننده
renunciant
رد کننده
puffer
پف کننده
ear-splitting
کر کننده
fillets
پر کننده
attacking
تک کننده
bender
خم کننده
filleting
پر کننده
attenuant
اب کننده
refutatory
رد کننده
prater
پچ پچ کننده
swooner
غش کننده
hopper
لی لی کننده
fillers
پر کننده
skittish
رم کننده
crepitant
خش خش کننده
crusher
له کننده
mitigatory
کم کننده
abjurer or abjuror
کننده
mitigative
کم کننده
mumbler
من من کننده
bidder
کننده
filler
پر کننده
bidders
کننده
sensor
حس کننده
squasher
له کننده
spurner
رد کننده
percutient
دق کننده
solver
حل کننده
deletive
حک کننده
syncopator
غش کننده
jaberer
پچ پچ کننده
squelcher
له کننده
fizzy
کف کننده
surfy
کف کننده
thinner
کم کننده
hoppers
لی لی کننده
deflective
کج کننده
mauler
له کننده
nullifier
باطل کننده
estimator
براورد کننده
doubler
دو برابر کننده
evacuant
تخلیه کننده
estimator
تخمین کننده
equalze
برابر کننده
erective
راست کننده
evaporator
تبخیر کننده
dispersive
متفرق کننده
discriminator
تفکیک کننده
discriminant
مشخص کننده
eruptive
فوران کننده
erumpent
فوران کننده
disconnector
قطع کننده
enunciator
اعلام کننده
diriment
باطل کننده
dialyzer
دیالیز کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com