Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 49 (4 milliseconds)
English
Persian
bonvivant
علاقمند بزندگی خوب
Other Matches
vital
وابسته بزندگی
live on
بزندگی ادامه دادن
urbanism
اعتیاد بزندگی شهری
urbanity
اعتیاد بزندگی شهری
landlubbers
معتاد بزندگی بری
landlubber
معتاد بزندگی بری
antibiotics
مانع ایجاد لطمه بزندگی
antibiotic
مانع ایجاد لطمه بزندگی
apocrypha
کتاب مشکوکی که راجع بزندگی عیسی ودین مسیح نوشته شده
fondest
علاقمند
fonder
علاقمند
fond
علاقمند
devoted
علاقمند
long haired
علاقمند به چیزی
hydrophilic
اب دوست علاقمند به اب
longhair
علاقمند به چیزی
enamoured
علاقمند و عاشقبهچیزی
philoprogenitive
علاقمند به اولاد
zoophilous
علاقمند به جانور
sweet tooth
علاقمند به شیرینی
zoophilic
علاقمند به جانور
wedded
بسیار علاقمند
beseeching
علاقمند-ازرویاشتیاقوآرزو
hydrophile
اب دوست علاقمند به اب
kleptomaniac
علاقمند به دزدی
attached
دلبسته علاقمند
fashionmonger
علاقمند به مد وسلیقه
responsive
علاقمند ومتوجه
interest
علاقمند کردن
interests
علاقمند کردن
kleptomaniacs
علاقمند به دزدی
amative
علاقمند بامورجنسی
thermotropic
علاقمند به گرما دماگرای
heterosexuals
علاقمند به جنس مخالف
heterosexual
علاقمند به جنس مخالف
spelunker
علاقمند به اکتشاف غار
They grew attached ( attracted) to each other.
به همدیگر علاقمند شدند
air minded
علاقمند به فضانوردی وهوانوردی
discophile
علاقمند به صفحات گرامافون
gastronome
علاقمند بغذای خوب
jaeger
علاقمند به شکار مرد شکارچی
audiophile
شخص موسیقی دوست علاقمند بموسیقی
sig
علاقمند به یک نرم افزاریاسخت افزار خاصی هستند
irrigationist
کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
national educational computing conferenc
جلسه سالیانه فارغ التحصیلان علاقمند به استفاده کامپیوتر در اموزش
computer nik
استفاده کننده علاقمند کامپیوترکه وقت زیادی را صرف کاربا کامپیوتر میکند
special interest group
که علاقمند به سخت افزار یا نرم افزار خاصی هستند
homebody
ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com