English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
landmark علامت مشخصه زمینی
landmarks علامت مشخصه زمینی
Other Matches
characteristic صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
characteristically صفت اختصاصی یا ممیز نشان ویژه علامت مشخصه مشخصه
identification character علامت مشخصه
identify signal علامت یا سیگنال مشخصه
token کلمه رمزی علامت مشخصه
tokens کلمه رمزی علامت مشخصه
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
ground liaison گروه رابط زمینی در فرودگاه شکاریهاربط زمینی
goldie lock فرمان پست رادار زمینی به هواپیما دایر بر اینکه رادارکنترل زمینی هدایت هواپیمارا بعهده گرفته است
distinctive مشخصه صفت مشخصه
army landing forces نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
army commander فرمانده نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات فرمانده قسمت زمینی
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
ground signals سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
yams سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
yam سیب زمینی هندی سیب زمینی شیرین
army aircraft هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characteristically مشخصه
feature مشخصه
featured مشخصه
featuring مشخصه
attributing مشخصه
attribute مشخصه
specification مشخصه
attributes مشخصه
characteristic مشخصه
features مشخصه
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
filter characteristic مشخصه صافی
spectral characteristic مشخصه مرئی
spectral response characteristic مشخصه طیفی
series characteristics مشخصه سری
speed characteristics مشخصه سرعت
static characteristic مشخصه استاتیک
functional specification مشخصه عملیاتی
arc characteristic مشخصه قوس
interference characteristic مشخصه انترفرنس
mutual characteristic مشخصه متقابل
characteristic strength مقاومت مشخصه
proper value مشخصه مقدار
characteristic root مشخصه مقدار
characteristic number مشخصه مقدار
characteristic action عامل مشخصه
identification number حرف مشخصه
characteristic curve منحنی مشخصه
characteristic curves منحنیهای مشخصه
characteristic equation معادله مشخصه
characteristic function تابع مشخصه
program specification مشخصه برنامه
eigenfunction تابع مشخصه
decay characteristic مشخصه پستاب
persistence characteristic مشخصه پستاب
emission characteristic مشخصه صدور
transfer characteristic مشخصه متقابل
proper function مشخصه تابع
dynamic characteristic مشخصه دینامیک
characteristic values مقادیر مشخصه
control characteristic مشخصه فرمان
emergent characteristic مشخصه نوخاسته
electrode characteristic مشخصه الکترد
eigenvalue مقدار مشخصه
characteristic function مشخصه تابع
number plates پلاک علائم مشخصه
image impedance مقاومت مشخصه تصویر
input characteristic منحنی مشخصه ورودی
accounting symbol علایم مشخصه حساب
internal characteristic منحنی مشخصه داخلی
number plate پلاک علائم مشخصه
grid current characteristic منحنی مشخصه شبکه
grid characteristic منحنی مشخصه لامپ
spectral sensitivity characteristic مشخصه حساسیت مرئی
shunt characteristic منحنی مشخصه شنت
beach flag پرچم مشخصه ساحلی
diode characteristic مشخصه الکترد مرکب
syndromes علائم مشخصه مرض
load curve منحنی مشخصه بار
syndrome علائم مشخصه مرض
frequency characteristic منحنی مشخصه فرکانس
creep characteristics منحنی مشخصه خزش
secondary emission characteristic مشخصه صدور ثانوی
break up مرز علایم مشخصه هدف
break up حد فاصل علایم مشخصه هدف
telephone frequency characteristic منحنی مشخصه فرکانس صحبت
discriminate با علائم مشخصه ممتاز کردن
discriminated با علائم مشخصه ممتاز کردن
design speed سرعت مشخصه تندی پایه
grid current characteristic منحنی مشخصه جریان شبکه
lineament خطوط چهره صفات مشخصه
lineaments خطوط چهره صفات مشخصه
grid characteristic منحنی مشخصه جریان شبکه
discriminates با علائم مشخصه ممتاز کردن
low frequency characteristic مقدار مشخصه فرکانس پایین
graticule خطوط مشخصه زمین درعکس هوایی
pressmark حروف رمزی مشخصه کتب کتابخانه
functions مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
functioned مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
function مشخصه مخصوصی در کامپیوتر یا پردازنده لغت
grid anode characteristic منحنی مشخصه شبکه-جریان اند
device مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
devices مشخصه یکتا و کد انتخاب شده برای هر وسیله جانبی
reserved character کلمه یاعبارتی که به عنوان مشخصه درزبان برنامه سازی به کارمی رود.
