Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (6 milliseconds)
English
Persian
severely retarded
عقب مانده شدید
Other Matches
fervour
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor
حرارت شدید اشتیاق شدید
hards
پس مانده کتان یاشاهدانه پس مانده
idle balance
مانده راکد مانده غیرفعال
rinsing
پس مانده ابکشی پس مانده
retort residue
ته مانده یا پس مانده قرع
residue check
بررسی تشخیص خطا که در آن داده دریافتی با یک مجموعه اعداد تقسیم میشود و باقی مانده بررسی میشود با باقی مانده مورد نظر
towering
شدید
rugged
شدید
strenuous
شدید
sopping
شدید
inclement
شدید
raging
شدید
grievous
شدید
intensive
شدید
acute
شدید
forcible
شدید
boisterous
شدید
slashing
شدید
sweltering
شدید
extensive
شدید
stalwart
شدید
stalwarts
شدید
intense
شدید
violent
شدید
severe
شدید
severer
شدید
severest
شدید
vehemently
شدید
vehement
شدید
drastically
شدید
drastic
شدید
vigorous
شدید
tough
شدید
rigorous
شدید
high wrought
شدید
two fisted
شدید
diametric
شدید
diametrical
شدید
draconic
شدید
hyperpyrexia
تب شدید
tougher
شدید
incontrollable
شدید
keenest
شدید
keen
شدید
climacteric
<adj.>
شدید
toughest
شدید
slats
ضربه شدید
boom
رونق شدید
boomed
رونق شدید
hypersensitivity
حساسیت شدید
high explosive
سوختار شدید
pash
باران شدید
slat
ضربه شدید
heavy
شدید پرزور
hyperinflation
تورم شدید
sthenic
شدید نیرومند
high rate discharge
تخلیه شدید
schwarmerei
احساسات شدید
heavier
شدید پرزور
heavies
شدید پرزور
rumbustious
سخت شدید
high order detonation
انفجار شدید
galloping inflation
تورم شدید
violent wind
باد شدید
rushed
حرکت شدید
rushing
حرکت شدید
booming
رونق شدید
rain shower
باران شدید
workouts
تمرین شدید
workouts
کار شدید
workouts
ورزش شدید
workout
تمرین شدید
workout
ورزش شدید
penchant
میل شدید
rush
حرکت شدید
passion
تعصب شدید
booms
رونق شدید
clavus
سردرد شدید
an intensive particle
ادات شدید
aggravator
شدید کننده
revulsion
تنفر شدید
chronic
شدید گرانرو
workout
کار شدید
advertising blitz
تبلیغات شدید
rain cats and dogs
<idiom>
باران شدید
actude conditions
شرایط شدید
gird
ضربه شدید
salvo
افهاراحساسات شدید
heaviest
شدید پرزور
impetuous
تند و شدید
hardest
مشکل شدید
vehemence
غضب شدید
harder
مشکل شدید
hard
مشکل شدید
bedlam
اشتباه شدید
exquisite
شدید سخت
salvoes
افهاراحساسات شدید
dreg
پس مانده
draff
پس مانده
residual
مانده
outworn
مانده
loose ends
ته مانده
scrapped
ته مانده
scraps
ته مانده
scrap
ته مانده
residual
ته مانده
picking
پس مانده
heel
پس مانده
heels
پس مانده
tailing
پس مانده
leavings
ته مانده
leavings
پس مانده
loose end
ته مانده
refusing
پس مانده
refuse
پس مانده
refused
پس مانده
riffraff
ته مانده
balance
مانده
fag end
ته مانده
fag ends
ته مانده
scum
پس مانده
silt
ته مانده
balances
مانده
refuses
پس مانده
heel tap
ته مانده
fordone
مانده
leftovers
پس مانده
residues
پس مانده
leftover
پس مانده
oversize materials rejects
مانده
knub
پس مانده
orts
پس مانده
offscourings
پس مانده
residue
پس مانده
residue
مانده
residues
ته مانده
residve
پس مانده
residues
مانده
deposits
پس مانده
deposit
پس مانده
residue
ته مانده
scrapping
ته مانده
forwearied
مانده
played out
مانده
remainder
مانده
wearied
مانده
wearies
مانده
weary
مانده
wearying
مانده
forworn
مانده
tailling
پس مانده
remanent
پس مانده
remanence
مانده
recrementitious
پس مانده
recrement
پس مانده
dross
پس مانده
nosedives
نزول شدید یا ناگهانی
paroxysmal
طغیانی سخت شدید
nosedive
نزول شدید یا ناگهانی
sterns
سخت و محکم شدید
violent pain
درد سخت یا شدید
nymphomania
میل شدید زن بجماع
yerk
حرکت سریع و شدید
high explosive
ماده منفجره شدید
escalate
شدید کردن یا شدن
escalated
شدید کردن یا شدن
high explosive shell
گلوله محترقه شدید
hyperdeflation
انقباض پولی شدید
escalates
شدید کردن یا شدن
escalating
شدید کردن یا شدن
hyperirritable
دارای حساسیت شدید
going-over
عیب جویی شدید
goings-over
عیب جویی شدید
mass casualties
تلفات و ضایعات شدید
groundswell
طغیان شدید دریا
fanatics
دارای احساسات شدید
fanatic
دارای احساسات شدید
hardball
رقابت شدید و بیرحمانه
strong jump
جهش ابی شدید
did you hurt your self a
ایاهیچ اذیت شدید
sternest
سخت و محکم شدید
sterner
سخت و محکم شدید
impact
اصابت اثر شدید
nosedive
نزول شدید کردن
nosedived
نزول شدید یا ناگهانی
nosedived
نزول شدید کردن
burst advertising
شروع تبلیغات شدید
yen
تمایل رغبت شدید
maelstrom
طوفان یا گرداب شدید
nosedives
نزول شدید کردن
nosediving
نزول شدید یا ناگهانی
nosediving
نزول شدید کردن
fanatical
دارای احساسات شدید
hunger for data
میل شدید به داده ها
impacts
اصابت اثر شدید
stern
سخت و محکم شدید
hunger for power
[craving for power]
میل شدید به قدرت
pathetic
دارای احساسات شدید
zing
جیغ شدید وتند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com