English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
English Persian
V-sign علامت پیروزی
V-signs علامت پیروزی
Other Matches
symbol اختصار علامت اختصاری علامت تجسمی
symbol علامت ترسیمی علامت فرمولی
character نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
characters نشانه گرافیکی که به صورت یک علامت چاپ شده یا نمایش داده شده مثل یکی از حروف الفبا یک عدد یا یک علامت فاهر میشود
achievement پیروزی
take پیروزی
win پیروزی
wins پیروزی
victory پیروزی
victories پیروزی
conquests پیروزی
conquest پیروزی
victoriousness پیروزی
triumphs پیروزی
scores پیروزی
triumph پیروزی
triumphed پیروزی
scored پیروزی
beat پیروزی
triumphing پیروزی
victoriously با پیروزی
beats پیروزی
score پیروزی
takes پیروزی
conquers پیروزی یافتن بر
trophy یادگاری پیروزی
secure of victory مطمئن به پیروزی
trophy نشان پیروزی
nike الهه پیروزی
triumphal cloumn برج پیروزی
success پیروزی نتیجه
successes پیروزی نتیجه
victory stele لوح پیروزی
trophies یادگاری پیروزی
trophies نشان پیروزی
wins پیروزی برد
conquering پیروزی یافتن بر
conquer پیروزی یافتن بر
steals پیروزی غیرمنتظره
steal پیروزی غیرمنتظره
paeans پیروزی نامه
paean پیروزی نامه
garrison finish پیروزی غیرمنتظره
win on points پیروزی با امتیاز
winnable شایسته پیروزی
v day روز پیروزی
win پیروزی برد
triumphal حاکی از پیروزی
victory day روز پیروزی
pewter جام پیروزی جایزه
win by knockout پیروزی با ناک اوت
achievements پیروزی کار بزرگ
paeans پیروزی نامه نوشتن
triumphantly فاتحانه فریاد پیروزی
paean پیروزی نامه نوشتن
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
triumphant فاتحانه فریاد پیروزی
pull it out پیروزی در واپسین لحظات
palm نخل خرما نشانه پیروزی
win by retirement پیروزی با کنار رفتن حریف
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
save the day <idiom> به پیروزی وموفقیت دست یافتن
occupation authority اقتدار ناشی از فتح و پیروزی
shut out مانع پیروزی حریف شدن
palms نخل خرما نشانه پیروزی
pyrrhic victory پیروزی ای که بی اندازه گران تمام شد
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
edge پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
edges پیروزی با فاصله امتیاز کم لبه اسکیت
brush دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
brushes دم روباه شکارشده بعنوان نشانه پیروزی
streaking یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
long shot شرکت کنندهای که احتمال پیروزی کمی دارد
streaks یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streaked یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
streak یک دوره پیروزی یاشکست انجام حرکات عالی
turn the tide <idiom> چیزی که بنظر شکست خورده بود به پیروزی رساندن
head hunt بریدن سردشمن وبردن ان بعنوان غنیمت ونشانه پیروزی
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
outruns منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
Vistory was dearly bought . پیروزی بقیمت گرانی بدست آمد ( تلفات جانی فراوان )
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
outrun منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
die ماندن در پایگاه در پایان بازی بیس بال دو سرعت جنگ تا پیروزی
emblems علامت
stripe علامت
presage علامت
presages علامت
apostrophe علامت
emblem علامت
banners علامت
code علامت
differentia علامت
designations علامت
codes and codification علامت
caret علامت
unsigned بی علامت
presaging علامت
banner علامت
apostrophes علامت
symptoms علامت
mark علامت
symptom علامت
brand علامت
branding علامت
brands علامت
badges علامت
badge علامت
insignia علامت
tick علامت
ticked علامت
ticks علامت
apostrophize علامت
stripes علامت
presaged علامت
indicator علامت
ditto علامت
symbol علامت
designation علامت
signal علامت
signalled علامت
signum علامت
impresa علامت
tags علامت
signal generator علامت زا
fog signal علامت مه
signaled علامت
token علامت
symptomless بی علامت
characters علامت
character علامت
marks علامت
tokens علامت
marine code علامت
bullets یک علامت
bullet یک علامت
indicium علامت
tag علامت
brand علامت رقم
note of a علامت تعجب
interrogatives علامت سئوال
line clear signal علامت ازاد
start signal علامت شروع
negative signe علامت منفی
mark condition شرط علامت
signaling علامت دهی
medical badge علامت بهداری
marque علامت مخصوص
brand علامت تجاری
coding علامت گذاری
brands علامت رقم
branding علامت تجاری
brands علامت تجاری
branding علامت رقم
logical symbol علامت منطقی
brands علامت تجارتی
branding علامت تجارتی
brand name علامت ساخت
interrogative علامت سئوال
brand names علامت ساخت
logic symbol علامت منطقی
brand علامت تجارتی
line out با خط علامت گذاشتن
sleeve emblem علامت سردست
pharmaceutical sign علامت دواسازی
picture signal علامت تصویر
request signal علامت درخواست
trademarks علامت تجارتی
inverts علامت چاپ
inverting علامت چاپ
invert علامت چاپ
exclamation mark علامت تعجب
signal detection علامت یابی
road marking علامت راه
romberg's sign علامت رومبرگ
sign position مکان علامت
sign position موضوع علامت
sign of the cross علامت صلیب
sign and magnitude علامت و مقدار
sign magnitude علامت و مقدار
sign bit بیت علامت
sign digit رقم علامت
equal sign علامت تساوی
ratch علامت سفید
signal level سطح علامت
prosign علامت قراردادی
positive sign علامت مثبت
signallzation علامت گذاری
trademarks علامت تجاری
trademark علامت تجاری
trademark علامت تجارتی
signaler علامت دهنده
processing symbol علامت پردازش
sign gestalt علامت- گشتالت
sign position موقعیت علامت
prosign علامت پیشوند
signal normalization هنجارسازی علامت
radar trace علامت رادار
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com