BAK file extension مشخصه سه حرف استاندارد در سیستم MS DOS برای بیان یک پشتیبان یا کپی از فایل
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
iee /s 00 مشخصه یک استاندارد که توسط موسسه مهندسین الکتریسیته و الکترونیک ساخته شده است
design strength مقاومتی که در محاسبات مورداستفاگه قرار میگیرد و برابراست با مقاومت مشخصه تقسیم بر ضریب تقلیل
terrene زمینی
agrarian زمینی
predial or prae زمینی
sub astral زمینی
sublunar زمینی
territorial زمینی
earth-bound زمینی
terraneous زمینی
tellurian زمینی
subaerial رو زمینی
earthly زمینی
sublunary زمینی
tumbling زمینی
landed a زمینی
terrestrial زمینی
overland mail پست زمینی
perigee حضیض زمینی
ground waves امواج زمینی
earthy زمینی دنیوی
terrestrial refraction شکست زمینی
groundling گیاه زمینی
groundnuts بادام زمینی
groundnut بادام زمینی
potato سیب زمینی
potatoes سیب زمینی
land force n نیروی زمینی
land mine مین زمینی
land forces نیروی زمینی
terrestrial radiation تابشهای زمینی
infernal regions دیارزیر زمینی
praties سیب زمینی
subterraneous زیر زمینی
peanuts بادام زمینی
murphy سیب زمینی
mail gram پست زمینی
land tail بنه زمینی
peanut بادام زمینی
peanut پسته زمینی
terrestrial وضعیت زمینی
tellurian matter ماده زمینی
terraqueous زمینی ودریایی
terrain return اکوی زمینی
terrain corridor دالان زمینی
hypogeal زیر زمینی
hypogeous زیر زمینی
hypogean زیر زمینی
land combat نبرد زمینی
tater سیب زمینی
suberranean زیر زمینی
peanuts پسته زمینی
army نیرو زمینی
army general staff ستادنیروی زمینی
ground fire تیر زمینی
ground force نیروی زمینی
ground forces نیروی زمینی
ground forces نیروهای زمینی
bonus pass پاس زمینی
ground liaison رابط زمینی
ground nut بادام زمینی
landmines مین زمینی
ground observation دیدبانی زمینی
landmine مین زمینی
gulleys دالان زمینی
ground control کنترل زمینی
ground circuit مدار زمینی
army forces نیروهای زمینی
graze burst ترکش زمینی
army attache وابسته زمینی
apogee اوج زمینی
ground antenna انتن زمینی
earth antenna انتن زمینی
floor lamp اباژور زمینی
antenna ground انتن زمینی
monkey nut بادام زمینی
gullies دالان زمینی
gully دالان زمینی
ground return بازتاب زمینی
ground return برگشت زمینی
ground speed سرعت زمینی
ground surveillance مراقبت زمینی
floor lamp [American] آباژور زمینی
ground surveillance تجسس زمینی
ground track مسیر زمینی
standard lamp [British] آباژور زمینی
standard lamps [British] آباژورهای زمینی
ground wave موج زمینی
armies نیرو زمینی
floor lamps [American] آباژورهای زمینی
ground position موقعیت زمینی
ground observer دیدبان زمینی
ground position ایستگاه زمینی
earth nut بادام زمینی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com