English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 45 (4 milliseconds)
English Persian
long haired علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
longhair علاقمندی وافر وبیش ازاندازه
Other Matches
more or less <idiom> کم وبیش
some کم وبیش
interestedly از روی علاقمندی
churchliness علاقمندی بکلیسا
I know the area more or less . کم وبیش با این منطقه آشنا هستم
spelunking علاقمندی به کشف ومطالعه غارها
aestheticism زیبایی پرستی علاقمندی به هنرهای زیبا
long haired علاقمندی غیر عقلانی دارای موی بلند
longhair علاقمندی غیر عقلانی دارای موی بلند
debt limit حداکثر مبلغی که یک واحددولتی میتواند مدیون گردد وبیش از ان مجاز نیست
excessive بیش ازاندازه
it is unusually large ازاندازه معمول بزرگتراست
run into the ground <idiom> بیش ازاندازه کارکشیدن
undersized کوچکتر ازاندازه معمولی
slather مقدار فراوان بیش ازاندازه
hyperactive دارای فعالیت بیش ازاندازه
over estimate بیش ازاندازه واقعی بها گذاشتن بر
overcapitalize بیش ازاندازه واقعی براورد کردن
to overcapitalize a company سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه واقعی ان براورد کردن
plenteous وافر
superrabundant وافر
profuse وافر
luxuriant وافر
superabundant وافر
opulent وافر
abundant وافر
plentiful وافر
plenitudinous وافر
penchant میل وافر
liberals وافر سخی
longing میل وافر
longings میل وافر
umpteenth وافر بیشمار
umpteen وافر بیشمار
liberal وافر سخی
super abound وافر بودن
hankering شوق وافر
hankerings شوق وافر
overfull employment اشتغال وافر
high وافر گران گزاف
highs وافر گران گزاف
highest وافر گران گزاف
over capitalised براورد اضافی سرمایه سرمایه شرکتی را بیش ازاندازه اعلام کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com